نورنیوز-گروه بین الملل: در این سخنرانی آنچه برجسته بود اولاً نگاه روسیه به خود، فرهنگ و هویت ویژه آن، ثانیاً نگاه به جهان و مخصوصاً دگرگونیهای جهانی در پرتو جنگ اوکراین، و ثالثاً مجموعه اندیشهای و رفتاری روسیه در روابط خارجی بود. علاوه بر جنبههای محتوایی، محل ایراد سخنرانی و برگزاری کنگره نیز حائز اهمیت بود. محل برگزاری، موزه پیروزی مسکو بود که اختصاص به آنچه روسها از آن با عنوان «جنگ بزرگ میهنی» در جنگ دوم جهانی یاد میکنند، دارد؛ جنگی که در آن اتحاد شوروی بیش از ۲۰ میلیون کشته داد.
لاوروف از این موزه در سخنرانی خود به عنوان مکان مقدس یاد کرد و شاید جالبتر، دو سازمانی هستند که در راهاندازی این کنگره نقش داشتند. اول، «جنبش جهانی روسوفیل» است که در چند سال گذشته شکل گرفته و در واقع سازماندهی طرفداران روسیه و فرهنگ آن در سرتاسر جهان را برعهده دارد؛ و سازمان دوم که نقش کمککننده، مخصوصاً در بحثهای محتوایی را داشت، «انستیتو تزارگراد» است که آن هم محصول چند سال گذشته بوده و با نگاه مذهب ارتدوکس، به روابط بینالمللی روسیه میپردازد و رئیس افتخاری آن الکساندر دوگین است که او هم در این اجلاس سخنرانی کرد و بر لزوم «صلح چندجانبه بنیاد» تأکید نمود.
از مجموع آنچه ذکر شد، پرسشی اساسی و جدّی به ذهن متبادر میگردد و آن اینکه نگاه روسی به روابط بینالمللی چگونه قابل تجزیه و تحلیل است؟ در پاسخ به این سؤال، ابتدا باید «دگرگونیها و دگردیسیهای تفکر روابط بینالمللی روسیه» را مورد مداقه قرار داد. سپس باید «رفت و آمدهای واقعیت و فکر» را در عرصه عملی سیاست خارجی روسیه مد نظر قرار داد و نهایتاً باید به «اندیشهها و نهادهای جاری سیاست خارجی روسیه» پرداخت.در بیش از سه دههای که از فروپاشی شوروی میگذرد، دگرگونیها و دگردیسیهای مختلفی در پهنای اندیشه و تفکر سیاست خارجی روسیه رخ داده است.
در سالهای اولیه بعد از فروپاشی یعنی آخر سال ۱۹۹۱ (آذر ۱۳۷۰)، ترکیبی از زده شدن از گذشته اتحاد شوروی و اشتیاق فراوان نخبگان حاکم به غرب و البته نابسامانیهای ناشی از فروپاشی، چارچوب فکری و رفتاری سیاست خارجی روسیه را شکل میداد. دو تفکّر ریشهدار «غربگرایان» که از آنان با عنوان «آتلانتیک گراها» یاد میشود و «اورا آسیاگرایان» در مقابل یکدیگر بودند، البته غلبه با غربگرایان بود که روسیه را جزئی از خانواده بزرگ آتلانتیک یعنی دو سوی اقیانوس آرام میدیدند.
به عبارت دیگر روسیه را بخش جدانشدنی از اروپا و آمریکا میدیدند و ارزشهای غربی را والاتر از بقیه ارزشها میدیدند. غرب نیز از این تمایل نخبگان غربگرا بهره برد و امتیازات زیادی از روسیه گرفت و تمایل اعمال به برتری بر روسیه به گونهای بود که برخی استراتژیستهای غربی گفتند بعد از فروپاشی شوروی، نوبت فروپاشی فدراسیون روسیه میباشد. آنچه در بالکان و محیطهای پیرامونی روسیه رخ داد، البته برای نخبگان روسی گران تمام شد و این خود منجر به فاصله گرفتن از غرب، بازگشت به هنجارهای روسی و بومی و تلاش برای حفظ فدراسیون روسیه و احیا و بازسازی قدرت بزرگی گردید. رهبری این جریان در بیش از دو دهه با پوتین بود و بواقع دگردیسی قابل توجهی رخ داد.
