نورنیوز-گروه بینالملل: سرانجام پس از ماهها گمانهزنی، خروج رسمی نیروهای آمریکایی و برخی کشورهای همراه از عراق در ۳۰ سپتامبر عملیاتی شد؛ خروجی که واشنگتن میکوشد آن را نشانه اقتدار، مسئولیتپذیری و توافق با بغداد معرفی کند، اما واقعیت میدانی چیز دیگری است. این عقبنشینی بیش از آنکه محصول اراده آمریکا باشد، نتیجه انباشته شدن بحرانهای داخلی، شکستهای زنجیرهای در عراق و منطقه و افزایش هزینههای اشغالگری است. عراق اکنون در نقطهای ایستاده که تکمیل استقلال سیاسی و اقتصادی آن، بیش از هر زمان دیگری به حفظ مؤلفههای قدرت بومی و ظرفیت مقاومت نیاز دارد.
اشغالگری با تغییر نام، تطهیر نمیشود
واشنگتن با استفاده از عنوان «خروج ائتلاف از عراق» تلاش میکند پرونده حضور نظامی خود را با ادبیاتی قانونمدارانه و بشردوستانه ببندد؛ اما تغییر واژگان، حقیقت ۲۳ سال اشغال و پیامدهای خونبار آن را تغییر نمیدهد. رسانههای غربی نیز با برجستهسازی مفهوم «خروج ائتلاف بینالمللی»، درصدد مشروعیتبخشی به حضوری هستند که اساس آن با اشغال یکجانبه عراق و بدون مجوز سازمان ملل شکل گرفت و تنها معدودی از کشورها، از جمله انگلیس، در آن مشارکت داشتند.
پرسش همچنان پابرجاست: آمریکا با چه مجوزی عراق را اشغال کرد و بر اساس کدام سند معتبر، جنگی را آغاز کرد که مبنای اصلی آن ادعای وجود سلاحهای کشتار جمعی بود؟ ادعایی که بعدها بیاساسی آن آشکار شد. پرونده ابوغریب، کشتار غیرنظامیان، تخریب زیرساختهای عراق و فراهم شدن زمینه رشد جریانهای تروریستی و ظهور داعش، از جمله موضوعاتی است که نمیتوان با یک واژه سیاسی مانند «خروج» از کنار آنها عبور کرد. پایان حضور نظامی، جای پاسخگویی تاریخی و حقوقی را نمیگیرد.
واشنگتن عقب نشست؛ مقاومت هزینه تحمیل کرد
ترامپ زمانی خروج دولت بایدن از افغانستان را یک رسوایی مینامید؛ اما اکنون آمریکا با واقعیتی مشابه در عراق مواجه شده است. واشنگتن پس از صرف هزینههای هنگفت و تحمل تلفات انسانی، عراق را ترک کرد؛ در حالی که به اهداف اصلی اشغال، از جمله ساختن حاکمیتی کاملاً همسو با خود و تبدیل عراق به الگویی برای سایر کشورهای منطقه، دست نیافت.
عراق نهتنها به حاکمیتی تابع آمریکا تبدیل نشد، بلکه مقاومت مردمی و نیروهای ضد اشغالگری به بخشی مؤثر از معادلات سیاسی و امنیتی آن تبدیل شدند. هزینههای سنگین حضور نظامی، فشار افکار عمومی عراق و ایستادگی مقاومت، ادامه حضور آمریکا را دشوار کرد. جنگ رمضان نیز بیش از گذشته چهره تقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی با جریان مقاومت را در برابر افکار عمومی عراق قرار داد.
از سوی دیگر، واشنگتن با مجموعهای از بحرانهای منطقهای و داخلی روبهروست و دولت آمریکا برای نمایش دستاورد در سیاست خارجی، ناگزیر است از هر تحول قابل ارائه بهعنوان موفقیت استفاده کند. خروج از عراق، در چنین شرایطی میتواند در چارچوب تلاش برای بازتعریف یک عقبنشینی پرهزینه بهعنوان تصمیمی ابتکاری و داوطلبانه مورد استفاده قرار گیرد؛ اما تغییر روایت، واقعیت هزینههای اشغال و فشارهای منتهی به خروج را تغییر نمیدهد.
