نورنیوز-گروه بینالملل: رویای ترامپ برای بازتعریف جهان بر مدار اراده آمریکا، با جنگافروزی، فشار و برهمزدن قواعد بینالمللی، بیش از پیش با واقعیتهای نوین نظام جهانی فاصله گرفته است. در حالی که واشنگتن تلاش دارد همچنان خود را محور و کانون اصلی تحولات بینالمللی معرفی کند، پکن با رویکردی آرام، تدریجی و محاسبهشده، در حال گسترش دامنه نفوذ و نقشآفرینی جهانی خود است؛ روندی که اکنون به یکی از مهمترین کشورهای جهان عرب، یعنی مصر، رسیده است.
سفر تاریخی شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، به قاهره پس از یک دهه را نمیتوان صرفاً دیداری دوجانبه میان او و عبدالفتاح السیسی دانست. این سفر را باید در چارچوبی گستردهتر و در امتداد تحولات نظم در حال شکلگیری جهانی ارزیابی کرد؛ نظمی که در آن قدرتهای نوظهور، بیش از گذشته در پی تعریف مناسبات خود بر اساس منافع ملی و راهبردی هستند.
روابط چین و مصر، ریشه در دههها تعامل و همگرایی میان دو تمدن کهن دارد و توافقنامه جامع مشارکت راهبردی دو کشور در سال ۲۰۱۴، نقطه عطفی در مسیر تعمیق این روابط محسوب میشود. اکنون به نظر میرسد پکن و قاهره درصدد عبور از برخی کاستیهای گذشته و گشودن فصل تازهای از همکاریهای راهبردی هستند.
پکن و قاهره؛ از تجارت تا فناوری و امنیت
شی جینپینگ در مقالهای که پیش از سفر خود در رسانههای دولتی مصر منتشر کرد، روابط دو کشور را در بهترین دوره تاریخی خود توصیف کرده و بر ضرورت مشارکت راهبردی جامعتر، توسعه همکاریهای باکیفیت در چارچوب ابتکار کمربند و جاده، گسترش تبادلات فرهنگی و تعمیق همکاریهای چین با جهان عرب و آفریقا تأکید کرده است.
در سوی دیگر، السیسی نیز با ترسیم چشمانداز آینده روابط، حوزههایی همچون خودروهای برقی، باتریهای ذخیرهساز، انرژیهای تجدیدپذیر، تجهیزات الکترونیکی، کشتیسازی و فناوریهای آبشیرینکن را در شمار زمینههای اولویتدار همکاری قرار داده و انتقال فناوری در حوزههای ارتباطات، هوش مصنوعی و علوم فضایی را مورد توجه قرار داده است.
این جهتگیریها نشان میدهد که اقتصاد همچنان ستون اصلی روابط پکن و قاهره است؛ مناسباتی که حجم مبادلات آن حدود ۱۰ میلیارد دلار برآورد میشود. با این حال، مسیر روابط دیگر در چارچوب تجارت و سرمایهگذاری متوقف نمانده است.
رزمایش مشترک هوایی «عقابهای تمدن» با حضور جنگندههای J-16 چین، جنگندههای رافال مصر و دیگر تجهیزات نظامی، نشانهای از ورود همکاریها به حوزه امنیتی و دفاعی است. همزمانی این تحولات با مواضع مشترک دو کشور درباره تحولات غرب آسیا، ضرورت پایان جنگ و اولویت دادن به دیپلماسی و حقوق ملت فلسطین، از تغییر تدریجی دامنه روابط پکن و قاهره حکایت دارد.
مصر؛ متحد دیروز آمریکا، بازیگر مستقل امروز
اهمیت این تحول زمانی دوچندان میشود که جایگاه مصر در معادلات سنتی آمریکا مورد توجه قرار گیرد. قاهره از زمان کمپدیوید بخش مهمی از سیاست منطقهای خود را در چارچوب مناسبات با واشنگتن تعریف کرده بود؛ اما اکنون نشانههای روشنی از حرکت مصر به سوی سیاست خارجی متوازنتر و مستقلتر دیده میشود.
عضویت در بریکس، توسعه روابط با روسیه و ایران، ایفای نقش میانجیگرانه در برخی پروندههای منطقهای و تأکید بر گسترش حضور چین در آفریقا، بخشی از این تغییر مسیر است. حتی در بحران فلسطین نیز قاهره در مواردی کوشیده است ملاحظات و منافع ملی خود را بر خواستههای قدرتهای خارجی مقدم بدارد.
از سوی دیگر، اقدامات اقتصادی امارات علیه منافع مصر و نارضایتی رژیم صهیونیستی از برخی رویکردهای قاهره، بر پیچیدگی این معادله افزوده است. مصر بهتدریج دریافته است که تکیه صرف بر یک قدرت خارجی، الزاماً تضمینکننده امنیت و منافع ملی نیست و عصر جدید، نیازمند تنوعبخشی به شرکای راهبردی است.
اقتدار ایران؛ شتابدهنده نظم پساآمریکایی
در پس این تحولات، یک واقعیت مهم نیز قابل مشاهده است: نظم جهانی در حال عبور از انحصار و یکجانبهگرایی غربی است و تجربه ایران در ایستادگی در برابر فشارهای چندلایه آمریکا، یکی از عوامل مؤثر در تغییر محاسبات بسیاری از کشورهاست.
ایران با تکیه بر توان دفاعی، ایستادگی دیپلماتیک، تابآوری اقتصادی و اجتماعی و جایگاه راهبردی خود در تنگه هرمز، نشان داده است که فشار حداکثری الزاماً به تسلیم منجر نمیشود. همین تجربه، در کنار تحولات دیگر، این تصور را که آمریکا قادر است اراده خود را بر همه بازیگران تحمیل کند، به چالش کشیده است.
از توافقهای دفاعی و امنیتی پاکستان، ترکیه و عربستان گرفته تا تعمیق مناسبات روسیه و ایران با کشورهای منطقه و اکنون سفر شی جینپینگ به قاهره، نشانههایی از بازآرایی تدریجی مناسبات قدرت دیده میشود.
جهان جدید الزاماً جهانی ضدآمریکایی نیست؛ اما بهطور فزایندهای جهانی است که در آن کشورها میکوشند «وابستگی» را با «موازنه» و «دنبالهروی» را با «استقلال راهبردی» جایگزین کنند. سفر پکن به قاهره را نیز باید در همین قاب دید؛ قاب بزرگی که در آن، آرام و بیهیاهو، قطعات نظم نوین جهانی در حال کنار هم قرار گرفتن است.