نورنیوز-گروه بینالملل: تحولات اخیر در جبهه یمن، از تقویت موقعیت انصارالله در بابالمندب و حملات موشکی و پهپادی به مراکز راهبردی عربستان تا تحرکات نظامی و سیاسی واشنگتن، این پرسش را جدیتر کرده است که آیا آمریکا خود را برای ورود مستقیم به جنگی تمامعیار علیه یمن آماده میکند؟
یکی از مهمترین نشانهها، موافقت وزارت خارجه آمریکا با فروش احتمالی بستهای نظامی به ارزش ۲۴.۳ میلیارد دلار به عربستان است؛ بستهای شامل ۴۸ فروند جنگنده اف-۳۵ و ۴۹ موتور که برای بررسی به کنگره اعلام شده است. واشنگتن مدعی است این توافق میتواند توان بازدارندگی عربستان، دفاع از سرزمین این کشور و هماهنگی عملیاتی میان نیروهای سعودی، آمریکا، نیروهای منطقهای و ناتو را تقویت کند.
همزمان، وزارت خارجه آمریکا درباره احتمال تشدید درگیری میان عربستان و انصارالله هشدار داده و سفارتخانههای این کشور در منطقه نیز نسبت به احتمال حملات تلافیجویانه علیه اماکن و منافع آمریکا هشدارهای امنیتی صادر کردهاند. توصیه به اتباع آمریکایی برای احتیاط در برابر احتمال اختلال یا لغو پروازها نیز بر حساسیت شرایط افزوده است.
در کنار این تحولات، گزارشهایی درباره جابهجایی جنگندههای آمریکایی به سمت غرب آسیا منتشر شده و بازگشت زودهنگام ترامپ از کمپ دیوید به کاخ سفید نیز بر دامنه گمانهزنیها افزوده است. با این حال، مجموع این نشانهها بهتنهایی اثباتکننده تصمیم قطعی واشنگتن برای آغاز جنگ مستقیم با یمن نیست و باید آنها را در چارچوب مجموعهای از تحولات منطقهای و داخلی آمریکا ارزیابی کرد.
واشنگتن در جستوجوی بازسازی اعتماد
یکی از مؤلفههای مهم، وضعیت متحدان عرب آمریکا است. پاکستان و ترکیه اگرچه بر حمایت امنیتی از عربستان تأکید کردهاند، اما ورود مستقیم آنها به جنگ یمن میتواند هزینههای سنگینی برای مناسبات منطقهای و جهان اسلام ایجاد کند و آنها را درگیر بحرانی گستردهتر سازد.
از سوی دیگر، نارضایتی برخی کشورهای عربی از میزان تعهد امنیتی واشنگتن و تلاش آنها برای متنوعسازی شرکای خود، فشار مضاعفی بر آمریکا وارد کرده است. توافقهای دفاعی اردن با فرانسه، گرایش مصر به توسعه روابط با چین و اظهارات مقامهای قطری درباره محدودیتهای همکاری امنیتی با واشنگتن، نشانههایی از همین روند تلقی میشوند.
در چنین شرایطی، ورود محدود آمریکا به جنگ یمن میتواند برای واشنگتن ابزاری جهت بازسازی کوتاهمدت اعتماد متحدان عرب باشد؛ بهویژه آنکه دامنه اهداف احتمالی دیگر صرفاً به عملیات تلافیجویانه محدود نمیشود و میتواند فرماندهی و کنترل، ظرفیت تولید موشک و پهپاد، پدافند هوایی، بنادر و حتی رهبری ارشد یمنیها را دربرگیرد.
دو تنگه و یک محاسبه پرریسک
ترامپ همزمان با چالش دو تنگه هرمز و بابالمندب روبهرو است؛ دو گذرگاه راهبردی که تحولات آنها مستقیماً بر امنیت انرژی و تجارت جهانی اثر میگذارد. در شرایطی که آمریکا در برابر توان ایران برای پافشاری بر شروط خود درباره بازگشایی هرمز با دشواری مواجه است، تغییر معادلات در بابالمندب میتواند از منظر واشنگتن جذاب به نظر برسد.
اما مسئله اصلی، تفاوت میان «توان آغاز جنگ» و «توان پایان دادن به جنگ» است. برتری تسلیحاتی آمریکا نسبت به یمن، لزوماً به معنای توان تحمیل یک نتیجه سیاسی پایدار نیست. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که مقاومت یمنیها میتواند هزینه عملیات نظامی را افزایش داده و حتی تهدیدی را که قرار بوده محدود شود، به بحرانی گستردهتر تبدیل کند.
از این منظر، تلاش برای تغییر معادله بابالمندب ممکن است به جای باز کردن مسیرهای تجاری، زمینهساز تشدید ناامنی و حتی تکرار سناریویی مشابه درگیری بر سر هرمز شود.
جنگ کوتاهمدت؛ اما با هزینههای بلندمدت
محدودیتهای نظامی و اقتصادی آمریکا نیز متغیری تعیینکننده است. گزارشهای اخیر از فشار قابل توجه بر ذخایر تسلیحاتی واشنگتن حکایت دارد؛ بلومبرگ گزارش داده متحدان آمریکا با احتمال تأخیر چندساله در دریافت برخی سامانههای موشکی و پدافندی مواجهاند، زیرا واشنگتن در حال بازسازی ذخایر مصرفشده در جنگ با ایران است.
همچنین تصاویر منتشرشده از خسارتهای واردشده به پایگاههای آمریکا در غرب آسیا، ابعاد قابل توجهی از آسیبهای ناشی از حملات ایران را نشان میدهد. یک مقام ارشد نظامی آمریکا به ایبیسی نیوز گفته است بازسازی برخی تأسیسات آسیبدیده ممکن است دههها زمان ببرد.
از این رو، حتی اگر ترامپ با هدف دستیابی به دستاوردی کوتاهمدت، گزینه ورود مستقیم به جنگ یمن را بررسی کند، ظرفیت آمریکا برای تحمل یک جنگ فرسایشی محل تردید جدی است. چنین جنگی میتواند به جای احیای بازدارندگی آمریکا، هزینههای تازهای بر واشنگتن تحمیل کند.
در نهایت، آمریکا ممکن است آغازکننده یک مرحله جدید از بحران باشد، اما تعیین مسیر و فرجام آن الزاماً در اختیار واشنگتن نخواهد بود. تجربه جنگهای اخیر منطقه نشان داده است که ورود نظامی آسانتر از مدیریت پیامدهای آن است و هرگونه محاسبه درباره یمن، بدون در نظر گرفتن توان مقاومت و موقعیت راهبردی بابالمندب، میتواند به تکرار همان خطای محاسباتی منجر شود که امروز در پرونده تنگه هرمز گریبان واشنگتن را گرفته است.
نورنیوز