×
بین الملل
شناسه خبر : 346686
تاریخ انتشار : جمعه 1405/06/27 ساعت 16:52
ایران، چگونه بازطراحی «خاورمیانه جدید» را به شکست کشاند؟

ایران، چگونه بازطراحی «خاورمیانه جدید» را به شکست کشاند؟

ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز، در تحلیلی درباره پیامدهای جنگ ایران و آمریکا مدعی شد که این درگیری نتوانسته اهداف اولیه واشنگتن و تل‌آویو را محقق کند و به باور او، معادلات امنیتی خاورمیانه وارد مرحله‌ای تازه شده است.

نورنیوز-گروه بین الملل: ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و مشاور ارشد غیرمقیم برنامه خاورمیانه در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) در یادداشتی نوشت: فیلسوف ایتالیایی، آنتونیو گرامشی در سال ۱۹۳۰ نوشت: «قدیم در حال مرگ است و جدید نمی‌تواند متولد شود؛ در این دوران گذار، طیف متنوعی از علائم بیماری پدیدار می‌شود.»

ایران که انتظار جنگ را می‌کشید، کاملاً آماده بود. تهران راهبردی را پیاده کرد که مانع از دستیابی دشمنان پیشرفته‌تر و مجهز به سلاح هسته‌ای به اهداف جنگی‌شان شد. ایران نه‌تنها بی‌خطر نشد، بلکه قوی‌تر و حتی پیروزمندانه ظاهر شد.ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل در فوریه ۲۰۲۶ با هدف بازطراحی کامل خاورمیانه وارد جنگ با ایران شدند. با این حال، این ایران است که به نظر می‌رسد از مراحل اولیه جنگ عبور کرده و برای اعمال قدرت بزرگ‌تر در منطقه آماده شده است، در حالی که نفوذ ایالات متحده آمریکا بر آینده منطقه ممکن است رو به کاهش باشد.

واشنگتن و تل‌آویو انتظار داشتند که حمله آنها باعث سرنگونی نظام سیاسی مستقر در ایران شود و در صورت عدم تحقق آن، توانمندی‌های هسته‌ای و نظامی ایران را به میزان چشمگیری کاهش دهد. طبق این محاسبات، ایران دیگر «تهدیدی برای رژیم اسرائیل و ایالات متحده آمریکا» ایجاد نمی‌کرد. با «خلع سلاح و بی‌خطرسازی ایران»، این دو متحد می‌توانستند نظم منطقه‌ای جدیدی را در خاورمیانه شکل دهند.

بر اساس آن سناریو، رژیم اسرائیل و عربستان سعودی روابط خود را عادی‌سازی می‌کردند و این امر چارچوبی را برای تعیین تکلیف سرنوشت فلسطینی‌ها و آینده لبنان و سوریه ایجاد می‌کرد. با حمایت ایالات متحده آمریکا، رژیم اسرائیل می‌توانست به عنوان سنگر امنیتی منطقه عمل کند و نفوذ سیاسی و اقتصادی آن بدون مانع در سراسر منطقه گسترش یابد.

اما در عوض این جنگ محدودیت‌های قدرت نظامی ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل را برملا ساخت. ایران که انتظار جنگ را می‌کشید، کاملاً آماده بود. تهران راهبردی را پیاده کرد که مانع از دستیابی دشمنان پیشرفته‌تر و مجهز به سلاح هسته‌ای به اهداف جنگی‌شان شد. ایران نه‌تنها بی‌خطر نشد، بلکه قوی‌تر و حتی پیروزمندانه ظاهر شد.

ایران تا به اینجا از بدترین شرایط جنگ جان سالم به در برده و پیروزی‌های استراتژیک مهمی به دست آورده است. اولین دستاورد این بود که ایران با تخریب بخش عظیمی از زیرساخت‌های نظامی ایالات متحده آمریکا در سراسر منطقه خلیج فارس، عملاً معماری امنیتی را که ایالات متحده آمریکا مدت‌ها بر منطقه گسترانده بود، از هم گسیخت. ویرانی چندین پایگاه آمریکایی، تردیدهایی را درباره ظرفیت ایالات متحده آمریکا برای دفاع از خلیج فارس ایجاد کرد و حتی تمایل واشنگتن را برای بازسازی آنچه تخریب شده، زیر سوال برده‌ است.