سفارتخانه؛ پوشش تازه برای نفوذ قدیمی
همزمان با خروج نظامی، گزارشهایی درباره باقی ماندن بخشی از توان اطلاعاتی و شناسایی آمریکا و تعدادی از تفنگداران دریایی برای حفاظت از نمایندگیهای دیپلماتیک این کشور منتشر شد. این ادعا در ظاهر امنیتی و دیپلماتیک است، اما مسئله اصلی، حدود و کارکرد واقعی این حضور است.
عراق طی سالهای گذشته در برابر تروریسم و تهدیدهای امنیتی ایستاده و تواناییهای بومی خود را در میدان به اثبات رسانده است. بنابراین، باقی ماندن نیروهای آمریکایی با عنوان حفاظت از نمایندگیهای دیپلماتیک، اگر به حفظ ظرفیتهای نظامی و اطلاعاتی منجر شود، میتواند به ابزاری برای استمرار نفوذ واشنگتن تبدیل شود؛ آن هم در کشوری که اکنون بیش از هر زمان دیگری بر حاکمیت ملی و استقلال تصمیمگیری تأکید دارد.
قاسم الاعرجی، مشاور امنیتی نخستوزیر عراق، خروج نیروهای خارجی را روز تثبیت حاکمیت و استقلال تصمیمگیری ملی دانسته است. اما استقلال امنیتی بدون یکپارچگی ساختار قدرت و رفع تهدیدهای نیابتی کامل نمیشود. روابط آشکار و پنهان برخی نیروهای پیشمرگه با آمریکا، ضرورت تقویت حضور ارتش عراق در سراسر کشور را برجسته میکند. همزمان، فعالیت گروههای تروریستی و تجزیهطلب، از پکک تا گروههای تجزیهطلب کرد ایرانی و ترکیهای، نیازمند اقدام جدی بغداد و بهرهگیری مؤثر از توافق امنیتی تهران و بغداد است.
عراق مستقل، بدون استقلال اقتصادی کامل نمیشود
خروج نیروهای آمریکایی میتواند نقطهای مهم در مسیر استقلال امنیتی عراق باشد، اما استقلال واقعی زمانی تحقق مییابد که بغداد از اهرمهای اقتصادی و مالی واشنگتن نیز رهایی یابد. عراق در حالی از توسعه روابط انرژی و ظرفیتهای بزرگ اقتصادی خود سخن میگوید که آمریکا همچنان از طریق سازوکارهای مالی مرتبط با درآمدهای نفتی عراق، اهرم مهمی برای اعمال فشار بر اقتصاد این کشور در اختیار دارد.
پیامد چنین وابستگیای را میتوان در تصمیم اخیر بغداد درباره تعلیق پروازهای ایران مشاهده کرد؛ تصمیمی که هزینههای اقتصادی و سیاسی برای عراق ایجاد کرد و تنها گوشهای از پیامدهای وابستگی را آشکار ساخت. این نمونه نشان میدهد که وابستگی اقتصادی چگونه میتواند دامنه تصمیمگیری مستقل بغداد را محدود کند و بر روابط عراق با همسایگان نیز اثر بگذارد.
واشنگتن در مقابل تلاش میکند با وعدههای اقتصادی، مقاومت عراق را تضعیف و آن را از یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت بازدارنده بغداد خارج کند. هدف، صرفاً خلع سلاح یک جریان نیست؛ مسئله بزرگتر، تضعیف ساختار قدرتی است که میتواند در برابر فشار خارجی ایستادگی کند. از این رو، حفظ مؤلفههای مقاومت در کنار تقویت نهادهای رسمی دولت، بخشی از معادله استقلال عراق خواهد بود.
جنگ رمضان نیز برای عراق نوین یک تجربه تعیینکننده به جا گذاشت: امنیتی که به حضور قدرت خارجی وابسته باشد، پایدار نیست و استقلالی که با اهرم اقتصادی بیگانه محدود شود، استقلال کامل نخواهد بود. تجربه مقاومت در منطقه نشان داده است که اتکا به ظرفیتهای داخلی و ایستادگی ملی میتواند همزمان امنیت، استقلال سیاسی و قدرت چانهزنی اقتصادی را تقویت کند. عراق پس از خروج آمریکا اکنون با مرحلهای تازه روبهروست؛ مرحلهای که در آن تکمیل استقلال، به میزان توان بغداد برای حفظ انسجام امنیتی، کاهش وابستگی اقتصادی و صیانت از مؤلفههای قدرت بومی وابسته خواهد بود.