نورنیوز-گروه سیاسی: در روزهایی که ترامپ فاقد بسیاری از مؤلفههای لازم برای پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگره است، رسانههای غربی بار دیگر با فضاسازی گسترده، از اعزام ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» به منطقه خبر میدهند. روزنامه هیل گزارش داده است که این ناو پایگاه سندیگو را ترک کرده و در راه منطقه است. این رسانهها میکوشند اعزام روزولت را نشانهای از قدرت آمریکا و حتی مقدمهای برای فعال شدن گزینه نظامی، در صورت تسلیم نشدن ایران یا نتیجهبخش بودن فشارهای اقتصادی برای برهم زدن انسجام ملی و تابآوری مردم، القا کنند؛ حال آنکه سرنوشت ناوهای پیشین آمریکا و شیوههای جدید تبلیغات ترامپ، از واقعیتی متفاوت حکایت دارد: بیاثر شدن تدریجی قدرتنمایی ناوهای آمریکایی. در مقابل، تأکید مقامات نظامی و سیاسی تهران بر پاسخ سخت به هرگونه اشتباه محاسباتی و بازگشایی تنگه هرمز تنها پس از تحقق شروط ایران، بیانگر جدیت تهران در تسلیمناپذیری برابر فشار و تهدید است.
رازهایی که ناوهای آمریکایی برملا کردند
آمریکاییها در حالی تلاش دارند اعزام روزولت را تحولی مهم و نشانه جدیت برای اقدام علیه ایران، بر مبنای گزینههای آسان و سخت، نشان دهند که سرنوشت ناوهای پیشین، حقایقی فراتر از این نمایش قدرت را آشکار میکند.
ناو هواپیمابر «جورج اچ. دابلیو. بوش» پس از ماهها پشتیبانی از عملیات نظامی آمریکا در غرب آسیا، با حدود چهار هزار و ۸۰۰ نیرو، به نزدیکی جزیره تفریحی پوکت تایلند رسیده تا پرسنل آن چند روزی در این منطقه اقامت داشته باشند. پیش از آن نیز ناو «آبراهام لینکلن» در بندر لائم چابانگ شرق تایلند توقفی پنجروزه داشت و حدود پنج هزار ملوان و تفنگدار دریایی آمریکا در آن حضور داشتند. ناوهایی که ترامپ آنها را قدرتمندترین ابزار برای نابودی دشمنان میخواند، در عمل نهتنها دستاورد تعیینکنندهای در جنگ علیه ایران نداشتند، بلکه موشکها و پهپادهای ایرانی آنها را وادار به عقبنشینی کردند؛ چنانکه حتی فرماندهان نظامی آمریکا نیز از ناکارآمدی حضور آنها سخن گفتهاند. اخبار منتشرشده از درون این ناوها نیز به رسوایی نظامی و اخلاقی بزرگی برای ارتش آمریکا تبدیل شد؛ رسواییای که حتی حضور تفریحی آنها در تایلند نیز نتوانست بر آن سرپوش بگذارد. روزولت اکنون راهی منطقه میشود، در حالی که بزرگان دریایی آمریکا در برابر اقتدار ایران تابآوری لازم را نشان ندادهاند و سرنوشت آنان میتواند در انتظار روزولت نیز باشد؛ بهویژه آنکه ایران همزمان با بازآفرینی توان نظامی خود، دستاوردهای جدیدی نیز کسب کرده است.
هگست و نشانههای بحران در ساختار ارتش آمریکا
کاخ سفید همچنان در توهم قدرتنمایی نظامی است، اما تغییرات ناگهانی هگست، وزیر جنگ، در ساختار ارتش آمریکا، نشانههایی از تحولی فراتر از دستاوردهای نظامی دارد. قاعده جنگ آن است که فرماندهان نظامی، بهویژه در میانه جنگ، در صورت داشتن دستاوردهای قابل اتکا تغییر نمیکنند؛ تغییرات گسترده معمولاً زمانی رخ میدهد که یا شکستهای سنگین ثبت شده باشد یا نافرمانی گستردهای از دستورات شکل گرفته باشد.