دوم اینکه ایران کنترل خود را بر تنگه هرمز تثبیت کرد. در مرحله اولیه جنگ، ایران تنگه را به عنوان یک تاکتیک نظامی مسدود کرد تا ایالات متحده آمریکا را از تشدید کارزار بمباران خود بازدارد. اما به سرعت دریافت که کنترل آن آبراه حیاتی فراتر از جنگ کاربرد دارد. این اقدام نه‌تنها می‌توانست بازدارنده‌ای در برابر تجاوزات بعدی آمریکا باشد بلکه می‌توانست ایالات متحده آمریکا را مجبور به رها کردن جنگ و حتی مذاکره برای رفع تحریم‌ها علیه ایران کند؛ امتیازی که برنامه هسته‌ای ایران تا کنون در دستیابی به آن ناکام مانده بود.

ایالات متحده آمریکا نه توانست کنترل تنگه را بازپس گیرد، نه توانست تنگه را بمباران کند و نه توانست تنگه را تحریم کند. به طور خلاصه، ایالات متحده آمریکا دیگر نمی‌توانست ایران را مانند گذشته مهار کند، بلکه مجبور شد نقش بزرگ‌تر ایران در منطقه و همچنین در اقتصاد جهانی را بپذیرد. برای ایران، این به معنای آن بود که معماری امنیتی چنددهه‌ای منطقه، که به دوران ریاست‌جمهوری جیمی کارتر و رونالد ریگان بازمی‌گشت و حول محور مهار ایران ساخته شده بود، از بین رفته و دیگر باز نخواهد گشت.

فروپاشی ساختار امنیتی آمریکا در خلیج فارس

برای تهران، این فقط یک پیروزی استراتژیک در زمان جنگ نبود، بلکه گامی مهم در دستیابی به هدف دیرینه‌اش یعنی وادار کردن ارتش آمریکا به ترک منطقه خلیج فارس بودولی نصر تاکید می‌کند که پاسخ فوری ایران به حمله آمریکا و رژیم اسرائیل، تلافی علیه پایگاه‌های نظامی آمریکا بود که در سراسر خلیج فارس پراکنده بودند. موشک‌ها و پهپادهای «شاهد» ایران بر سیستم‌های رهگیری آمریکایی و عربی چیره شدند و خسارات عظیمی به بیش از ۱۰ پایگاه نظامی آمریکا وارد کردند. ایران به سرعت حملات خود را به پایگاه‌های نظامی کشورهای عربی که یا دارایی‌های نظامی آمریکا را در خود جای داده بودند یا در عملیات آمریکا مشارکت داشتند، گسترش داد.

این حملات به‌زودی فراتر رفت و زیرساخت‌های انرژی در سراسر خلیج فارس را در بر گرفت. شاخص‌ترین مورد این بود که [ادعا شد] ایران در پاسخ به حمله رژیم اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی، به میدان گازی راس‌لفان حمله کرد و بعداً تأسیسات نفتی در بندر فجیره امارات متحده عربی و همچنین نفتکش‌های حامل نفت و گاز طبیعی متعلق به کشورهای خلیج فارس را هدف قرار داد.

حملات ایران همسایگان عرب آن را خشمگین کرد، اما برای حکمرانان ایران، ترس و خشم عرب‌ها در کوتاه‌مدت باعث نگرانی نبود و تهران را از حمله به همسایگانش باز نمی‌داشت. کشورهای خلیج فارس نمی‌توانستند به طور باورپذیری ایران را به اقدام تلافی‌جویانه تهدید کنند. آنها نمی‌توانستند چیز زیادی به قدرت آتش ترکیبی آمریکا و رژیم اسرائیل بیفزایند، و اگر وارد جنگ می‌شدند، خطر حملات حتی بزرگ‌تر ایران را به جان می‌خریدند؛ حملاتی که آمادگی جذب و تحمل آن را نداشتند.

