نورنیوز-گروه بین الملل: اتحادیه اروپا طی دو تجاوز نظامی متوالی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، با سکوت کر کننده خود در مقابل اقدامات غیرقانونی و جنایات جنگی دو کشور دارای سلاح هستهای علیه مردم ایران، عملاً به جاده صاف کن این نقض آشکار حقوق بینالملل و حقوق بشر علیه مردم ایران تبدیل شدهبود و حالا با حمایت علنی از اقدام غیرقانونی آمریکا از اعمال قوانین فراسرزمینی و دستور مجازات کشورهایی که با ایران همکاری کنند، عملاً به کارزار ضد ایران آمریکا پیوست.
کمیسیون اروپا با صدور بیانیهای در حاشیه نشست وزیران دارایی و روسای بانکهای مرکزی کشورهای عضو گروه ۲۰ در اشویل به میزبانی اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا تصریح کرد: «اتحادیه اروپا از تلاشها در جهت اطمینان از توقف اقدامات بیثباتکننده ایران و تعامل آن در مذاکرات صلح با حسن نیت، از جمله از طریق فشارهای اقتصادی اقتصادی اضافی مانند عملیات طرد اقتصادی به رهبری ایالات متحده، استقبال میکند.»
این اتحادیه با افتخار به اقدامهای خود علیه مردم ایران تأکید کرد: «اتحادیه اروپا تحریمهای گستردهای را وضع کرده است تا از سوءاستفاده ایران از اقتصاد و سیستم مالی جهانی برای تداوم اقدامات خصمانه خود و تضعیف امنیت بینالمللی جلوگیری کند. این اتحادیه همچنان آماده است در صورت لزوم، اقدامات بیشتری را برای حفاظت از امنیت و منافع خود، از جمله آزادی کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، انجام دهد.»
در واکنش به این بیانیه، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تاکید کرد: «حمایت اتحادیه اروپا از جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، خود نقض فاحش و جدی حقوق بینالملل است. تکتک کشورهای عضو اتحادیه اروپا باید در قبال پیامدهای ناشی از مشارکت خود در برابر این اقدام متخلفانه و خلاف قانون پاسخگو باشند.» بقائی تصریح کرد: «اتحادیه اروپا نمیتواند تروریسم اقتصادی واشنگتن علیه ایران را تائید کند و همزمان مدعی تلاش برای تنشزدایی و برقراری ثبات منطقهای باشد. این دو با یکدیگر جمعپذیر نیستند. چنین رویکرد غیرمسئولانهای، گواه سقوط اخلاقی و بیکفایتی سیاسی اتحادیه اروپا است.»
بیانیه خلاف اصول و قوانین اتحادیه اروپا
استقبال بیسابقه اروپا از تحریمهای غیرقانونی فراسرزمینی ایالات متحده آمریکا در حالی صورت گرفتهاست که بر اساس اصول و قواعد اعلام شده توسط کمیسیون اروپا، این اتحادیه اساساً چنین تحریمهایی را به رسمیت نمیشناسد.
در وبسایت کمیسیون اروپا، ذیل سرفصل «خودمختاری راهبردی باز» یک سرفصل با عنوان «فراسرزمینیی (قوانین مسدودکننده)» وجود دارد که در آن به صراحت ذکر شدهاست: «اتحادیه اروپا اعمال فراسرزمینی قوانین اتخاذشده توسط کشورهای ثالث را به رسمیت نمیشناسد و چنین آثاری را مخالف حقوق بینالملل میداند.»
این موضع بارها از سوی کمیسیون اروپا مورد تأکید قرار گرفتهاست و حتی در حاشیه نشست سال گذشته گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در آثار منفی اقدامهای قهری یکجانبه، اتحادیه اروپا با صدور بیانیهای تصریح کرد که «تحریمهای مستقل اتحادیه اروپا هیچگونه کاربرد فراسرزمینی ندارند. به عبارت دیگر، آنها برای اشخاص یا سازمانهای غیراروپایی که هیچ پیوندی با اتحادیه ندارند، تعهدی ایجاد نمیکنند.»