گزارشهای منتشرشده از درون وزارت جنگ آمریکا نشان میدهد اهداف نظامی این کشور علیه ایران محقق نشده و کاهش ذخایر تسلیحاتی و آسیبدیدن پایگاههای آمریکا در منطقه، به بحرانی راهبردی تبدیل شده است. از سوی دیگر، مخالفت شماری از فرماندهان نظامی با ادامه جنگافروزی علیه ایران، به دلیل هزینههای سنگین و ناتوانی در دستیابی به پیروزی، نشانه دیگری از این بحران است. تغییرات گسترده هگست، افزون بر جاهطلبیهای فردی برای حذف برخی بزرگان، میتواند نشانهای از عمق بحران در ارتش آمریکا باشد. در چنین شرایطی، اعزام روزولت بیش از آنکه اقدامی دستاوردساز باشد، به نمایشی شباهت دارد که میتواند فاز تازهای از رسوایی نظامی آمریکا را رقم بزند.
ارتشی که دیگر آرامش نمیآورد
کارکنان کاخ سفید، از ترامپ و ونس تا وزیر خزانهداری و هگست، تلاش میکنند روایت دستاوردسازی را با کلیدواژههایی چون نابودی ایران و عبور میلیاردها بشکه نفت از تنگه هرمز تکرار کنند؛ اما بازار بر اساس روایتها حرکت نمیکند، بلکه به واقعیتهای میدانی واکنش نشان میدهد. افزایش قیمت نفت، بنزین و گازوئیل نشان میدهد نمایشهای نظامی دیگر مانند گذشته قادر به بازگرداندن آرامش به ساختار اقتصادی و اجتماعی آمریکا نیستند.
در گذشته، نمایش قدرت نظامی آمریکا از اشغال افغانستان و عراق تا جنگ لیبی، آثار مهمی بر اقتصاد و نگاه جامعه آمریکا داشت؛ اما امروز این ابزار بخش مهمی از کارکرد پیشین خود را از دست داده است. نارضایتی گسترده از عملکرد ترامپ، افزایش قیمتها، ریزش بازارهای مالی و وضعیت اوراق قرضه، نشانههای همین واقعیت است. بنابراین بزرگنمایی اعزام روزولت نیز بعید است بتواند دریای طوفانی اقتصاد و جامعه آمریکا را آرام کند؛ طوفانی که میتواند آثار ویرانگر خود را در انتخابات، مستقیماً در سبد جمهوریخواهان نشان دهد.
نمایش نظامی در سایه یک شکست انتخاباتی
اگرچه کلیدواژه گزینه نظامی و بزرگنمایی نقش روزولت همچنان در ادبیات سران آمریکاست، اما حساب باز کردن بر جنگ اقتصادی، وعده پنجهزار دلاری ترامپ در صورت رأی به جمهوریخواهان، طرح ادعای مذاکرات نفتی روسیه و آمریکا، اعتراف بسنت به خرد شدن مردم آمریکا زیر چرخ اقتصاد، ادعاهای وزارت خارجه آمریکا درباره اخراج دیپلماتهای ایرانی از نشست سازمان ملل و حتی تقلا برای کودتای انتخاباتی در برزیل برای دستاوردسازی، همگی حکایت از آن دارند که گزینه نظامی دیگر کارآمدی تبلیغاتی گذشته را ندارد.
واقعیتی که تغییر نخواهد کرد
روزولت چه برای جنگ آمده باشد، چه برای نمایش قدرت و بازی انتخاباتی ترامپ، در اصل موضوع تفاوتی ایجاد نمیکند؛ زیرا باز شدن تنگه هرمز صرفاً مشروط به تحقق شروط ایران است و هرگونه اشتباه محاسباتی نیز با پاسخی سختتر، سریعتر و فراگیرتر از گذشته روبهرو خواهد شد. حقیقت آن است که معادلات منطقه دیگر صرفاً با تصمیمات آمریکا تعیین نمیشود؛ بلکه اصول و چارچوبهای مقاومت، سهم تعیینکنندهای در شکلدهی به آینده دارند. ایران نیز با تکیه بر اقتدار نظامی، حضور و ایستادگی مردم و قدرت دیپلماسی، تابآوری و تسلیمناپذیری خود را اثبات کرده است.