با این حال، ایران خواهان جنگ با همسایگان خود در خلیج فارس نبود. این کشور در حمله به قلمرو آنها دو هدف استراتژیک را دنبال می‌کرد. نخست، ایران تصمیم گرفت پایگاه‌ها و دارایی‌های نظامی آمریکا مستقر در خلیج فارس را که برای توانایی آمریکا در پیشبرد جنگ حیاتی بودند، نابود کند.

حملات ایران هواپیماها و سیستم‌های راداری، و همچنین باندها و تأسیسات دریایی را منهدم کرد. این استراتژی موثر واقع شد. به عنوان مثال، انهدام مقر ناوگان پنجم در بحرین، فشار زیادی بر ناوگان آمریکایی وارد کرد که قرار بود تا ماه سوم جنگ، مسئولیت حفظ محاصره دریایی ایران را بر عهده داشته باشد.

کشورهای خلیج فارس مدت‌هاست که اتصال جهانی خود را به عنوان یک دستاورد برجسته و اثباتی بر نوید الگوهای توسعه اقتصادی خود تبلیغ کرده‌اند. اما این جنگ، منطقه خلیج فارس را به یک نقطه‌ضعف برای اقتصاد جهانی تبدیل کردنیروی دریایی ایالات متحده آمریکا مجبور شد برای تأمین پشتیبانی لجستیکی کشتی‌های جنگی خود به روش‌های بسیار دشوارتر از حد معمول متوسل شود. به همین ترتیب، از دست رفتن سیستم‌های راداری حیاتی، دامنه اطلاعات میدان نبرد را که هدایت حملات بمباران آمریکا و رژیم اسرائیل بر فراز ایران را بر عهده داشت، کاهش داد.

تا ماه پنجم جنگ، ایران عملاً ارتش ایالات متحده آمریکا را از خلیج فارس «پایگاه‌زدایی» کرد. حجم ویرانی پایگاه‌ها، همراه با تهدید مداوم پهپادها و موشک‌های ایرانی با کاهش ذخیره موشک‌های رهگیر آمریکایی، ایالات متحده آمریکا را مجبور کرد تا دارایی‌ها و عملیات خود را به پایگاه‌هایی در رژیم اسرائیل، اردن و سوریه منتقل کند.

کشورهای خلیج فارس نیز پس از حملات مداوم ایران به کویت در طول ماه ژوئیه، این عقب‌نشینی را تشویق کردند تا حجم حملات به قلمرو خود را کاهش دهند.

برای تهران، این فقط یک پیروزی استراتژیک در زمان جنگ نبود، بلکه گامی مهم در دستیابی به هدف دیرینه‌اش یعنی وادار کردن ارتش آمریکا به ترک منطقه خلیج فارس بود. در واقع، دو ماه اول جنگ، تردیدهایی را درباره دوام و ارزش آینده پایگاه‌های آمریکایی هم برای ارتش آمریکا و هم برای کشورهای میزبان تزریق کرد.

ایالات متحده آمریکا نمی‌توانست از پایگاه‌های بسیار نزدیک به ایران دفاع کند و از این رو ممکن است دیگر ارزشی در بازسازی آنها نبیند. کشورهای خلیج فارس نیز پایگاه‌ها را نه یک چتر حمایتی، بلکه یک نقطه ضعف دیدند که خلیج فارس را به روی جنگ، ویرانی اقتصادی و نابودی زیرساخت‌های حیاتی باز می‌کرد.

ایران این نکته را در پیام‌رسانی‌های خود تقویت و تاکید کرد که صلح آینده میان ایران و همسایگانش تنها در صورتی امکان‌پذیر خواهد بود که پایگاه‌های آمریکایی به خلیج فارس بازنگردند.

آینده حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس نامشخص است. اما ایران در کاهش دامنه آن و ایجاد تردید نسبت به ارزش آن در چشمان کشورهای عرب خلیج فارس، به یک پیروزی استراتژیک مهم دست یافته است. واکنش کشورهای خلیج فارس به این موضوع متفاوت خواهد بود و شکاف‌های داخلی آنها نیز در خدمت اهداف ایران است.