بیانیه اخیر کمیسیون اروپا به رغم این موضع مشخص و اصولی اتحادیه اروپا بسیار عجیب به نظر میرسد. سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز با اشاره به این تناقض تأکید کرد: «به نظر میرسد اتحادیه اروپا به نحوی فزاینده در حال چشمپوشی از استقلال، قوانین، ارزشها و موازین اخلاقی خود در برابر ارعاب آمریکا باشد.» بقائی تصریح کرد: «اتحادیه اروپا بر اساس مقررات مصوب خودش، اعمال فراسرزمینی قوانین وضعشده از سوی کشورهای ثالث را به رسمیت نمیشناسد و اثربخشی به چنین قوانینی را مغایر با حقوق بینالملل تلقی میکند.»
مدتهاست که ناظران و مقامهای پیشین اتحادیه اروپا نسبت به سوءمدیریت و فقدان صلاحیت مدیران فعلی این نهاد چندجانبه هشدار میدهند. سال گذشته جوزپ بورل، نماینده عالی پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا در مصاحبهای صریح و انتقادی با پولیتیکو به شدت از اورسلا فون درلاین، رئیس کمیسیون اروپا به دلیل اقدامهای فراتر از اختیار و سوگیری به نفع اسرائیل و آمریکا انتقاد کردهبود.
بورل در گفتوگویی با پولیتیکو تأکید کرد: «فون در لاین بر خلاف نص صریح قوانین بنیادین و پیمانهای اتحادیه اروپا هدایت سیاست خارجی اتحادیه را در اختیار گرفتهاست که خارج از اختیارات اوست. او همچنان به این اقدامهای فراتر از صلاحیتش ادامه میدهد و بهطور سیستماتیک به نفع ایالات متحده و اسرائیل سوگیری دارد.»
چاپلوسی برای ترامپ به قیمت خودمختاری راهبردی
محکوم نکردن نقض فاحش حقوق بینالملل توسط آمریکا و اسرائیل در سالهای اخیر و حمایت گهگاه خاموش و گاهی علنی اروپاییها از تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران، با انتقادهای گستردهای مواجه شدهاست. دو تحلیلگر ارشد شورای اروپایی روابط خارجی این رویکرد اتحادیه اروپا را «جنون راهبردی» توصیف کردهاند.
جولین بارنز-دیسی و الی گرانمایه، پژوهشگران اندیشکده شورای اروپایی روابط خارجی در یادداشتی که در پایگاه این اندیشکده منتشر شدهاست مینویسند: «پاسخ دستهجمعی و جمعی اروپا [به این بحران] در بهترین حالت یک شکست و رسوایی کامل و در بدترین حالت، یک جنون استراتژیک بوده است.»
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه در این زمینه نوشت: «اروپا دیگر نمیتواند از «خودمختاری راهبردی» دم بزند، در حالی که عملاً خود را به مجری اوامر واشنگتن تقلیل داده است.»
اروپا که روزگاری خود را داعیهدار حقوق بشر و حقوق بینالملل جا میزد، اکنون کوچکترین واکنشی به جنایات جنگی و اقدامهای غیرمشروع ایالات متحده آمریکا نشان نمیدهد و چه با سکوت منفعلانه و چه با همکاری فعالانه، عملاً به همدست نقض حقوق ایرانیان تبدیل شدهاست. پیر ویمونت، پژوهشگر ارشد اندیشکده کارنگی اروپا نیز دریادداشتی مینویسد: «با حمله گستردهای که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه آغاز کردند، بروکسل به نقشی کاملاً فلجشده به عنوان صرفاً یک مفسر و حاشیهنشین تحولات ژئوپلیتیک افتاده است... رهبران اروپایی بار دیگر نشان خواهند داد که اصول لیبرال حقوق و نظم بینالملل را که مدام موعظه میکنند، خود اجرا نمیکنند.»
