نورنیوز-گروه بینالملل: آمریکا در حالی با بحرانی چندلایه در داخل و مجموعهای از پروندههای باز در سیاست خارجی، بدون دستاورد ملموس، مواجه است که روزنامه «واشنگتنپست» از اظهارات تروی مینک، وزیر نیروی آمریکا، درباره استقرار یک سلاح تهاجمی در مدار خبر داده است؛ سلاحی که به گفته او برای «کنترل فضای بیرونی» طراحی شده، هرچند نوع و مشخصات آن اعلام نشده است. این ادعا در شرایطی مطرح میشود که شکست آمریکا در برابر ایران و آشکار شدن ضعفهای ساختاری ارتش این کشور، به چالشی جدی برای اهداف انتخاباتی ترامپ و جمهوریخواهان تبدیل شده است. از این منظر، ادعای جدید را میتوان هم ادامه قدرتنمایی تبلیغاتی و هم نشانهای تازه از تهدیدات آمریکا علیه امنیت بینالملل دانست؛ تهدیدی که بار دیگر ضرورت نقشآفرینی نهادهای جهانی و تسریع روند شکلگیری نظم نوین جهانی را برجسته میکند.
نمایش اقتدار برای پنهان کردن زخم شکست
انتشار این خبر را باید در کنار نمایشهای رسانهای اخیر آمریکا، از جمله تصاویر هالیوودی از خلبانهای شرکتکننده در عملیات علیه ایران و سخنان ترامپ درباره برخورداری آمریکا از سلاح لیزری پیشرفته و توان بازآفرینی سریع ظرفیتهای تسلیحاتی، ارزیابی کرد. مجموعه این اقدامات بیش از آنکه نشانه اقتدار واقعی باشد، تلاشی برای بازسازی تصویری از قدرت در برابر اعترافات و انتقادهای فزاینده نسبت به سیاستهای جنگافروزانه دولت ترامپ است.
پنتاگون در گزارش جدید خود اذعان کرده بخش مهمی از ذخایر تسلیحاتی و راهبردی آمریکا در جنگ علیه ایران مصرف شده است. فرماندهان نظامی، از جمله فرمانده سنتکام، نیز به آسیب گسترده پایگاههای آمریکا در منطقه بر اثر حملات پهپادی و موشکی ایران اشاره کردهاند؛ پایگاههایی که برخی از آنها دیگر قابلیت استفاده نداشتهاند. این واقعیت، در کنار ادعای ترامپ درباره پیروزی سریع بر ایران، شکاف میان روایت تبلیغاتی واشنگتن و واقعیت میدان را آشکار میکند.
از سوی دیگر، مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز و ورود بابالمندب به معادلات جدید اقتصاد جهانی، هزینههای اقتصادی سیاستهای آمریکا را افزایش داده است. افزایش ۳.۴ درصدی شاخص قیمت مصرفکننده در آمریکا و کاهش دستمزد واقعی برای پنجمین ماه متوالی، فشارها بر دولت ترامپ را تشدید کرده است. همزمان، نظرسنجیها از پیشتازی دموکراتها با ۴۴ درصد در برابر ۳۷ درصد جمهوریخواهان حکایت دارد.
جنگ روایتها در سایه بحران اقتصادی
در شرایطی که وعدهدرمانیهای ترامپ دیگر اثر گذشته را بر بازارهای آمریکا ندارد، حاشیهسازی درباره نقش اوکراین در افزایش قیمت دیزل، ادعای ورود نفت ونزوئلا به آمریکا و نمایشهای رسانهای پیرامون خلبانهای عملیات علیه ایران و «جنگ ستارگان»، میتواند تلاشی برای تغییر دستور کار افکار عمومی باشد. هدف، از یک سو پوشاندن رسوایی شکست در برابر ایران و مقاومت منطقه و از سوی دیگر کمرنگ کردن بحران اقتصادی در میان اخبار هیجانی و فضایی است.
وعده پایان جنگ پس از انتخابات نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ راهکاری برای افزایش تابآوری اجتماعی و اقتصادی و جلوگیری از سرریز شدن نارضایتیها به خیابان. اما تغییر صحنه خبری، واقعیتهای اقتصادی و شکستهای راهبردی را از میان نمیبرد.
آپارتاید علمی؛ روی دیگر سلطهگری آمریکا
اقدام آمریکا در حوزه فضا، پرده از تناقضی بنیادین برمیدارد: واشنگتن از یک سو در برابر دستیابی سایر کشورها به دانش و فناوریهای صلحآمیز هستهای موضع میگیرد، اما خود میلیاردها دلار برای توسعه و نوسازی تسلیحات هزینه میکند؛ با پرتاب ماهواره و ساخت موشکهای تحقیقاتی دیگر کشورها مخالفت میورزد، در حالی که گستردهترین فعالیتهای فضایی را دنبال میکند.
این رفتار را میتوان جلوهای از «آپارتاید علمی» و نوعی جنگ علمی و فناورانه دانست؛ رویکردی که در آن انحصار دانش و فناوری به ابزاری برای حفظ سلطه جهانی تبدیل میشود، بهویژه در شرایطی که توان اقتصادی و نظامی آمریکا با چالشهای فزاینده مواجه است.
بازتعریف نظم جهانی در برابر تهدیدات فضایی
رفتارهای آمریکا دیگر محدود به زمین نیست و اکنون فضا نیز به عرصهای تازه برای نمایش قدرت و اعمال فشار تبدیل شده است. گزارشها درباره توسعه شبکه موشکهای مستقر در فضا، بهعنوان بخشی از سامانه دفاع موشکی «گنبد طلایی»، میتواند زمینهساز شکلگیری دور تازهای از رقابت تسلیحاتی و فضایی باشد؛ رقابتی که علاوه بر تشدید جنگافروزی، پیامدهایی برای محیط زیست و امنیت جهانی خواهد داشت.
در دوران ترامپ، عادیسازی بسیاری از رفتارهای خشونتآمیز آمریکا و رژیم صهیونیستی، از ترور رهبر انقلاب تا حمله به دانشآموزان مینابی و مراسم عروسی، به الگویی نگرانکننده تبدیل شده است. ادعای برخورداری از سلاحهای تهاجمی فضایی نیز میتواند در همین مسیر، زمینه عادیسازی هدف قرار دادن ماهوارههای سایر کشورها با استناد به «تهدید نظامی» را فراهم کند و در نهایت انحصار اطلاعاتی و فضایی آمریکا را بر جهان تحمیل سازد.
ریشه این وضعیت را باید در انفعال و کماثر شدن برخی نهادهای بینالمللی نیز جستوجو کرد. شورای امنیت به جای تمرکز بر تهدیدات آمریکا، همچنان درگیر پروندهسازی علیه ایران است و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز به جای مقابله با تهدیدات هستهای و موشکی دارندگان سلاحهای هستهای، در مسیر طرح ادعاهای سیاسی علیه ایران حرکت میکند.
از این رو، رفتارهای آمریکا در زمین و فضا، ضرورت تسریع در شکلگیری نظم نوین جهانی و بازتعریف مسئولیت نهادهای بینالمللی را بیش از گذشته آشکار کرده است. داستانسراییهای ترامپ درباره سلاح لیزری یا تسلیحات انحصاری فضایی نه بازارهای مالی آمریکا را سامان میدهد و نه ایران را به تسلیم وادار میکند. شواهد موجود نشان میدهد هزینه شکستهای ترامپ میتواند از میدان جنگ و اقتصاد، به عرصه انتخابات میاندورهای کنگره منتقل شود؛ جایی که نتیجه آن ممکن است به زیان جمهوریخواهان رقم بخورد.
نورنیوز