تبدیل اتصال اقتصادی خلیج فارس به نقطه‌ضعف

دکترین مهار ایران فروپاشیده است. پایگاه‌های آمریکا در سراسر منطقه تخریب شده‌اند و الگوی قدیمی محاصره نظامی ایران احتمالاً اکنون منسوخ شده استاستاد دانشگاه جانز هاپکینز می‌نویسد: دومین هدف استراتژیک ایران در حمله به کشورهای خلیج فارس، اعمال فشار بر اقتصاد جهانی بود. این امر پس از آنکه ایران زیرساخت‌های غیرنظامی در سراسر خلیج فارس را هدف قرار داد و تنگه هرمز را مسدود کرد، حادتر شد.

در حالی که ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل آسمان ایران را میدان اصلی نبرد می‌دیدند، ایران خلیج فارس را انتخاب کرد. هدف اولیه، اختلال در حملات علیه ایران بود، اما هدف قرار دادن خلیج فارس، اقتصاد جهانی را به یک هدف تبدیل کرد.

ایالات متحده آمریکا نتوانست مانع از تأثیرگذاری ایران بر بازارهای جهانی انرژی و اختلال در زنجیره‌های تأمین جهانی متکی بر تجارت با خلیج فارس شود. قیمت نفت و گاز طبیعی و همچنین قیمت دیزل و سوخت جت اوج گرفت. این امر بر قیمت بنزین در غرب تأثیر گذاشت و باعث کمبود سوخت در بسیاری از نقاط جهان شد و به جهش تورم و بیکاری انجامید.

علاوه بر این، اختلال در عرضه کالاهای ساخته‌شده و محصولات پتروشیمی، از جمله هلیوم، اوره، آلومینیوم و روغن خوراکی و همچنین قطع دسترسی به بنادر بزرگ دبی، فعالیت‌های صنعتی را در بخش‌های وسیعی از آسیا مختل کرد و نگرانی‌هایی را در مورد امنیت غذایی در آفریقا برانگیخت.

طی دهه‌ها، خلیج فارس نه تنها برای تأمین انرژی جهانی، بلکه برای بخش‌های متعددی از اقتصاد جهانی به عنوان مرکز مهم تجارت جهانی، حیاتی شده است. کشورهای خلیج فارس مدت‌هاست که اتصال جهانی خود را به عنوان یک دستاورد برجسته و اثباتی بر نوید الگوهای توسعه اقتصادی خود تبلیغ کرده‌اند. اما این جنگ، منطقه خلیج فارس را به یک نقطه‌ضعف برای اقتصاد جهانی تبدیل کرد.

ایالات متحده آمریکا نسبت به پیامدهای اقتصادی استراتژی ایران حساس بود. قیمت‌های بالاتر بنزین باعث بروز تورم در ایالات متحده آمریکا شد، همان‌طور که شبح رکود اقتصادی جهانی چنین کرد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا هنگامی که در ژوئن ۲۰۲۶ با امضای یک تفاهم‌نامه با ایران موافقت کرد، به نگرانی در مورد اقتصاد جهانی اشاره نمود.

این پیش‌بینی که قدرت نظامی می‌تواند تمام اهداف استراتژیک رژیم اسرائیل را محقق کند و سلطه منطقه‌ای آن را تأیید کند، در دو جنگ با ایران به یک سد سخت برخورد کرداز آن پس، هدف ایالات متحده آمریکا این بوده است که کنترل تنگه را از دست ایران خارج کند و جریان تجارت در خلیج فارس را به سطوح پیش از جنگ بازگرداند. اما ایران مصمم است اجازه ندهد این اتفاق بیفتد. تهران اکنون کنترل محکم خود بر تنگه هرمز را بازگشت‌ناپذیر می‌داند.

ایران نه‌تنها اکنون به سمت ادعای حاکمیت کامل بر تنگه هرمز به عنوان قلمرو حاکمیتی خود حرکت کرده که در آن کنترل بلا منازع اعمال خواهد کرد، بلکه معتقد است جغرافیایش (خط ساحلی طولانی که در بالای دریای عمان و خلیج فارس قرار دارد) هرگونه تلاش ایالات متحده آمریکا یا همسایگان ایران برای سلب کنترل تنگه از ایران را ناپایدار می‌سازد.

عربستان سعودی و امارات متحده عربی توانسته‌اند در طول این بحران، با استفاده از پایانه‌ها در دریای عمان و دریای سرخ، که در گذشته هدف نیروهای حوثی متحد ایران بوده‌اند، نفت صادر کنند. آن تأسیسات می‌توانند در آینده بیشتر گسترش یابند و همچنین صادرات انرژی را برای قطر، کویت و عراق تسهیل کنند.

با این حال، تکمیل آن پروژه‌ها نیازمند زمان خواهد بود و تهران معتقد است که مسیرهای جایگزین، ترافیک عبوری از تنگه هرمز را، به‌ویژه برای تجارت‌های غیر نفتی و گازی، به طور کامل جبران نخواهند کرد.

علاوه بر این، با تشدید منازعه میان حوثی‌ها و عربستان سعودی، این مسیرهای جایگزین در برابر پهپادها و موشک‌های متحدان منطقه‌ای ایران و خود ایران آسیب‌پذیر هستند. در واقع، ایران قدرت خود را تنها محدود به کنترل تنگه هرمز نمی‌بیند، بلکه آن را تا اعمال فشار بر سایر گلوگاه‌های استراتژیک گسترش داده است.

ایران معتقد است که جهان باید با واقعیت جدید کنار بیاید. به باور تهران، کنترل بر تنگه هرمز، ابزاری برای تحمیل و تحکیم نتایج جنگ بر معادلات منطقه است. دکترین مهار ایران فروپاشیده است. پایگاه‌های آمریکا در سراسر منطقه تخریب شده‌اند و الگوی قدیمی محاصره نظامی ایران احتمالاً اکنون منسوخ شده است.

همسایگان عرب ایران نمی‌توانند به ائتلاف قدیمی با ایالات متحده آمریکا به عنوان راه‌حلی برای چالش‌های امنیتی خود بنگرند. صفوف آنها تقسیم خواهد شد؛ آنها به دنبال راه‌حل‌های متنوعی برای نیازهای امنیتی خود خواهند بود که در بهترین حالت به معنای چندقطبی شدن در سراسر منطقه، و در بدترین حالت، رقابتی آشفته میان ائتلاف‌های هم‌پوشان است. در این محیط، ایران فضای بسیار بیشتری برای مانور خواهد داشت. تهران دوستی با برخی از این ائتلاف‌ها را برای خنثی کردن سایر ائتلاف‌های مخالف خود متوازن خواهد کرد.

راهبرد اسرائیل بدون جنگ بی‌اثر می‌شود

به نوشته مشاور ارشد مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) ایران معتقد است که این جنگ رژیم اسرائیل را تضعیف کرده است. این پیش‌بینی که قدرت نظامی می‌تواند تمام اهداف استراتژیک رژیم اسرائیل را محقق کند و سلطه منطقه‌ای آن را تأیید کند، در دو جنگ با ایران به یک سد سخت برخورد کرد. نتیجه فاجعه‌بار جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، به توافق استراتژیک میان این دو متحد آسیب جدی زده و احتمالاً شکافی را میان آن دو بر سر آینده خلیج فارس و خاورمیانه ایجاد کرده است.

ایران معتقد است تسلطش بر تنگه هرمز، اشتیاق آمریکا برای جنگی دیگر با ایران را کاهش خواهد داد و این امر به نوبه خود گزینه‌های نظامی رژیم اسرائیل را محدود می‌کند. از سال ۲۰۲۳، استراتژی رژیم اسرائیل بر پیروزی نظامی استوار بوده است. بدون جنگ، استراتژی رژیم اسرائیل محصور و بی‌اثر خواهد ماند.

رژیم اسرائیل از زمان جنگ هیچ متحد جدیدی در منطقه به دست نیاورده است. ایران معتقد است بعید است پیمان‌های ابراهیم بیشتر گسترش یابند و حتی ممکن است تحت فشار قرار گیرند. محور اسرائیل-امارات-هند با چالش پیمان مکه که میان پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه شکل گرفته، و سایر ائتلاف‌هایی که احتمالاً بروز خواهند کرد، مواجه خواهد شد. کشورهای عربی خطر ایران را رو به رشد می‌بینند، اما اکنون رژیم اسرائیل را نیز یک تهدید تلقی می‌کنند.

معضل امنیتی عرب‌ها اکنون باید با هر دو مواجه شود و این به نفع ایران است. تهران معتقد است که نظم امنیتی آینده در منطقه، تنها حول محور مهار ایران شکل نخواهد گرفت.

پایان سلطه آمریکا و باز شدن درها به روی خاورمیانه چندقطبی

ولی نصر در بخش پایانی مقاله تحلیلی خود می‌نویسد در خلاء ایجادشده توسط ایالات متحده آمریکا، ایران انتظار دارد که چین نقش بزرگ‌تری در خاورمیانه ایفا کند. حضور اقتصادی آن احتمالاً افزایش خواهد یافت، همان‌طور که نقش دیپلماتیک آن در میانجی‌گری صلح میان ائتلاف‌های رقیب پررنگ‌تر می‌شود.

چین همچنین ممکن است به یک حضور نظامی بزرگ‌تر در خلیج فارس تبدیل شود. این کشور روابط نظامی نزدیکی با پاکستان دارد و در گذشته تمرینات دریایی مشترکی با ایران انجام داده است. نیروی دریایی چین ممکن است پایگاه‌هایی در بندر گوادر پاکستان و تأسیسات دریایی چابهار ایران ایجاد کند. این حضور می‌تواند امنیت دریانوردی مورد قبول همه کشورهای خلیج فارس را تأمین کند.

نقش امنیتی بزرگ‌تری که پاکستان قرار است ایفا کند و پیمان‌های دفاعی با عربستان سعودی و احتمالاً کویت امضا نماید، مورد حمایت چین است. ایالات متحده آمریکا ناگزیر باید به میزان بیشتری با چین رقابت کند و این رقابت ماهیت سیاست آمریکا در خاورمیانه را تغییر خواهد داد.

اروپا نیز مجبور خواهد شد موضع جدیدی اتخاذ کند. سیاست خاورمیانه‌ای اروپا از دهه ۱۹۵۰ پیرو واشنگتن بوده است؛ تهران معتقد است که این امر به‌ویژه در مورد موضع آن در قبال ایران صادق است. اما اکنون منافع خود اروپا در خاورمیانه که حول ثبات تأمین انرژی و تجارت می‌چرخد، ایجاب می‌کند که موضع جدیدی اتخاذ کند.

برای تهران از هم‌اکنون مشخص است که بروکسل مشتاق است روابط قطع‌شده با ایران را بازسازی کند تا بتواند به عنوان میانجی قدرت میان ایران و همسایگان عرب آن عمل کند. کارایی اروپا برای نیازهای امنیتی عرب‌ها به این بستگی دارد که درجه‌ای از نفوذ در تهران داشته باشد.

تعریف ایران از آینده نزدیک خاورمیانه با افول نفوذ ایالات متحده آمریکا گره خورده‌است. یک دوره خلاء و تحول وجود خواهد داشت. ایران فرصت‌های وافری برای تأثیرگذاری بر شکل‌گیری یک نظم نوظهور می‌بیند و خود را بخش مهمی از آن می‌داند.

تهران خاورمیانه را سازمان‌یافته علیه خود نمی‌بیند، بلکه آن را منعکس‌کننده کثرت منافع اقتصادی و امنیتی بازیگران گوناگون می‌داند. در این میان، تنش‌های دیگر مانند تنش میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی بر روی آب خواهد آمد.

نظم جدید باید این واقعیت را در نظر بگیرد که ترکیه بیشتر نگران رژیم اسرائیل خواهد بود، پاکستانی‌ها نگران هند و رژیم اسرائیل، در حالی که سعودی‌ها باید نگرانی‌های خود در مورد ایران را با نگرانی‌های در مورد رژیم اسرائیل و امارات متوازن کنند.

در این ملغمه، منافع چینی، روسی و اروپایی ترکیب خواهند شد تا پیامدها را شکل دهند. آینده آشفته به نظر می‌رسد و این به معنای کاهش فشارهای نظامی و اقتصادی بر ایران است.


