نورنیوز- گروه بینالملل: جو بایدن رئیسجمهور سابق آمریکا در آخرین نطق رسمی خود در این جایگاه در تاریخ ۱۵ ژانویه ۲۰۲۵، جملهای گفت که شاید در هیاهوی پایان یک دوره ریاستجمهوری چندان جدی گرفته نشد: «امروز، یک الیگارشی از ثروت، قدرت و نفوذ فوقالعاده در حال شکلگیری در آمریکاست که واقعا کل دمکراسی ما، حقوق اولیه و آزادیهای ما را تهدید میکند.» این الیگارشی تازه به تعبیر بایدن، متشکل از ثروت، قدرت و نفوذ فناورانه و رسانهای است. بایدن در همان سخنرانی از خطر ظهور یک «مجتمع صنعتی-فناورانه» نیز سخن گفت؛ ساختاری که به باور او میتواند با تمرکز قدرت اقتصادی و فناوری و با انتشار اطلاعات نادرست، بر زندگی سیاسی آمریکا اثر بگذارد.
اکنون، کمتر از دو سال بعد، شاید بتوان معنای آن هشدار را بهتر دید. ایلان ماسک، یکی از ثروتمندترین مردان جهان و مالک شرکتهایی با اهمیت راهبردی در حوزههای خودرو، فضا و ارتباطات و همچنین مالک شبکه اجتماعی ایکس، در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ بیش از ۲۷۷ میلیون دلار برای حمایت از دونالد ترامپ و دیگر نامزدهای جمهوریخواه هزینه کرد و به بزرگترین حامی مالی منفرد انتخابات آن سال تبدیل شد.
این البته پایان ماجرا نبود. در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶، ایلان ماسک بار دیگر با سرمایهای بسیار بزرگ وارد میدان شده است. گزارش رویترز نشان میدهد که او فقط از ژوئیه امسال حدود ۲۷۶ میلیون دلار برای حمایت از جمهوریخواهان هزینه کرده و مجموع هزینه سیاسی او در چرخه انتخاباتی ۲۰۲۶ به حدود ۳۶۶ میلیون دلار رسیده است. گزارشهای تازهتر حتی از انتقال بیش از ۴۰۰ میلیون دلار از سوی شبکههای PACتحت حمایت او به تبلیغات انتخاباتی جمهوریخواهان خبر میدهند. وقتی فاصله میان قدرت مالی یک فرد و قدرت مالی میلیونها شهروند چنان عظیم میشود که یک نفر میتواند صدها میلیون دلار برای جهت دادن به فضای انتخاباتی هزینه کند، آیا هنوز میتوان از برابری سیاسی شهروندان با همان معنای کلاسیک سخن گفت؟ این پرسش، دقیقاً همان جایی است که هشدار بایدن اهمیت پیدا میکند.
از «رأی مردم» تا «بازار وعدهها»
دموکراسی صرفاً به این معنا نیست که هر چهار سال یا دو سال یک بار، شهروندان پای صندوق بروند و یک نام را انتخاب کنند. دموکراسی زمانی معنا دارد که شهروندان، پیش از رسیدن به صندوق رأی، در میدان نسبتاً متعادلی از اطلاعات، تبلیغات، رقابت سیاسی و امکان شنیدهشدن قرار داشته باشند. اگر یک نامزد بتواند از پشتیبانی مالی صدها میلیون دلاری برخوردار شود، هزاران نیروی میدانی و تبلیغاتی به کار گیرد و همزمان از دسترسی به یک پلتفرم عظیم ارتباطی برخوردار باشد، مسئله فقط «کمک مالی به یک نامزد» نیست. مسئله، تغییر مقیاس قدرت سیاسی است.
ماسک فقط یک چکدهنده سیاسی نیست. او مالک یکی از مهمترین پلتفرمهای ارتباطی جهان نیز هست. در انتخابات ۲۰۲۴، همین ترکیب ثروت و مالکیت رسانهای به او امکان داد که علاوه بر کمک مالی گسترده، از شبکه اجتماعی ایکس برای حمایت سیاسی از ترامپ استفاده کند؛ واشنگتنپست در آن زمان نوشت که این شبکه عملاً برای ترامپ به یک بلندگوی انتخاباتی بسیار بزرگ تبدیل شده بود.
اینجاست که مفهوم «الیگارشی فناورانه» از یک تعبیر سیاسی به یک مسئله عینی تبدیل میشود: قدرت اقتصادی، قدرت رسانهای و قدرت سیاسی در یک نقطه به هم نزدیک میشوند. خطر لزوماً در این نیست که یک میلیاردر از یک نامزد حمایت کند. خطر در این است که ثروت، مالکیت پلتفرم، دسترسی به داده، توان تبلیغاتی و نفوذ سیاسی بتوانند در یک زنجیره واحد قرار گیرند. در چنین شرایطی، شهروند عادی دیگر فقط با یک نامزد رقابت نمیکند؛ او با اکوسیستمی از پول، فناوری، رسانه و قدرت مواجه است.