به نظر میرسد که سیاستگذاران اروپایی در بحبوحه تحولات بینالمللی و همزمان با تحقیرهای مستمر دونالد ترامپ، علیه کشورهای اروپایی، بین دو گزینه استقلال و خودمختاری راهبردی و چاپلوسی برای ترامپ، گزینه دوم را به صورت مطلق برگزیدهاند. تا جایی که نخستوزیر پیشین هلند و دبیرکل فعلی ناتو رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا را «بابا» صدا میزند.
بارنز-دیسی و گرانمایه با اشاره به اینکه تعداد زیادی از اروپاییها به صورت چراغخاموش در حال همراهی با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران هستند تأکید میکنند: «در هسته استراتژی اروپا در قبال ایران، تمایل به خشنود نگه داشتن ترامپ نهفته است. این در واقع تنها یک بعد از سیاست مهمتر فراملیتی اروپا است که اکنون ستاره راهنمای موقعیت جهانی اروپا شده است... اما این رویکرد از نظر استراتژیک نتیجه معکوس دارد.»
سقوط فاجعهبار اخلاقی اروپا
شیوه برخورد اروپاییها ابتدا به نسلکشی اسرائیل در غزه و پس از آن در واکنش به دو تجاوز نظامی غیرقانوین علیه ایران، باعث شد که بروکسل دیگر هیچ اهرم فشار یا اعتبار معنوی در منطقه نداشتهباشد و ادعای پرچمداری حقوق بشر آن توسط رهبران منطقهای به تمسخر گرفته میشود.
جوزپ بورل، نماینده پیشین عالی پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا در گفتوگویی با نشریه اییو آبزرور، در پاسخ به این سؤال که «آیا اروپا هنوز در خاورمیانه از اعتبار اخلاقی برخوردار است؟» گفت: «خیر. ما هرگز وزن نظامی نداشتیم. ما در گذشته وزن نهادی داشتیم که بر پایه حقوق بینالملل و احترام به حقوق بشر استوار بود. اما آن وزن اکنون از بین رفته است. گمان نمیکنم هیچ رهبر عربی حتی یک دقیقه وقت تلف کند تا به استدلال اروپاییها گوش دهد. آنها خواهند پرسید: تو کیستی که به من درس اخلاق بدهی؟»
جوزپ بورل در مورد جانشین خودش کایا کالس نیز به پولیتیکو میگوید: «جانشین من باید در محکوم کردن نقض حقوق بینالملل - چه از سوی روسیه انجام شود، چه اسرائیل و چه ایالات متحده - صریحتر عمل کند، چرا که وقتی ما بهصورت گزینشی از هنجارهای بینالمللی استفاده میکنیم، اعتبار خود را از دست میدهیم.»
آنتونی دورکین، پژوهشگر ارشد شورای اروپایی روابط خارجی در یادداشتی مینویسد: «هیچ شکی نیست که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران یک اقدام تجاوزکارانه غیرقانونی است. منشور ملل متحد استفاده از زور را ممنوع میکند مگر با مجوز شورای امنیت یا برای دفاع از خود در برابر حمله مسلحانه... و توافق نظری فراگیری میان حقوقدانان وجود دارد که هیچیک از این دو در این مورد صدق نمیکند.»
اروین فن وین و حمیدرضا عزیزی دو پژوهشگر ارشد در اندیشکده هلندی کلینگندائل در یادداشتی مشترک مینویسند: «رهبران کلیدی اروپا با حمایت از این تخلفات جانبدارانه رفتار کردند. اثر اقدام آنها این است که خطر حاشیهنشینی بیشتر آلمان، فرانسه، بریتانیا و نهادهای اتحادیه اروپا در هرگونه دیپلماسی آینده را به همراه دارد.»
این در حالی است که انگشتشمار سیاستمدارانی در اروپا، به صراحت از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران انتقاد کردهاند. از جمله این افراد میتوان به پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا و فرانک والتر اشتاین مایر، رئیس جمهور آلمان اشاره کرد که اقدامهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران را به وضوح غیرقانونی اعلام کردند و خواستار خودداری کشورهای جهان از مشارکت در آن شدند.
