نورنیوز-گروه بین الملل: چگونه فتح بابالمندب، معادله قدرت در جبهه مقاومت را بازتعریف کرد
سرآغاز: لحظهای که جغرافیا تغییر کرد
در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶، وقتی نیروهای مسلح یمن پس از یک عملیات ۱۸ ساعته کنترل کامل خط ساحلی دریای سرخ را به دست گرفتند و جزیره استراتژیک میون (پریم) را در قلب تنگه بابالمندب تصرف کردند، چیزی بیش از یک پیروزی نظامی رقم خورد. آنچه در این روز رخ داد، جابهجایی مرکز ثقل یکی از مهمترین اتحادهای ژئوپلیتیکی منطقه بود.
بابالمندب از دیرباز یکی از حیاتیترین گلوگاههای دریایی جهان بوده است؛ روزانه حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از تجارت دریایی جهانی و میلیونها بشکه نفت خام از این کانال باریک عبور میکند. اما تا پیش از این عملیات، انصارالله تنها قادر بود از فاصله دور این مسیر را تهدید کند. اکنون با تسلط بر جزایر میون، زُقَر، حُنیِش بزرگ و حُنیِش کوچک — به گفته خبرگزاری فرانسه، کنترل تمامی جزایر تنگه بابالمندب به دست انصارالله افتاده است — معادله از «تهدید از دور» به «کنترل فیزیکی» تغییر کرده است.
تحلیلی بر عملیات: چگونه ۵ هزار مبارز ۵۰ هزار نیرو را شکست دادند
ابعاد این عملیات از منظر نظامی، حیرتانگیز است. نیروهای مسلح یمن موفق شدند این پیشروی گسترده را تنها با ۵ هزار مبارز در برابر پنج لشکر و دهها تیپ متعلق به «درع الوطن» و «لشکر عمالقه» با تعداد تقریبی ۵۰ هزار نیرو که از سوی دستگاههای اطلاعاتی و نیروی هوایی عربستان حمایت میشدند، به دشمن تحمیل کنند.
اما آنچه این پیروزی را از یک عملیات موفق نظامی به یک درس راهبردی برای کل محور مقاومت تبدیل میکند، تاکتیک پیچیدهای است که پشت آن قرار دارد. تحلیلگران نظامی نشان میدهند که نیروهای یمنی با ایجاد درگیریهای ایزایی در مأرب، الجوف و مرزهای شمالی با عربستان، توجه نیروهای تحت حمایت عربستان را منحرف کردند و همزمان با سرعت، نبرد اصلی را به ساحل غربی منتقل کرده و طرحهای هجومی از پیش آماده شده را در چند محور اجرا کردند.
بر اساس گزارش وبگاه تحلیلی العهد، نیروهای انصارالله در حدود سه روز، بالغ بر ۳۰۰ کیلومتر مربع از جنوب حدیده تا شهر ساحلی مخا را به همراه یک نوار زمینی که منطقههای وازعیه و جاده تعز را به منطقه حیس پیوند میدهد، تحت کنترل خود گرفتند — از جمله «کمپ خالد» که بزرگترین تجمع واحدهای یمنی وابسته به عربستان و امارات را در خود جای داده بود.
یک مقام دولت مورد حمایت عربستان در یمن در اعترافی قابلتوجه گفت: «هرچه در ساحل غربی در اختیار داشتیم، سقوط کرد.»
نقطه عطف: جزیرهای که دریای سرخ را به دو نیم میکند
جزیره میون (پریم) تنها ۱۳ کیلومتر مربع مساحت دارد، اما موقعیت آن در باریکترین نقطه تنگه بابالمندب — کمی بیش از ۱۹ کیلومتر از شاخ آفریقا — آن را به کلیدیترین نقطه جغرافیایی این تنگه تبدیل کرده است. این جزیره مسیر کشتیرانی را به دو کانال ورودی و خروجی تقسیم میکند و هر کشتی که از بابالمندب عبور کند، ناگزیر از مقابل آن میگذرد.
کنترل پریم به معنای استقرار رادار، پهپاد و سامانههای موشکی در نزدیکترین فاصله ممکن به کشتیهای عبوری است. یک شاهد عینی گفته: «افراد مسلح در امتداد ساحل بابالمندب مستقر شدهاند و با خودروهای نظامی گشتزنی میکنند.»
اما این جزیره فقط یک پایگاه نظامی نیست. پریم در طول تاریخ، از دوران امپراتوری بریتانیا، به عنوان ایستگاه سوختگیری کشتیهایی که به سمت هند میرفتند استفاده میشد. اکنون این جزیره از یک یادگار استعماری به کلید کنترل یکی از حیاتیترین آبراههای جهان تبدیل شده است.
یمن به مثابه «قفل راهبردی» محور مقاومت
مقامات و تحلیلگران غربی به صراحت اعتراف کردهاند که این تحول، وزن یمن را در محور مقاومت به سطحی بیسابقه ارتقا داده است. BBC در گزارشی تحلیلی نوشت که انصارالله نهتنها در نتیجه این پیروزی، به قابلتوجهترین دستاورد نظامی خود در چند سال گذشته دست یافته، بلکه نشان داده که «علیرغم ۱۲ سال جنگ داخلی، حملات ویرانگر هوایی عربستان و حملات آمریکا، اسرائیل و بریتانیا، همچنان نیرویی است که باید روی آن حساب کرد.»
فاره المسلیمی، پژوهشگر اندیشکده چتمهاوس لندن، در تحلیلی که BBC منتشر کرد، ارزیابی راهبردی این تحول را چنین بیان کرد: «اکنون ایران، مستقیم و از طریق نیروهای متحد خود، دو تنگه از راهبردیترین گلوگاههای خاورمیانه و جهان را کنترل میکند و بیش از ۳۵ درصد از تجارت سوخت و نفت جهانی را در دست دارد. این به اندازه یک بمب اتم قدرت چانهزنی است.»
این تحول در شرایطی رخ داده که سایر اجزای محور مقاومت — بهویژه حزبالله لبنان و حماس — در ماههای اخیر با فشارهای شدیدی روبرو بودهاند. در این خلأ، یمن به شاخهای تبدیل شده که نهفقط پایدارتر، بلکه به بازیگری اثرگذار بر امنیت انرژی جهان تبد
.: یل شده است.
علاوه بر این، انصارالله توانایی خود را در ایجاد مزیت راهبردی برای کل محور به نمایش گذاشته است. یک مقام ارشد اروپایی در امور یمن این وضعیت را چنین توصیف کرده: «اکنون ایران در یک سوی شبهجزیره عربستان هرمز را کنترل میکند و انصارالله در سوی دیگر بابالمندب را. این اساساً قیمت نفت، کالا و همه چیز را بهطور تصاعدی بالا میبرد.»
شکاف در صف دشمن: وقتی متحدان به هم میپیچند
یکی از درسهای مهم این عملیات، فروپاشی داخلی جبهه مقابل است. تحلیلگران دلایل فروپاشی سریع نیروهای تحت حمایت عربستان را شکافهای گسترده و مزمن میان طرفهای واگرا در ائتلاف سعودی-اماراتی توصیف کردهاند. این شکافها تنها به سطح فرماندهی محدود نمیشود؛ بلکه انگیزه رزمی، انسجام نیروها و توان بازسازی عملیاتی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
یک مقام دولت یمن در اعتراف خود به این حقیقت اشاره کرد که تمام خط دفاعی نیروهای وابسته به عربستان در ساحل غربی فروپاشیده است. خبرگزاری رویترز نیز گزارش داد که نیروهای مورد حمایت عربستان از جزیره پریم بدون مقاومت جدی عقبنشینی کردند.
فرماندهی سنتکام نیز در واکنش به این تحولات، رایزنیهای فوری با ریاض را آغاز کرده است — نشانهای دیگر از اینکه محاسبات آمریکا در قبال یمن بهطور بنیادین تغییر کرده است.
بُعد رسانهای: جای خالی روایت
یکی از نکات قابل تأمل در این تحولات، سکوت نسبی رسانههای غربی است. BBC در گزارش خود اذعان کرد که «پیشروی برقآسای حوثیها در امتداد دشت ساحلی تهامه، اکثر ناظران را غافلگیر کرده است.»
این غافلگیری نشان میدهد که جنگ روایتی در قبال یمن به موازات جنگ میدانی جریان دارد. در حالی که رسانههای محور مقاومت این پیروزی را «فتحالفتوح» و «نصر عظیم» توصیف میکنند، رسانههای غربی آن را به عنوان «تهدید کشتیرانی» و «خطر برای امنیت جهانی» روایت میکنند. این تفاوت در روایت، خود یک عرصه نبرد است و یادداشتهای تحلیلی مانند این، نقش تعیینکنندهای در تثبیت روایت مقاومت ایفا میکنند.
نکته مهم دیگر: انصارالله با انتشار بیانیهای که در آن «ناوبری دریایی برای همه شرکتها به جز کشتیهای سعودی امن است»، همزمان دو هدف را دنبال کرده: آرامشبخشی به بازارهای جهانی و حفظ اهرم فشار بر ریاض. این ترکیب هوشمندانه بین قدرت میدانی و دیپلماسی رسانهای، الگویی است که سایر اجزای محور مقاومت میتوانند از آن بیاموزند.
درسهایی برای محور مقاومت: از چهار مقطع راهبردی
درس اول: بازتعریف عمق استراتژیک. یمن نشان داد که عمق استراتژیک محور مقاومت محدود به مرزهای جغرافیایی نیست؛ بلکه به گلوگاههای حیاتی گره خورده است. کنترل بابالمندب، یمن را از یک «حلقه پیرامونی» به «قفل راهبردی» تبدیل کرده است.
درس دوم: قدرت ابتکار عمل. همانطور که تضعیف محورهای مختلف جبهه مقاومت در دستور کار آمریکاییها بوده است، یمن نشان داد که هر ضربه به محور مقاومت به سرعت به تهدید مستقیم منافع استراتژیک آمریکا و شرکایش تبدیل میشود.
درس سوم: کیفیت بر کمیت. عملیاتی که با ۵ هزار مبارز در برابر ۵۰ هزار نیرو انجام شد، ثابت کرد که برتری تاکتیکی، انگیزه رزمی و درک عمیق از جغرافیا میتواند برتری عددی و پشتیبانی هوایی را جبران کند.
درس چهارم: نقش تعیینکننده حمایت راهبردی. این پیروزی بدون حمایت راهبردی ایران ممکن نبود. یک مقام دولت یمن به رویترز گفت که پیشروی اخیر انصارالله «با هدایت و مساندة سپاه پاسداران ایران» انجام شد و ایران پیش از عملیات به انصارالله اطلاع داده بود که سطح درگیری را تشدید کند و در ازای آن تأمین مالی، سلاح و افسران ارشد را وعده داده بود.
نتیجهگیری: یمن دیگر «حاشیه» نیست
بابالمندب از حاشیه جنگ یمن به مرکز ثقل امنیت انرژی جهان آمده است. این تحول، معادله قدرت در منطقه را جابهجا کرده و به یمن امکان داده تا در معادلاتی بسیار فراتر از مرزهای خود ایفای نقش کند. برای محور مقاومت، این یک برگ برنده راهبردی است — برگ برندهای که باید با دقت و تدبیر مدیریت شود. هرگونه محاسبه درباره ثبات بازار انرژی و امنیت مسیرهای دریایی، از این پس بدون در نظر گرفتن یمن و بابالمندب ناقص خواهد بود.
یمن ثابت کرد که ایستادگی و جهاد، حتی در برابر پیشرفتهترین فناوریهای نظامی، میتواند معادلات قدرت را تغییر دهد. و این، درسی است که فراتر از یمن، برای همه ملتهایی است که در برابر نظام سلطه ایستادهاند.