فارسی
نورنیوز بررسی می‌کند؛

اگر ایران نابود شده، چرا آمریکا فرفورد را تخلیه کرد؟

خروج بمب‌افکن های راهبردی آمریکا از فرفورد، در حالی با ادعای تأمین امنیت توجیه شده که واشنگتن پیش‌تر مدعی نابودی توان نظامی ایران بود؛ تناقضی آشکار که هم اقتدار ادعایی ارتش آمریکا و هم روایت ترامپ درباره قدرت ایران را زیر سؤال می‌برد.

اگر ایران نابود شده، چرا آمریکا فرفورد را تخلیه کرد؟
۰ دقیقه

نورنیوز-گروه بین‌الملل: پس از آنکه رسانه‌هایی از جمله وال‌استریت ژورنال گزارش دادند ۱۰ فروند از ۱۲ بمب‌افکن راهبردی بی‌ـ۱بی لنسر نیروی هوایی آمریکا که از ماه مارس امسال در پایگاه هوایی فرفورد در گلاسترشر انگلیس مستقر بودند، این پایگاه را به مقصد خاک آمریکا ترک کرده‌اند، مقامات کاخ سفید این اقدام را در چارچوب تأمین امنیت جنگنده‌ها و تسلیحات آمریکایی، به‌ویژه در برابر حمله احتمالی ایران و حملات پهپادی، توجیه کردند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، که پیش‌تر نیز ادعای نقش ایران در حادثه هواپیمای فلای‌دبی را مطرح کرده بود، درباره این جابه‌جایی مدعی شد یک تهدید مشخص جدید، آمریکا را وادار کرده است تمامی بمب‌افکن‌های خود را از پایگاه فرفورد خارج کند. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا نیز این اقدام را ناشی از «احتیاط بیشتر» دانست. همزمان، رسانه‌های نزدیک به کاخ سفید نیز با طرح ادعاهایی علیه ایران، از وجود تهدید امنیتی علیه این پایگاه سخن گفتند.

هرچند مواضع کاخ سفید و رسانه‌های همسو را می‌توان در چارچوب تلاش انتخاباتی ترامپ برای امنیتی‌سازی فضا و ایجاد پوششی سیاسی بر شکست در مدیریت بازارهای مالی و مهار افزایش بهای سوخت ارزیابی کرد، اما همین اظهارات در نهایت می‌تواند به اعترافی ناخواسته و پرهزینه برای واشنگتن تبدیل شود؛ زیرا از یک سو ادعای نابودی توان نظامی ایران را زیر سؤال می‌برد و از سوی دیگر، ادعای اقتدار و امنیت‌ساز بودن ارتش آمریکا را با پرسش‌های جدی مواجه می‌کند.

ادعای نابودی ایران؛ روایتی که فرو ریخت

اگر تهدیدات امنیتی ادعایی آمریکا، از جمله احتمال حملات پهپادی ایران، دلیل خروج بمب‌افکن‌ها از فرفورد باشد، یک پرسش اساسی پیش روی افکار عمومی آمریکا و جهان قرار می‌گیرد: ترامپ چگونه پس از ده‌ها بار ادعای نابودی ایران و ویران شدن توان نظامی آن، اکنون از تهدید نظامی ایران سخن می‌گوید؟

همین تناقض می‌تواند خروج بمب‌افکن‌ها را به سندی علیه ادعای پیشین ترامپ تبدیل کند. اگر توان نظامی ایران نابود شده است، تهدیدی که امنیت بمب‌افکن‌های آمریکایی را در یکی از پایگاه‌های مهم این کشور در اروپا به خطر می‌اندازد، از کجا آمده است؟

این تناقض، به‌ویژه در آستانه انتخابات آمریکا، هزینه سیاسی سنگینی برای ترامپ و جمهوری‌خواهان خواهد داشت؛ خصوصاً آنکه تحولات بازارهای مالی و پیامدهای ناشی از وضعیت تنگه هرمز نیز ادعاهای واشنگتن درباره سلطه بر این گذرگاه حیاتی را با تردید جدی مواجه کرده و بار دیگر توان اثرگذاری ایران را به نمایش گذاشته است.

