تبریز به رنگ ایران؛ اجتماع بزرگ جانفدایان آذربایجان

هزاران نفر از جانفدایان آذربایجان شرقی در رزمایش ۳۱۳ هزار نفری تبریز گرد هم آمدند و آمادگی خود را برای دفاع از ایران به نمایش گذاشتند.

تبریز به رنگ ایران؛ اجتماع بزرگ جانفدایان آذربایجان
۰ دقیقه

نورنیوز-گروه اجتماعی:صبح امروز جمعیت از گوشه‌ و کنار شهر تبریز به سمت باغ گلستان حرکت می‌کرد. برخی با خانواده آمده بودند، برخی در کنار دوستان و هم‌رزمان خود و برخی نیز به تنهایی اما مقصد همه یکی بود.

از شهرهای مختلف آذربایجان شرقی آمده بودند. همان‌هایی که در روزهای جنگ برای جانفشانی در راه وطن ثبت‌نام کرده بودند و امروز بار دیگر در یک نقطه جمع شده بودند تا بگویند آمادگی برای دفاع از کشور، برای آن‌ها چه معنایی دارد.

در میان جمعیت، پرچم ایران بیش از هر چیز به چشم می‌آمد. پرچم‌هایی که در دست جوانان و سالخوردگان به اهتزاز درآمده بود و گاهی کودکی آن را محکم در دست گرفته بود و کنار پدر و مادرش ایستاده بود.

لباس‌های محلی آذربایجان نیز در میان جمعیت جلوه دیگری به مراسم داده بود. پوشش‌هایی که از هویت و فرهنگ این خطه می‌گفت و در کنار پرچم ایران، تصویری از پیوند هویت محلی با هویت ملی را پیش چشم می‌گذاشت.

در میان این قاب، ناگهان سوارکاری ظاهر شد. سوار بر اسبی که پرچم ایران بر فراز آن به اهتزاز درآمده بود. برای چند لحظه نگاه‌ها به سمت او برگشت. پرچمی که در حرکت اسب، در باد می‌رقصید و تصویری متفاوت از یک مراسم نظامی را در خیابان‌های تبریز ثبت می‌کرد.

یک جوان در میان جمعیت پرچم کوچکی در دست گرفته بود. وقتی از او درباره دلیل حضورش پرسیدم، پاسخ داد: آمده‌ام بگویم اگر یک روز کشور به من و امثال من نیاز داشته باشد، آماده‌ایم. شاید امروز فقط با یک پرچم آمده باشیم، اما همین پرچم برای ما یعنی ایران و چیزی که باید از آن محافظت کنیم.

کمی آن‌سوتر، مردی سالخورده با لباس محلی آذربایجان ایستاده است. آرام به جمعیت نگاه می‌کند و می‌گوید سال‌هاست چنین صحنه‌هایی را دیده، اما امروز حضور مردم برایش معنای دیگری دارد.

یکی از جوانان تبریزی هم می گوید: آذربایجان همیشه خودش را از ایران جدا ندیده است. ما اینجا بزرگ شده‌ایم، ریشه‌مان اینجاست و وطنمان ایران است. امروز هم آمده‌ایم بگوییم اگر روز سختی برسد، مردم این خطه کنار کشورشان می‌ایستند.

در گوشه‌ای از باغ گلستان، خانواده‌ای همراه فرزندشان در مراسم حضور دارند. مادر، در حالی که پرچم ایران را در دست گرفته، درباره حضورشان می‌گوید: بچه‌ها باید بدانند امنیت و آرامشی که امروز دارند، ارزشمند است. ما آمدیم که هم خودمان حضور داشته باشیم و هم فرزندمان ببیند مردم در روزهای سخت کنار هم می‌ایستند.

این صحنه‌ها، در کنار صفوف منظم نیروهای نظامی، تصویر متفاوتی از مراسم امروز ساخته بود. یک سوی میدان، نیروهایی که با نظم و آرایش نظامی مستقر بودند و سوی دیگر، مردمی که با پای خود آمده بودند.

مردمی که در روزهای جنگ، نام خود را برای جانفشانی در راه وطن ثبت کرده بودند، امروز در کنار یکدیگر ایستاده بودند تا بار دیگر بر آمادگی خود تاکید کنند.

آذربایجان در حافظه تاریخی ایران، بارها در بزنگاه‌های مهم به میدان آمده است. تبریز و مردم این خطه در برهه‌های مختلف تاریخ ایران، از مشروطه تا روزهای دفاع از کشور، صحنه حضور و نقش‌آفرینی مردم بوده‌اند. تاریخی که امروز نیز در چنین آیین‌هایی، به شکلی دیگر روایت می‌شود.

مردم ایران بارها روزهای سخت را دیده‌اند، اما تسلیم شدن پایان روایت این سرزمین نبوده است. جنگ‌ها آمده‌، تهدیدها گذشته‌ و نسل‌ها جای خود را به نسل‌های دیگر داده‌اند، اما آنچه در حافظه این سرزمین مانده، تصویر مردمی است که در بزنگاه‌ها کنار ایران ایستاده‌اند.

امروز نیز آذربایجان خود را بخشی از همین روایت می‌داند. روایتی که در آن مرزهای جغرافیایی یک استان نمی‌تواند اندازه دلبستگی مردمش به ایران را تعیین کند.

در بخش دیگری از مراسم، نیروهای نظامی در مسیر مستقر شده بودند و مسئولان استانی نیز با خودروهای نظامی از مقابل صفوف نیروها عبور کردند. پس از آن، مسئولان و شرکت‌کنندگان در باغ گلستان مستقر شدند و آیین رسمی آغاز شد.

امام جمعه تبریز و استاندار آذربایجان شرقی نیز در این مراسم حضور داشتند.

صدای تلاوت قرآن فضای باغ گلستان را پر کرد. پس از آن، شعرخوانی حماسی آغاز شد و واژه‌هایی از جنس وطن، ایران، ایستادگی و فداکاری در فضای مراسم طنین انداخت.

پرچم‌ها بالا رفتند. جمعیت همراه شعرهای حماسی شد و برای دقایقی، باغ گلستان به صحنه‌ای تبدیل شد که در آن مردم و نیروهای نظامی در کنار یکدیگر ایستاده بودند.

در میان جمعیت، همان جوان هنوز پرچمش را در دست داشت. مرد سالخورده با لباس محلی نیز همچنان ایستاده بود و خانواده‌ها در کنار یکدیگر مراسم را دنبال می‌کردند.

امروز آذربایجان آمده بود تا بگوید ایران تنها نیست و در قلب تبریز، هزاران نفر با لباس‌های رسمی و محلی، از شهرها و روستاهای مختلف استان گرد آمده بودند اما پرچمی که در دست داشتند یکی بود.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر