نورنیوز-گروه بینالملل: در شرایطی که غرب آسیا با تحولات عمیق و شکافهای فزاینده روبهروست، خلیفه شاهین آلمَرَر، وزیر مشاور در امور خارجه امارات، در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل از کاهش تنش، گفتوگو، دیپلماسی و حفظ ثبات منطقه سخن گفت. او همچنین بر آزادی عبور و مرور، امنیت مسیرهای دریایی و استمرار جریان زنجیرههای تأمین از تنگه هرمز بر اساس حقوق بینالملل تأکید کرد.
این ادبیات در ظاهر، تصویری از تعامل و همگرایی ترسیم میکند؛ اما همزمانی آن با تداوم مواضع ابوظبی درباره جزایر ایرانی، روابط گسترده با رژیم صهیونیستی و نقشآفرینی این کشور در معادلات امنیتی منطقه، پرسشهایی جدی درباره فاصله میان گفتار و رفتار امارات ایجاد میکند. دیدار اخیر بنیامین نتانیاهو با محمد بن زاید در ابوظبی نیز که از سوی خبرگزاری رسمی امارات تأیید شده، بر اهمیت این دوگانگی افزوده است.
سیاست پاندولی در برابر معادلاتی که تغییر کردهاند
رفتار سالهای اخیر امارات را میتوان در چارچوب تلاش برای حفظ همزمان روابط با بازیگران متعارض و استمرار نقشآفرینی منطقهای بررسی کرد؛ رویکردی که در یک سو از تنشزدایی و گفتوگو با ایران سخن میگوید و در سوی دیگر، مواضع سخت درباره جزایر ایرانی و همکاری نزدیک با آمریکا و رژیم صهیونیستی را دنبال میکند.
از یک طرف، ولیعهد ابوظبی در حاشیه اجلاس بریکس با رئیسجمهوری اسلامی ایران دیدار کرده و دو طرف بر کاهش تنش و تقویت ثبات منطقه تأکید کردهاند؛ از سوی دیگر، نماینده امارات در سازمان ملل همان مواضع همیشگی ابوظبی درباره سه جزیره ایرانی را تکرار کرده است.
این دوگانگی تنها به مناسبات تهران و ابوظبی محدود نیست. در پروندههای مختلف منطقهای نیز درباره نقش امارات، از یمن و سودان تا شمال آفریقا، عراق و لبنان، انتقادها و اختلافنظرهای متعددی مطرح شده است. بنابراین، اگر هدف واقعاً کاهش تنش و بومیسازی امنیت است، چنین رویکردی نیازمند بازنگری در رفتار عملی و نه صرفاً بازتولید ادبیات دیپلماتیک است.
میزبانی از نتانیاهو و آزمون ادعای تنشزدایی
امارات در شرایطی از گفتوگو، امنیت دریایی و ثبات منطقه سخن میگوید که روابط خود با رژیم صهیونیستی را نیز حفظ کرده است. سفر بنیامین نتانیاهو به ابوظبی در ۲۷ سپتامبر و دیدار او با رئیس امارات، که یک روز بعد رسماً از سوی خبرگزاری دولتی این کشور اعلام شد، نشان میدهد کانالهای سیاسی میان دو طرف همچنان فعال است.
در همین حال، منتقدان سیاست امارات معتقدند نمیتوان همزمان از همگرایی منطقهای سخن گفت و با بازیگری که در مرکز منازعات جاری غرب آسیا قرار دارد، روابط امنیتی و سیاسی گسترده داشت. نتانیاهو در حالی در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد که اعتراضهای گستردهای در سالن شکل گرفت و گزارشهای خبری از خروج دهها هیئت از جلسه حکایت داشت. همچنین او با حکم بازداشت دیوان کیفری بینالمللی مواجه است؛ موضوعی که به یکی از محورهای مناقشه درباره تعامل دولتها با وی تبدیل شده است.
از این منظر، پرسش اصلی درباره امارات آن است که آیا میتواند میان شعارهای تنشزدایی و رفتارهای عملی خود سازگاری پایدار ایجاد کند یا همچنان سیاستی دوگانه را ادامه خواهد داد.
پذیرش واقعیتهای جدید امنیتی در خلیج فارس
آزادی کشتیرانی و امنیت زنجیرههای تأمین، بدون تردید موضوعی حیاتی برای اقتصاد منطقه و جهان است؛ اما تحقق آن صرفاً با صدور بیانیه و تکرار مفاهیم حقوقی امکانپذیر نیست. امارات اگر خواهان امنیت پایدار در خلیج فارس و تنگه هرمز است، باید در کنار مطالبه آزادی کشتیرانی، به ریشههای بحران و مجموعه اقدامات نظامی و امنیتی سالهای اخیر نیز توجه کند.
گام نخست در مسیر بومیسازی امنیت، پذیرش این واقعیت است که امنیت غرب آسیا نمیتواند برای همیشه بر پایه نسخههای بیرونی و تصمیمسازی قدرتهای فرامنطقهای بنا شود. گام دوم، تبدیل ادعای تنشزدایی به رفتار عملی و پرهیز از اقداماتی است که ابتکارهای منطقهای را تضعیف میکند. گام سوم نیز پذیرش تغییرات واقعی در موازنههای منطقهای است؛ موازنههایی که دیگر صرفاً از پایتختهای غربی تعیین نمیشوند.
اگر ابوظبی واقعاً خواهان ثبات است، مسیر از شعارهای خوشرنگ و واژههای دیپلماتیک عبور میکند و به تغییر رفتار، پذیرش واقعیتهای جدید منطقه و مشارکت در سازوکارهای بومی امنیت میرسد؛ در غیر این صورت، فاصله میان گفتار و عمل میتواند برای خود امارات نیز هزینهزا شود.