حاشیهنشینی که به ضرر اروپاست
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که حاشیهنشینی اروپا و سرسپردگی کامل کشورهای اروپایی به دونالد ترامپ، خلاف منافع بلند مدت اروپاست و در از جهات مختلف نه تنها باعث آسیب به اعتبار و حیثیت اروپا میشود، بلکه از لحاظ اقتصادی و مالی نیز به اروپا آسیب میرساند.
سوفیا بوش، پژوهشگر ارشد موقوفه کارنگی برای صلح بینالملل مینویسد: «اروپا نمیتواند کنار بنشیند و افتادن به دنبال جنگ رهبریشده توسط آمریکا را بپذیرد. پیامدهای اقتصادی این بحران به شکل قیمتهای بالاتر انرژی، فشار تورمی و ناپایداری اقتصادی، آسیب مستقیمی به خود اروپاییها میزند. آنها باید نشان دهند تعهدشان به حقوق بینالملل فراتر از مرزهای اروپاست.»
استیون اورتس، مدیر اندیشکده امنیت اتحادیه اروپا (EUISS) نیز تأکید میکند: «اروپا نباید صرفاً در حاشیه بماند. حملات آمریکا و اسرائیل، مارپیچ خطرناکی از تشدید تنش ایجاد کرده که اثرات فوری بر امنیت و بازار انرژی اروپا دارد. شما از روی نیمکت ذخیرهها نمیتوانید بازی را هدایت کنید.»
کاسپار هابهاوس، تحلیلگر ارشد شورای اروپایی روابط خارجی نیز تأکید میکند: «اثرات فوری بحران در خلیج فارس برای اتحادیه اروپا، قیمتهای به مراتب بالاتر در پمپ بنزینها و گرمایش خانگی خواهد بود.»
موضعگیری کمیسیون اروپا و بیانیههای تکراری آن علیه ایران، تیر خلاص بر پیکر بیجان دیپلماسی اروپایی بود. اروپاییها از آغاز جنگ ۱۲ روزه در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ تا به امروز حتی یک بار هم نتوانستهاند ذرهای جسارت نشان دهند و به صورت جمعی اسرائیل و آمریکا را به خاطر نقض قوانین بینالملل، نقض حقوق بشر و زیر پا گذاشتن قواعد آمره حقوق بینالملل محکوم کنند. ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا و برخی از کشورهای متقاضی عضویت که با بیانیههای این گروه همراهی میکنند در کنار بریتانیا، نه تنها در مقابل نقض فاحش حقوق بینالملل توسط آمریکا ایستادگی نکردهاند بلکه با اقدامهای ایذایی از جمله تصویب تحریمهای جدید، در اختیار گذاشتن پایگاهها برای جنایت علیه ایرانیان و تجاوز نظامی غیرقانونی و فعالسازی مکانیسم اسنپبک، عملاً به جاده صافکن آمریکا و اسرائیل در شعلهور کردن جنگی جنایتکارانه و نقض حقوق مردم ایران تبدیل شدهاند.
همانطور که جوزپ بورل، نماینده عالی پیشین اتحادیه اروپا صراحتاً اذعان کرد، اروپا امروز نه قدرت نظامی دارد و نه اعتبار اخلاقی؛ تنها نقشی که برای خود باقی گذاشته، جادهصافکنی و ارائه پوشش سیاسی برای اقدامات غیرقانونی واشنگتن و تلآویو است. همانطور که سخنگوی وزارت امور خارجه تاکید کرد، تکتک کشورهای عضو اتحادیه اروپا باید در قبال پیامدهای ناشی از مشارکت خود در این اقدام متخلفانه و غیرقانونی پاسخگو باشند.
بیانیه اخیر کمیسیون اروپا ثبت تاریخی دیگری از «سقوط اخلاقی» و «بیکفایتی سیاسی» اتحادیه اروپا است؛ اتحادیهای که استقلال استراتژیک خود را قربانی ماجراجوییهای جنگطلبانه آمریکا و اسرائیل کرده و هزینههای سنگین آن را بر شهروندان خود و ملتهای منطقه تحمیل میکند.