امنیت‌سازی یا پرده‌برداری از یک زوال

خروج بمب‌افزارها با ادعای حفظ امنیت تجهیزات، در حالی رخ می‌دهد که آمریکا همچنان خود را قدرتمندترین ارتش جهان، شکست‌ناپذیر و ناجی امنیت دیگران معرفی می‌کند. با این حال، این اقدام پیامی متفاوت به جهان مخابره می‌کند: ارتشی که مدعی تأمین امنیت دیگران است، برای حفظ امنیت تجهیزات راهبردی خود ناچار به خارج کردن آنها از یک پایگاه می‌شود.

انتقال تجهیزات از پایگاه‌های در معرض تهدید در غرب آسیا، گزارش‌ها درباره آسیب‌پذیری پایگاه‌های آمریکایی زیر آتش موشک‌ها و پهپادهای ایران و اکنون تخلیه فرفورد، در کنار یکدیگر تصویری متفاوت از واقعیت قدرت آمریکا ترسیم می‌کنند.

حساسیت فزاینده واشنگتن نسبت به حفظ تجهیزات و خارج‌سازی آنها، همچنین می‌تواند مهر تأییدی بر گزارش‌هایی باشد که از کاهش شدید ذخایر تسلیحاتی آمریکا و دشواری جایگزین‌سازی سریع این تجهیزات حکایت دارند؛ وضعیتی که در این چارچوب، نتیجه مستقیم هزینه‌هایی است که آمریکا در مواجهه با قدرت بازدارندگی ایران متحمل شده است.

در همین حال، این خروج، ادعای «ناجی» و «حامی» بودن چتر امنیتی آمریکا را نیز با پرسشی جدی روبه‌رو می‌کند: کشوری که قادر به تأمین امنیت پایگاه‌ها و تسلیحات خود نیست، چگونه می‌تواند مدعی ایفای نقش ناجی برای متحدانش باشد؟ چنین واقعیتی می‌تواند انگیزه متحدان آمریکا برای حرکت به سوی استقلال دفاعی بیشتر را تقویت کند.

پاسخ سخت به اشتباه محاسباتی

سناریوی دیگری نیز قابل طرح است؛ اینکه کاخ سفید با همراه کردن خروج بمب‌افزارها با اتهام‌زنی علیه ایران و تکرار ادعای واهی درباره نقش تهران در حادثه فلای‌دبی، درصدد زمینه‌سازی برای توجیه حملات احتمالی بعدی علیه ایران باشد. اما چنین محاسبه‌ای می‌تواند با هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر از گذشته همراه شود.

چنانکه مقامات نظامی، امنیتی و سیاسی ایران تأکید کرده‌اند، جنگ جدید محدود به یک نقطه نخواهد ماند و دامن کشورهای منطقه و حتی فرامنطقه را خواهد گرفت. خطای محاسباتی بعدی دشمن نیز می‌تواند جبهه‌های تازه و غافلگیری‌های بزرگ‌تری را در پی داشته باشد.

واقعیت آن است که در هر رویارویی، این ایران است که می‌تواند معادلات جنگ را تعیین کند و بهانه‌جویی آمریکا و متحدانش نیز قادر نخواهد بود اهداف شکست‌خورده آنان را محقق سازد. تنگه هرمز همچنان تحت مدیریت ایران است و هزینه‌های ناشی از این وضعیت، دیر یا زود می‌تواند به یکی از فاکتورهای مهم انتخابات آمریکا و به‌ویژه عملکرد ترامپ و جمهوری‌خواهان تبدیل شود.

پیش از این، دریاسالار شهید علی شمخانی تأکید کرده بودند، توان موشکی ایران متناسب با تهدیدات و در چارچوب اصل بازدارندگی مؤثر، روزآمد می‌شود. اخیراً نیز سخنگوی ارتش اعلام کرده است که متناسب با شرایط پیش‌آمده، ارتش در حال ارتقای برد و توان موشک‌های خود است؛ پیامی روشن که نشان می‌دهد هر اشتباه محاسباتی دشمن می‌تواند با پاسخی کوبنده، سنگین و سریع مواجه شود.

 

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر