نورنیوز-گروه سیاسی: در میانه بحرانهای گستردهای که سالهاست بر منطقه و جهان اسلام سایه افکنده، چهلمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی با شعار «وحدت اسلامی در اندیشه امام شهید» و با حضور حدود ۶۰۰ مهمان داخلی و خارجی از ۴۰ کشور در تهران آغاز به کار کرده است؛ نشستی که محورهای آن از مفهوم وحدت، امت و تمدن نوین اسلامی تا نقش مشترکات دینی در شکلگیری هویت امت واحده، چالشهای همگرایی، نقش علمای جهان اسلام، همکاریهای اقتصادی، صلح و امنیت، سیاست و حکمرانی و بررسی جنگ و صلح در سیره پیامبر اکرم(ص) را دربرمیگیرد.
برگزاری این نشست در شرایط جنگی کنونی، فراتر از یک رویداد تقویمی، حامل پیامی راهبردی است. میزبانی جمهوری اسلامی ایران از نمایندگان دهها کشور اسلامی، در کنار استمرار نقش محوری تهران در پیگیری وحدت امت اسلامی، نشان میدهد که ظرفیت ایران برای ایفای نقش در فرآیندهای همگرایی جهان اسلام همچنان مورد توجه است. ابتکارهای مطرحشده در این کنفرانس نیز میتواند بستری برای عبور جهان اسلام از انفعال و حرکت به سوی نقشی فعالتر در نظم نوین جهانی فراهم آورد.
چهار دهه تلاش برای ساختن پل میان امت اسلامی
چهلمین دوره کنفرانس وحدت اسلامی را نمیتوان صرفاً یک شماره یا عنوان دانست؛ این عدد، نشانه چهار دهه تلاش مستمر جمهوری اسلامی ایران برای نزدیک کردن ملتها، علما و دولتهای اسلامی و فراهم ساختن زمینهای برای همافزایی ظرفیتهای بیش از دو میلیارد مسلمان در ۵۷ کشور اسلامی است.
برگزاری نشستهای بینالمللی، گردهمآوردن علمای جهان اسلام با گرایشها و دیدگاههای گوناگون و تأکید مستمر بر مشترکات، بخشی از مسیری است که ایران برای تبدیل وحدت از یک آرمان به یک ضرورت راهبردی پیموده است. از این منظر، کنفرانس وحدت نه صرفاً یک گردهمایی، بلکه نمود عینی تلاش برای ایجاد پیوندی پایدار میان اجزای جهان اسلام است؛ تلاشی که ادعای تبلیغاتی غرب درباره تهدید بودن ایران برای کشورهای اسلامی را نیز به چالش میکشد.
تهران؛ تکیهگاه وحدت در میانه آتش بحران
امسال این کنفرانس در شرایطی متفاوت از دورههای پیشین برگزار میشود؛ شرایطی که جنگافروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی، منطقه را در یکی از حساسترین مقاطع امنیتی خود قرار داده است. حضور حدود ۶۰۰ شخصیت از ۴۰ کشور در چنین شرایطی، از یک سو نشانه ظرفیت ایران برای تأمین امنیت بومی و برگزاری یک رویداد بزرگ بینالمللی در شرایط جنگی است و از سوی دیگر، میتواند بیانگر استمرار اعتماد بخشهایی از جهان اسلام به نقش وحدتساز ایران باشد.
محور قرار گرفتن اندیشههای وحدتگرایانه رهبر شهید نیز فرصتی برای بازخوانی یک دغدغه دیرپا فراهم کرده است؛ دغدغهای که در حمایت از تقریب مذاهب، همافزایی علمای مسلمان و روشنگری درباره ترفندهای دشمنان برای ایجاد شکاف میان امت اسلامی نمود یافته است. اکنون میتوان این میراث فکری را مبنایی برای تبدیل وحدت از یک شعار به مجموعهای از اقدامات عملی دانست.
از امنیت وارداتی تا همگرایی راهبردی اسلامی
تحولات سالهای اخیر، از نسلکشی در غزه و لبنان و اشغالگری رژیم صهیونیستی تا جنگ آمریکایی ـ صهیونیستی علیه ایران و تحریک کشورهای منطقه به منازعه، ضرورت بازنگری در ترتیبات امنیتی جهان اسلام را بیش از گذشته آشکار کرده است. تجربه منطقه نشان داده است که چتر امنیتی قدرتهای فرامنطقهای نهتنها امنیت پایدار ایجاد نکرده، بلکه در مواردی خود به عاملی برای بیثباتی تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، ایران بر سه پایه توان دفاعی بومی، وحدت جهان اسلام و خروج بیگانگان از منطقه تأکید دارد؛ وحدتی که صرفاً نظامی نیست و ابعاد اقتصادی، فرهنگی، علمی و اجتماعی را نیز شامل میشود. در برابر جنگ ترکیبی، جهان اسلام نیز به همگرایی ترکیبی نیاز دارد.
پیشنهادهای سهگانه رئیسجمهور، شامل «میثاق امنیت متقابل و عدم تعرض»، ایجاد سازوکار دائمی میانجیگری و پیشگیری از منازعات و تبدیل کشورهای اسلامی از بازارهای پراکنده به شبکهای از همکاریهای واقعی، میتواند چارچوبی عملی برای این رویکرد باشد. سهم تنها ۱۹ درصدی تجارت کشورهای اسلامی از تجارت دروناسلامی، خود نشانهای از ظرفیت مغفول اقتصادی است؛ ظرفیتی که فعال شدن آن میتواند وابستگی و آسیبپذیری جهان اسلام در برابر تحریم و فشار اقتصادی را کاهش دهد.
جهان اسلام؛ از مجموعهای پراکنده تا بازیگری در نظم نوین
وحدت در جهان اسلام زمانی به قدرت راهبردی تبدیل میشود که از سطح بیانیه و نشست فراتر رفته و در دانشگاه، اقتصاد، فناوری، سرمایهگذاری و امنیت مشترک امتداد یابد؛ همانگونه که تأکید شده است، جوان مسلمان باید امکان تحصیل آسانتر در کشورهای اسلامی داشته باشد و دانشمندان مسلمان در حوزههایی همچون هوش مصنوعی، پزشکی، آب، انرژی و کشاورزی پروژههای مشترک تعریف کنند.
نظم برونمنطقهای نیز بیش از گذشته ناکارآمدی خود را آشکار کرده است. جهان اسلام با برخورداری از جمعیت، جغرافیا، منابع، موقعیت ژئوپلیتیک و ظرفیت اقتصادی کمنظیر، میتواند از «موضوع» نظم جهانی به «بازیگر» آن تبدیل شود. نقطه آغاز این مسیر، یافتن اشتراکات و کمرنگ کردن شکافهاست؛ از مسئله فلسطین و مقابله با اشغالگری تا تأمین امنیت بومی منطقه.
در این مسیر، دشمنشناسی و تشخیص ریشه واقعی بحرانها، به جای گرفتار شدن در نزاعهای درونی، مهمترین شرط عبور جهان اسلام از حاشیه به متن تحولات جهانی است؛ چراکه نظم نوین جهانی، بدون نقشآفرینی یکپارچه و مستقل جهان اسلام، همچنان ناقص و ناتمام خواهد ماند.