البته از نظر حقوقی، این وعده بهخودیخود به معنای خرید رأی نیست؛ زیرا قرار است پرداخت، صرفنظر از اینکه فرد به چه کسی رأی داده یا اصلاً رأی داده باشد، انجام شود و تحقق آن نیز به تصویب کنگره نیاز دارد. اما از منظر سیاسی، مسئله دیگری مطرح است: وقتی رقابت انتخاباتی به وعده پرداخت مستقیم پول گره میخورد، آیا سیاست عمومی در حال تبدیل شدن به نوعی بازار معامله میان قدرت سیاسی و رأیدهنده نیست؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که آن را کنار نقش فزاینده ثروتمندان فناوری بگذاریم. یک سو، میلیاردر فناوری با صدها میلیون دلار سرمایه وارد انتخابات میشود تا نتیجه سیاسی مطلوب خود را تقویت کند؛ سوی دیگر، رئیسجمهور به رأیدهندگان وعده پرداخت هزاران دلار میدهد تا پیروزی حزب خود را تضمین کند. در هر دو طرف، چیزی وارد رابطه سیاسی میشود که نباید جایگزین داوری شهروند درباره برنامه، عملکرد و آینده کشور شود: پول.
تفاوت البته مهم است. پول ماسک، پول خصوصی است که برای اثرگذاری بر رقابت سیاسی هزینه میشود؛ وعده ترامپ، وعده استفاده از منابع عمومی است و برای اجرا به فرآیند قانونی نیاز دارد. بنابراین نباید این دو را یکی دانست. اما در سطح عمیقتر، هر دو پدیده یک سؤال مشترک ایجاد میکنند: چه اتفاقی برای کیفیت انتخاب دموکراتیک میافتد وقتی پول به یکی از مهمترین زبانهای ارتباط میان سیاستمدار و شهروند تبدیل میشود؟ این همان پرسشی است که هشدار بایدن را دوباره به میان میآورد.
انتخابات، گروگان لابیگری ثروتمندان
آمریکا از دیرباز با نفوذ ثروتمندان در سیاست مواجه بوده است. مسئله جدید، صرفاً مقدار پول نیست؛ سرعت، مقیاس و ترکیب قدرت است. یک میلیاردر امروز میتواند همزمان سرمایه عظیم، شرکتهای فناوری راهبردی، پلتفرم ارتباطی، میلیونها دنبالکننده و شبکهای از نهادهای انتخاباتی را در اختیار داشته باشد. این تمرکز قدرت چیزی فراتر از سنت قدیمی «لابیگری ثروتمندان» است.
به همین دلیل، هشدار بایدن درباره «مجتمع صنعتی-فناورانه» را نمیتوان صرفاً یک عبارت سیاسی در آخرین روزهای ریاستجمهوری او دانست. آن هشدار درباره آیندهای بود که در آن فناوری نه فقط ابزار ارتباط مردم، بلکه ابزار سازماندهی قدرت سیاسی نیز شود. و اکنون نمونهای واقعی از آن پیش چشم آمریکاست.
ترامپ برای حفظ اکثریت جمهوریخواهان در کنگره به منابع مالی عظیم متکی است؛ ایلان ماسک نیز صدها میلیون دلار برای همان هدف هزینه میکند. در همین حال، ترامپ تلاش میکند انتخابات میاندورهای را به یک همهپرسی درباره شخص خود تبدیل کند و وعده مالی ۵ هزار دلاری را نیز به پیروزی جمهوریخواهان پیوند زده است. گزارش رویترز نیز تأکید کرده که ترامپ در هفتههای پایانی مبارزات انتخاباتی، خود را محور بسیج رأیدهندگان جمهوریخواه قرار داده است.
مسئله اصلی بنابراین شخص ماسک یا حتی شخص ترامپ نیست. مسئله ساختاری است که اجازه میدهد ثروت خصوصی در مقیاس بسیار بزرگ به قدرت سیاسی تبدیل شود و قدرت سیاسی نیز متقابلاً به حفظ و گسترش منافع صاحبان این ثروت نزدیک شود. این همان نقطهای است که دموکراسی باید نسبت به آن حساس باشد.
دموکراسی زمانی تضعیف میشود که رأی مردم بیمعنا شود؟ نه لزوماً. گاهی دموکراسی زمانی آرامآرام ضعیف میشود که رأی مردم همچنان وجود دارد، اما محیطی که رأی در آن شکل میگیرد، بیش از اندازه تحت تأثیر صاحبان ثروت و قدرت قرار گرفته است. صندوق رأی ممکن است سالم بماند، اما اگر میدان شکلگیری رأی نابرابر شود، سلامت دموکراسی نیز نمیتواند فقط با سلامت صندوق سنجیده شود.
از این منظر، آنچه امروز در آمریکا رخ میدهد را نمیتوان صرفاً همکاری ترامپ و ماسک، یا رقابت جمهوریخواهان و دموکراتها دانست. این یک آزمون بزرگتر برای نظام سیاسی آمریکاست: آیا فناوری و ثروت قرار است قدرت شهروندان را بیشتر کند یا قدرت صاحبان فناوری را؟ اگر پاسخ دومی باشد، آنگاه هشدار بایدن معنای جدیتری پیدا میکند. الیگارشی لزوماً با لغو انتخابات آغاز نمیشود؛ ممکن است از جایی آغاز شود که پول، پلتفرم و قدرت سیاسی آنقدر به هم نزدیک شوند که شهروند معمولی دیگر در برابر آنها نه یک رأی برابر، بلکه یک رأی کماثر داشته باشد.