نورنیوز-گروه سیاسی: با این حال، کفه موانع توافق هنوز از مشوقهای آن سنگینتر است. زمینهها و شرایط لازم برای دستیابی به تفاهم هنوز شکل نگرفته است و عامل «زمان» همزمان نقش مانع و مشوق را بازی میکند. کمتر از دو ماه به انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا باقی مانده است. ترامپ برای کاستن از تبعات اقتصادی تنش با ایران به یک توافق نیاز دارد؛ اما نه هر توافقی. او توافقی میخواهد که با بازگشت امنیت به مسیرهای ترانزیت انرژی، قیمت جهانی نفت را بهسرعت و بهشدت کاهش دهد و بهای سوخت را در داخل آمریکا پایین بیاورد.
این هدف، تنها با توافقی ممکن است که در آن بازگشایی رسمی تنگه هرمز و برقراری امنیت در آبهای منطقه قید شده باشد. همین موضوع، اصلیترین مشوق ترامپ برای توافق است؛ اما مانع بزرگ، بهایی است که واشنگتن باید به تهران بپردازد. پذیرش شروط ایران بر پایه تفاهمنامه اسلامآباد، هزینه سیاسی بسیار سنگینی برای ترامپ و جمهوریخواهان دارد. این اقدام در آستانه انتخابات، خوراک تبلیغاتی مناسبی به مخالفان میدهد و همین نگرانی، مانع اصلی اوست؛ وگرنه شاید موقتاً به همان چارچوب اسلامآباد بازمیگشت تا بعد از انتخابات هم از آن خارج شود.
در سوی دیگر، طرف ایرانی هیچ اعتمادی به ترامپ ندارد و نگران است که توافق در این مقطع، به برگ برنده انتخاباتی ترامپ و حزبش تبدیل شود. اگر جمهوریخواهان تسلط خود بر کنگره را حفظ کنند، دست ترامپ برای پس از انتخابات بازتر میشود و ممکن است او دوباره با خروج از توافق، تنشها را تشدید کند و جنگ را از سرگیرد.
در چنین فضایی، طبیعی است که تهران پیروزی دموکراتها در دو مجلس و ایجاد شکاف در ساختار قدرت آمریکا را ترجیح دهد. با این حال، اگر اکثریت دموکراتها شکننده باشد و نه تعیینکننده، مانع جدی پیش روی سیاستهای ترامپ نخواهد بود. علاوه بر این، به نظر میرسد تهران امید دارد نتیجه انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل نیز به حذف بنیامین نتانیاهو از قدرت بینجامد تا همزمان با شکست جمهوریخواهان، ترامپ را مهار و دولتش را تضعیف کند.
اینجا یک تناقض مهم شکل میگیرد: هر توافقی با ترامپ، موقعیت انتخاباتی حزب او را تقویت میکند اما به زیان نتانیاهو تمام میشود. چنین توافقی نخستوزیر اسرائیل را در تنگنای سختی قرار میدهد و بخت انتخاباتی او را که اکنون نیز متزلزل است، تضعیف میکند. از این رو، نتانیاهو بیش از هر زمان دیگری تلاش خواهد کرد تا مانع از هرگونه توافق میان تهران و واشنگتن شود.
در مجموع، جنگ کنونی به دلیل پیامدهای سنگینش برای طرفین، منطقه و جهان، نمیتواند برای مدت طولانی در وضعیت بلاتکلیفی بماند. عوامل متعددی ایجاب میکند که تکلیف این تقابل روشن شود. با این حال، بعید است این سرنوشت در بازه زمانی تا انتخابات آمریکا قطعی شود. بنابراین، احتمال دستیابی به توافقی مشابه اسلامآباد چندان بالا نیست. ترامپ در شرایط انتخاباتی فعلی، توافقی را نمیپذیرد که دستاورد سیاسی و رسانهای چشمگیری بهویژه در حوزه هستهای و در قالب یک «تفاهم پلاس» برایش نداشته باشد.
با توجه به شانس پایین توافق تا این لحظه، احتمالا ترامپ به تداوم دیپلماسی و مذاکره تا زمان انتخابات فکر کند؛ سناریویی که بتواند با جنجال رسانهای، قیمت انرژی را تا حدی زیادی مهار کند. البته همین سطح از مذاکره نیز به نفع ترامپ و به ضرر نتانیاهو است.
با این همه، از سرگیری درگیریها پیش از انتخابات نوامبر کاملاً منتفی نیست و وقوع آن در دو سناریو ممکن خواهد بود: نخست اینکه دیپلماسی انتخاباتی اثر اقتصادی لازم را نداشته باشد و سوخت را در آمریکا ارزان نکند و ترامپ شکست حزبش را حتمی بداند. دوم اینکه واشنگتن از پیش برای یک حمله فشرده برنامهریزی کرده باشد و تحرکات دیپلماتیک اخیر تنها یک «عملیات فریب» باشد.
در این میان، طرف ایرانی نیز بعید است که با امید واقعی به دستیابی به توافق راهی نیویورک و مذاکرات با طرف آمریکایی شده باشد؛ بلکه احتمالا هدف ایران از این نوع مذاکرات اعلام رسمی و شفاف شروط خود و قرار نگرفتن در مظان اتهام از دست دادن «فرصت نیویورک» در آینده در صورت شروع دوباره جنگ است.
در کل با وجود شرحی که رفت، جهان سیاست دنیای ممکنات و غیر منتظرهها نیز هست و باید دید دیدار نیویورک میتواند گشایشی را رقم بزند تا روند کنونی به سمت یک درگیری شدید دیگر را متوقف کند یا خیر.