نورنیوز گروه سیاسی: امریکا در واکنش به طرح ایران که در مقابل بازگشایی تنگه هرمز تحقق هفت شرط را مطالبه میکند، دوباره پرونده هستهای ایران را پیش کشیده است و خواستار امتیازاتی شده است که به نوعی قبل از جنگ و بعد از آن در قالب طرح 15 مادهای مطرح کرده بود؛ اما با مخالفت تهران مواجه شد تا این که این پرونده به شکلی از دستور کار مذاکراتی و به تبع آن تفاهمنامه خارج شد و صرفا تحت عنوان کلی مذاکره درباره آن در آینده مطرح شد.
اولا موضع کنونی آمریکا نشان میدهد که بازگشت این کشور به تفاهمنامه دست کم در این شرایط و به ویژه قبل از انتخابات آمریکا تقریبا غیر ممکن است؛ حتی بعد از آن هم چه قبل از یک درگیری نظامی دیگر چه بعد از ان باز بعید است؛ مگر در قالب «تفاهم پلاس» تحت شرایط خاصی.
ثانیا طرح موضوع هستهای با این شکل و درخواست امتیازاتی کلان در این زمینه با علم به موضع تهران در این باره دستکم گویای این نکته کلیدی نیز هست که آمریکا فعلا به دنبال مذاکره جدی و توافق نیست و این پرونده و خواستهها را هم در قالب روایت رسانهای خود درباره تلاش برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای مطرح میکند. کما این که انگیزه دیگر طرح این موضوع نشان دادن تمایل اعلامی به مذاکره و توافق به ویژه در این شرایط انتخاباتی است.
در کل حالا که مذاکرات تقریبا به نقطه صفر بازگشته است و آمریکا تمایلی به بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد جز در صورت توسعه آن به پرونده هستهای و گرفتن امتیازات کلان ندارد، میتوان گفت که شروع مذاکرات جدید و توافقی دیگر تابع شرایطی خواهد بود که پس از یک درگیری جدی نظامی دیگر رقم خواهد خورد.
احتمال وقوع این درگیری همچنان بالاست؛ مگر این که اولا نتانیاهو در انتخابات پیش رو از گردونه قدرت کنار گذاشته شود. ثانیا دموکراتها در آمریکا نه اکثریتی شکننده، بلکه قاطع به ویژه در مجلس سنا به دست آورند که ابتکار عمل را از ترامپ سلب کنند؛ هر چند این کار برای رئیس جمهوری ساختارشکن بسیار دشوار است.
اکنون که نتانیاهو وضعیت انتخاباتی مناسبی ندارد، بر خلاف نخست وزیران پیشین اسرائیل بعید است که به سادگی با این شرایط کنار بیاید و باخت را بپذیرد. او در شیفتگی به قدرت دست کمی از ترامپ ندارد و به همین علت هم باید دید در این سه هفته مانده به انتخابات کنست در 27 اکتبر برای جلوگیری از باخت دست به چه اقدامی خواهد زد؛ حمله دوباره به ایران یا مکان دیگری. فراموش نکنیم که در اسرائیل با افکار عمومی به معنای متعارف آن مواجه نیستیم؛ بلکه بیشتر مزاج عمومی است که با تحولاتی سریع به شکل مقطعی بالا و پایین میشود. نتانیاهو هم این را خوب میداند و به احتمال زیاد به سطحی از اقدامات میاندیشد که این مزاج عمومی جامعه اسرائیلی را که غالبا گرایش راست افراطی دارد، به سمت خود و حزبش بازگرداند.
در این میان، این پرسش مطرح است که اگر نتانیاهو تصمیم نهایی خود را بگیرد که از طریق حملاتی معادلات انتخاباتی در اسرائیل را بر هم بزند، آیا ترامپ هم به او خواهد پیوست یا خیر؟
اینجا دو سناریو مطرح خواهد بود؛ نخست این که اسرائیل و آمریکا مشترکا دست به اقدام نظامی بزنند.
دوم این که اگر واقعا اسرائیل به تنهایی به دنبال شروع جنگ دیگری باشد، اولا بعید است که بدون هماهنگی کامل با ترامپ باشد؛ ثانیا ممکن است که آمریکا ابتدا در آن مشارکت نکند و پس از اندک زمانی از اقدام نظامی اسرائیل با سبک سنگین کردن نتایج آن بخواهد تصمیم به مشارکت یا عدم مشارکت بگیرد.
مخلص کلام این که نتانیاهو و ترامپ به صورت جدی به یک اقدام نظامی دیگر میاندیشند چه با مشارکت دو طرف و چه فقط اسرائیل. از این رو، سه هفته پیشرو تا انتخابات اسرائیل و آمریکا چه بسا حساستر از بعد از انتخابات باشد.