نورنیوز-گروه بینالملل: ترکیه در بحبوحه تحولات پرشتاب بینالمللی، بهویژه در غرب آسیا، میزبان نشستی با حضور وزیران خارجه ترکیه، عربستان، پاکستان و مصر در کنار وزیران خارجه تروئیکای اروپایی، شامل فرانسه، آلمان و انگلیس بود. حاضران درباره تحولات فلسطین، جنگافروزی آمریکایی ـ صهیونیستی علیه ایران و ضرورت آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و بابالمندب گفتوگو کردند؛ اما فاصله میان ادعاهای دیپلماتیک و واقعیتهای میدان همچنان پابرجاست. استمرار خواستههای غیرواقعبینانه برخی کشورها، نهتنها گرهی از بحرانها نمیگشاید، بلکه بر پیچیدگی آنها میافزاید؛ بهویژه آنکه یک سوی این معادله، اروپایی قرار دارد که جایگاه پیشین خود را در معادلات جهانی از دست داده است.
فلسطین و یمن؛ غیبت اراده عملی برای مهار تجاوزگری
هرچند ترکیه، عربستان، پاکستان و مصر، اشغالگری رژیم صهیونیستی را از عوامل بحرانهای منطقه دانستهاند، تأکید بر راهکار دو دولتی، مذاکرات و ارسال کمکهای انسانی به غزه، بدون اقدام عملی علیه این رژیم یا مطالبه پایان حمایتهای آمریکا و اروپا از آن، از فقدان اراده لازم برای مقابله با اشغالگری حکایت دارد. کشورهای اروپایی نیز صرفاً بر نادرست بودن شهرکسازی در کرانه باختری تأکید کرده و از دیگر ابعاد جنایات و اشغالگری رژیم صهیونیستی چشم پوشیدهاند.
اصرار نشست استانبول بر گفتوگو در شرایطی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی عملاً نشان دادهاند ارادهای برای حلوفصل دیپلماتیک ندارند و زبان زور را ملاک رفتار خود قرار دادهاند. در چنین شرایطی، سخن گفتن از دیپلماسی، بدون مواجهه با عاملان تجاوز، راهکاری برای پایان بحران نخواهد بود.
در یمن نیز تجاوز سعودی و حمایت متحدان غربی، از عوامل تداوم بحران است. فرانسه و انگلیس از اعزام نیرو و تسلیحات به عربستان خبر دادهاند و پارلمان اروپا با تصویب قطعنامهای، خواستار قرار گرفتن شاخهها و رهبری جنبش انصارالله در فهرست گروههای تروریستی و تشدید تحریمهای هدفمند علیه زنجیره تأمین موشک و پهپاد این جنبش شده است. نشست استانبول نیز با تأکید بر بازماندن بابالمندب و توقف حملات انصارالله، به ریشه بحران، یعنی حق دفاع مشروع یمنیها در برابر اشغالگری و تجاوز سعودی، نپرداخته است. یمن برای توسعهطلبی نمیجنگد، بلکه در پی حفظ داشتههای خویش است. مطالبه یکطرفه عقبنشینی یمن از مقاومت، با چارچوبهای حقوق بینالملل سازگار نیست؛ راه پایان جنگ، تعهد عربستان و حامیانش به توقف مداخله در امور داخلی یمن و رفع محاصره این کشور است.
اروپا؛ بازیگری حاشیهنشین با رؤیاهای بر بادرفته
نشست استانبول نمیتواند جایگاه ازدسترفته اروپا را احیا کند. این قاره در معادلات جهانی، از اوکراین تا غرب آسیا، به حاشیه رانده شده و بیش از آنکه بازیگری مؤثر باشد، به ماشین بیانیهخوانی تبدیل شده است. حساب باز کردن روی چنین ظرفیتی برای حل بحرانها، حتی جنگ یمن، دستاوردی نخواهد داشت.
سران تروئیکا بقای سیاسی خود را در تداوم جنگ و بحرانسازی جستوجو میکنند؛ اصرار بر ادامه جنگ اوکراین، همراهی با آمریکا علیه ایران و بیاعتنایی به اشغالگری رژیم صهیونیستی، جلوههای این رویکرد است. بحرانهای شدید داخلی نیز توان بازیگری اروپا در سیاست خارجی را تضعیف کرده است. اروپا امروز حکم دستمال کثیفی را دارد که نمیتوان انتظار پاک کردن شیشه را از آن داشت؛ بنابراین، ژستهای دیپلماتیک آن را نباید با قدرت واقعی برای حل بحرانها اشتباه گرفت.
تنگه هرمز؛ دیپلماسی بدون پذیرش مسئولیت راهگشا نیست
وزیران خارجه حاضر در نشست استانبول با تأکید بر اهمیت امنیت کشتیرانی و آزادی ناوبری، خواستار ازسرگیری سریع و کامل عبور ایمن و بدون مانع کشتیها از تنگه هرمز شدند و درباره اختلال در زنجیره تأمین جهانی، انتقال انرژی، مواد غذایی و کود هشدار دادند.
این مطالبه در حالی مطرح میشود که تروئیکای اروپایی از آمادگی برای مذاکره هستهای با ایران سخن میگوید و همزمان خواستار پرهیز از تنشهای جدید است. ژاننوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، تشدید تنش میان ایران و آمریکا را فاقد برنده دانست و هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، دیپلماسی و گفتوگو را تنها راهکار معرفی کرد.
بازگشایی تنگه هرمز نیز راهکاری روشن دارد: ایران با اعلام شروط هفتگانه، از آمادگی برای بازگشایی آن ظرف یک هفته خبر داده است. حمایت عملی از این شروط میتواند مسئله را حل کند. اروپا نمیتواند هم شریک دزد، یعنی آمریکا، باشد و هم رفیق قافله، یعنی ایران. کشوری که در تحریم و تهدید ایران مشارکت دارد، نمیتواند بدون پذیرش مسئولیت، خواستار بازگشایی تنگه شود. ایران همواره از دیپلماسی استقبال کرده، اما شرایط امروز تغییر کرده است؛ مذاکرات هستهای دیگر جایگاه گذشته را ندارد و اروپا باید با پذیرش واقعیتهای میدان و نقش ایران در معادلات جهانی، از زیادهخواهیهای نخنما دست بردارد.