البته روسیه در این مدت، قدرتی ضدغربی نشد، بلکه معتقد به همکاری با غرب، در عین حفظ چارچوبهای خود بود. اما پدیده ترکیبی «گسترش ناتو به شرق» و «تحولات اوکراین»، بیتردید کنش و واکنشهائی را شکل داد که روسیه را به سمت نگاه متفاوت در روابط بینالمللی با غرب بیشتر و پیشتر سوق داد. نقطه عطف البته جنگ اوکراین است. جنگ اوکراین، بازتاب آنچه می توان نگاه نوین به روابط بینالمللی نامید، میباشد. هر چند در روسیه، نگاه به روابط بینالمللی و نظریهپردازان نسبت به سیاست جهانی، متنوع و رنگارنگ است. این رنگارنگ را هم در نهادهای آکادمیک روابط بینالمللی روسیه میتوان مشاهده کرد و هم در دستگاههای اجرائی متولی امور خارجی میتوان نشانهیابی نمود، اما به مرور، فکر غالب و مسلط روابط بینالمللی اجتماعی در حال برآمدن است.
سخنرانی لاوروف در چهارمین اجلاس جنبش جهانی، تا حد زیادی، بازتاب این تفکر در حال جاافتادن است. اندیشههای محوری سیاست خارجی این جریان بدینگونه قابل تشخیص است که غرب، مخصوصاً در قالب اروپائی آن، بسیار دوگانه و متناقض با روسیه برخورد میکند. به گفته لاوروف، اروپا میگوید که اوکراین مدافع ارزشهای اروپائی است ولی از اقداماتی که در اوکراین علیه روسیه، جمعیت روسیزبان و میراث فرهنگی روسیه صورت گرفته، چیزی نمیگوید. او اقدامات اوکراینیها علیه روسیه را با نازیسم برابر میداند و در واقع اروپا را جانبداری از نازیسم زلنسکی معرفی میکند. آنچه در پردازش لاوروف در خصوص غرب حائز اهمیت میباشد، جداسازی بین اروپا و آمریکاست. این جداسازی جدی است.
او از تماسهای پوتین و ترامپ و تماس های خودش با مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا سخن میگوید و شیوه مدیریت بحران اوکراینی بین اروپا و آمریکا را متفاوت میبیند.
فراتر از روابط روسیه - غرب، شاید برجستهترین جلوههای سخنان لاوروف، تاکید و تکیه بر ارزشهای روسی و فرهنگ روسی است. نوعی نجاتبخشی در سخنان روابط بینالمللی روسیها به چشم میخورد. بدین معنی که ارزشهای روسی که برگرفته و پیوندخورده با مذهب ارتدوکس است، میتواند برای جهان امروز، راه نجات از غلبه ارزشهای غربی باشد و در همین راستا، مخالفت با یک جانبهگرائی و لزوم چندجانبهگرائی اهمیت پیدا میکند.اما روسیه صرفاً بر ارزشهای خود در حرف تاکید نمیکند، بلکه سعی در ساختن نهادهای بینالمللی و توسعه نفوذ روسیه در جهان از طریق فرهنگ دارد. در همین راستا اجلاسهای متعدد و سازمانهای متخلف راهاندازی میشود.
در سپتامبر ۲۰۲۶ (شهریور ۱۴۰۵) روسیه، فستیوال جوانان را با ۱۰ هزار نفر از ۱۹۰ کشور، در شهر بیکاترینبرگ و با سخنرانی لاوروف راهاندازی کرد.در مجموع، نگاه روسی به روابط بینالملل در حال دگرگونی و با ترکیبی از ژئوپلیتیک، تاریخ، قدرتیابی و فرهنگ در حال شکلگیری و تحول است.
اطلاعات