نورنیوز-گروه بینالملل: دکتر مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری اسلامی ایران، راهی قرقیزستان شده است؛ سفری که افزون بر گسترش مناسبات دوجانبه و ظرفیتسازیهای منطقهای، از منظری راهبردی نیز اهمیت دارد؛ حضور و سخنرانی در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای و دیدار با مقامات ارشد کشورهای حاضر در این نشست.
در حال حاضر روسیه، چین، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان، هند، ایران و پاکستان اعضای اصلی سازمان همکاری شانگهای هستند و مغولستان، افغانستان و بلاروس نیز در جایگاه اعضای ناظر قرار دارند. نشست امسال اما در مقطعی متفاوت برگزار میشود؛ سازمانی که ۲۵ سال از آغاز فعالیت آن میگذرد، اکنون در آستانه ورود به مرحلهای تازه از حیات خود قرار گرفته است؛ مرحلهای که میتواند با ابتکارهای جدید و بازتعریف نقش آن در معادلات جهانی همراه باشد. شعار «۲۵ سال سازمان همکاری شانگهای: با هم برای صلح، توسعه و رفاه پایدار» نیز بازتابی از همین افق جدید است.
محاصرهای که پیش از آغاز، شکست خورد
نشست شانگهای از یک منظر دیگر نیز حامل پیامی روشن است: ادعای آمریکا درباره امکان «خرد کردن» ایران، بهویژه از مسیر فشار اقتصادی، با واقعیتهای میدان فاصلهای جدی دارد.
در روزهای اخیر، مقامهای آمریکایی از ترامپ و هگست گرفته تا روبیو و وزیر خزانهداری، بر تشدید فشار و محاصره اقتصادی ایران تأکید کردهاند؛ محاصرهای که هدف آن، به زعم طراحانش، فرسایش اقتصاد ایران، ایجاد بحران داخلی و وادار کردن تهران به پذیرش خواستههایی همچون بازگشایی تنگه هرمز، محدودسازی توان هستهای و دفاعی و عقبنشینی از نقش منطقهای عنوان شده است.
اما حضور ایران در قلب یکی از مهمترین سازوکارهای چندجانبه غیرغربی، درست در همین مقطع، نشان میدهد تهران نهتنها منزوی نشده، بلکه دامنه گزینههای خود را گسترش داده است. مرزهای گسترده زمینی، عضویت در شانگهای، بریکس و اوراسیا و پیوندهای فزاینده با اقتصادهای بزرگ، ابزارهای متعددی برای مقابله با فشار و محاصره در اختیار ایران قرار میدهد؛ در مقابل، آمریکا در بحران انرژی خود با گزینههای محدودتری مواجه است و تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین متغیرهای این معادله است.
شانگهای؛ نقشهای تازه برای اقتصاد جهان
ترکیب اعضای شانگهای، صرفاً یک فهرست سیاسی نیست؛ تصویری از بخش بزرگی از جمعیت، سرزمین، منابع، بازارها و ظرفیتهای اقتصادی جهان است. همپوشانی اعضای این سازمان با بریکس و ساختارهای اقتصادی منطقهای، از شکلگیری شبکهای خبر میدهد که میتواند در معماری آینده اقتصاد بینالملل نقش تعیینکنندهای ایفا کند.
از این منظر، حضور ایران در شانگهای صرفاً مشارکت در یک نشست دیپلماتیک نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر زمین بازی است. جهان دیگر الزاماً در چارچوب نظم اقتصادی مبتنی بر دلار و اراده آمریکا تعریف نمیشود و گزینههای جایگزین، از همکاریهای منطقهای تا پیمانهای چندجانبه، در حال گسترش است.
دیپلماسی ایران؛ از پاشنه آمریکا تا مدار منافع ملی
قدرت ایران در مواجهه با فشار خارجی، حاصل همافزایی میدان، خیابان و دیپلماسی بوده است؛ دستاوردهای میدان، پشتوانه دیپلماسی شده و دیپلماسی نیز توانسته واقعیت قدرت و بازدارندگی ایران را به محیط بینالمللی منتقل کند.
این مسیر اما خطی و قابل پیشبینی نیست. تهران بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت، متناسب با شرایط، مسیرهای دیپلماتیک و میدانی خود را بازتنظیم میکند. یکی از خطاهای محاسباتی آمریکا نیز شاید این تصور بوده که رفتار ایران صرفاً در مدار تفاهم اسلامآباد تعریف میشود و حضور میانجیگران پاکستانی، عمانی و قطری میتواند به تغییر رفتار تهران در میدان یا دیپلماسی منجر شود.
اما ایران صراحتاً تأکید کرده است که تصمیمهایش نه بر اساس محاسبات واشنگتن، بلکه بر مبنای راهبرد، منافع و امنیت ملی اتخاذ خواهد شد. در همین چارچوب، پس از تجاوز آمریکا به لارک، پاسخ نیروهای مسلح ایران با هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در اردن و امارات، پیام روشنی داشت: معادلات میدان از تنگه هرمز تا پاسخ به تهدیدات، در تهران و بر اساس منافع ایران بازتعریف میشود.
در حوزه دیپلماسی نیز اگرچه تهران بازگشت آمریکا به تعهدات اسلامآباد را شرط مذاکره میداند، اما دیپلماسی ایران دیگر صرفاً حول واشنگتن نمیچرخد؛ سخنرانی پزشکیان در شانگهای و دیدارهای دوجانبه او با مقامات کشورهای حاضر، نشانهای از حرکت دیپلماسی به سوی مدارهای جدید است.
۲۵ سالگی شانگهای؛ آزمون بزرگ یک قدرت نوظهور
بیستوپنجمین سال فعالیت شانگهای را میتوان پایان یک دوره و آغاز مرحلهای تازه دانست؛ دورهای که سازمان در آن از آزمونهای اولیه عبور کرده و به سطحی از پختگی نهادی رسیده است.
هرچند بنیانگذاران شانگهای بر پرهیز از ورود مستقیم به منازعات نظامی و سیاسی تأکید داشتهاند، عملکرد این سازمان نشان داده که اصولی راهبردی همچون حمایت از اعضا، نقشآفرینی در معادلات جهانی، همکاری در حوزه انرژی و فناوری، حرکت به سوی نظم چندجانبه و دفاع از حقوق بینالملل، در حال تبدیل شدن به مؤلفههای هویتی آن است.
اکنون ایران میتواند مهمترین آزمون این مرحله باشد. تهران با تکیه بر توان نظامی، ظرفیتهای بومی، تابآوری اجتماعی و دیپلماسی فعال، تصویری متفاوت از مقاومت در برابر فشار قدرتهای بزرگ ارائه کرده است. مدیریت ایران بر تنگه هرمز نیز در این چارچوب، صرفاً یک مسئله منطقهای نیست؛ بلکه بخشی از منازعه بر سر آینده نظم امنیتی و اقتصادی غرب آسیا و حتی بازار انرژی جهان است.
از این رو، شانگهای اکنون با یک فرصت تاریخی روبهروست: همگرایی عملی با ایران، از محکومیت تجاوز و مطالبه پاسخگویی متجاوزان گرفته تا ایجاد سازوکارهای مشترک برای مقابله با فشار اقتصادی و بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیکی و ظرفیتهای ایران. میزان موفقیت این سازمان در عبور از این آزمون، نهتنها جایگاه آن نزد اعضا، بلکه اعتبارش بهعنوان یک بازیگر مؤثر در معماری نظم چندجانبه آینده را نیز تعیین خواهد کرد.