نظرات

آخرین اخبار
ارتقای پایگاه نظامی چین در نزدیکی باب‌المندب
ادعای فاز عملیاتی ائتلاف دریایی 41 کشور
وزیر آموزش‌وپرورش: ساخت 4700 مدرسه در دو سال گذشته
چین: استفاده ژاپنی‌های راست‌گرا از هوش مصنوعی برای تحریف حقایق تاریخی
فرود مرگبار هواپیمای کوچک در کرواسی
رمزگشایی از شرط تل‌آویو برای امضای توافق امنیتی با دمشق
پیش‌بینی پنج روزه هوای تهران
پاداش 2 میلیارد ریالی خراسان شمالی برای 5 نماینده خود در بازی‌های آسیایی ناگویا
سیطره انصارالله بر کوه‌های الاغبره در پیشروی خیره‌کننده
قاچاقچی «فسیل» به حبس محکوم شد
جبهه جدید تنش میان روسیه و غرب
ایران، چگونه بازطراحی «خاورمیانه جدید» را به شکست کشاند؟
دوران دوستی بی‌قید و شرط اروپا و آمریکا به پایان رسیده است
تحرکات رژیم صهیونیستی در کرانه باختری
کسب برنز ناگویا با عبور از دیوار چین میسر می‌شود+برنامه دیدارهای نهایی
تأکید ایران و روسیه بر تداوم همکاری‌های نظارتی در حوزه ایمنی هسته‌ای
یمن بازار نفت عربستان به اروپا را متوقف کرد
مسکو خواستار خروج سامانه‌های تایفون آمریکا از ژاپن شد
گزارش تصویری| رزمایش جان فدایان ایران
ایران متعلق به همه ایرانیان است
واکنش رسانه اسرائیلی به ادعاهای نتانیاهو درباره برنامه هسته‌ای ایران
لحن متفاوت سخنگوی ارتش پاکستان درباره دفاع از عربستان
یک جنگنده F-2000 در عربستان آسیب دید
گام جدید کرملین در قبال شرکت‌های غربی فعال در روسیه
واکنش بقائی به اظهارات یکی از سخنگویان آمریکا
کشف محموله مواد مخدر در خوزستان
مارین لوپن: ترامپ با جنگ علیه ایران «کل سیاره زمین» را به آتش می‌کشد
پایان محدودیت‌های هوایی عراق
گسترش بازار تاکسی‌های خودران اروپا
فراخوان ستاره‌های پرتغالی برای جام ملت‌های اروپا
لبنان بخشی از هر توافق ایران با آمریکا خواهد بود
احتمال ال‌نینو افزایش یافت؛ هشدار درباره بارش‌های شدید پاییزی
احضار کاردار انگلیس در مسکو در پی اختلافات تسلیحاتی
رونمایی از رقبای ایران در رقابت‌های ووشو بازی‌های آسیایی
واکنش روسیه به عملکرد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی
فایننشال تایمز: طلای 4 میلیارد دلاری ونزوئلا در مسیر آمریکا
اختلاف قدیمی، جشن عروسی را به صحنه درگیری مرگبار تبدیل کرد
راهپیمایی در صعده در دفاع از مکه و حمایت از نیروهای مسلح یمن
انتقاد نماینده کنگره آمریکا از توافق تسلیحاتی با عربستان
انفجار انتحاری در پاکستان 15 کشته برجا گذاشت
غریب‌آبادی: آمریکا نمی‌تواند با خروج از شورای حقوق بشر از مسئولیت خود شانه خالی کند
نرخ اجاره خوابگاه‌های دانشجویی اعلام شد + جدول قیمت‌ها
آخرین قیمت ارز افغانی در بازار جمعه 27 شهریور
الجزیره: «موشک جدید» قالیباف یک توییت بود!
31 اتوبوس دوکابین در راه ناوگان تهران
بازگشت نمایندگان به صحن با یک سوال و یک طرح
فارن پالسی: هر طور حساب کنید، آمریکا در حال باختن جنگ ایران است
آخرین قیمت سکه پارسیان امروز 27 شهریور؛ جدول کامل قیمت ها
پیش‌بینی هواشناسی گیلان؛ آسمان ابری و بارانی در راه است
آخرین قیمت دینار عراق امروز جمعه 27 شهریور