نورنیوز-گروه بینالملل: ادعای مسرور بارزانی، نخستوزیر اقلیم کردستان عراق، مبنی بر هدف قرار گرفتن دفتر شخصیاش در اربیل توسط پهپادهای ایرانی، در شرایطی مطرح شده که چنین اقدامی با اصول و سابقه رفتار منطقهای جمهوری اسلامی ایران همخوانی ندارد. ایران، هرگاه مقر گروههای تروریستی و تجزیهطلب فعال در اقلیم عراق را هدف قرار داده، مسئولیت عملیات را بهصراحت پذیرفته و جزئیات آن را اعلام کرده است. از سوی دیگر، تهران همواره امنیت عراق را بخشی از امنیت خود دانسته و برای مقابله با تروریسم و حفظ ثبات این کشور هزینههای سنگین انسانی و مالی پرداخته است.
بر همین اساس، مقامات ارشد نظامی و دیپلماتیک ایران ضمن رد ادعای بارزانی، نسبت به تلاش دشمنان برای ایجاد شکاف میان تهران و بغداد و برهم زدن امنیت منطقه هشدار دادهاند. پرسش اساسی اینجاست که اگر حملهای از سوی ایران صورت گرفته، چرا هیچ مسئولیت رسمی از سوی تهران اعلام نشده و چرا این ادعا در فضایی آمیخته با خبرسازیهای سیاسی و رسانهای مطرح شده است؟
اقلیم کردستان؛ میانجی واقعی یا بازیگر یک سناریوی آمریکایی؟
فعال شدن ناگهانی نقش اقلیم کردستان در معادلات منطقهای نیز نمیتواند از تحولات رسانهای روزهای اخیر جدا تلقی شود. همزمان با ادعاهایی درباره نقش میانجیگرانه اربیل میان ایران و آمریکا، سایت اکسیوس به نقل از منابع آگاه مدعی شد واشنگتن با میانجیگری نچیروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان، با سپاه پاسداران تماس برقرار کرده است؛ ادعایی که مقامات ارشد سیاسی و نظامی ایران آن را رد کردند.
این خبرسازی، با ساختار شناختهشده میدان، دیپلماسی و مذاکرات ایران تناسبی ندارد. ایران در موضوعات مهم سیاست خارجی، از مسیرهای رسمی و از زبان مسئولان ذیربط مواضع خود را اعلام میکند و در صورت شکلگیری هرگونه مذاکره یا میانجیگری نیز آن را پنهان نمیسازد. بنابراین، ورود ناگهانی اربیل به چنین روایتهایی این پرسش را برجسته میکند که سران اقلیم با چه محاسبهای وارد بازی رسانهای طراحیشده از سوی آمریکا شدهاند؟
توافق تهران ـ بغداد و آزمون مسئولیتپذیری اربیل
ادعای بارزانی درباره تهدید امنیت عراق، در حالی مطرح میشود که ستون اصلی مناسبات امنیتی ایران و عراق، توافق امنیتی تهران ـ بغداد است؛ توافقی که با تلاش شهید دریاسالار علی شمخانی در دوران دبیری شورای عالی امنیت ملی شکل گرفت و مقابله با تروریسم، تجزیهطلبی و عوامل مخل امنیت دو کشور را در کانون توجه قرار داد.
با وجود این، اقلیم کردستان هنوز کارنامه قابل قبولی در اجرای کامل تعهدات امنیتی خود ارائه نکرده است. فعالیت گروههای مسلح و تجزیهطلب ضدایرانی در این منطقه، یکی از نگرانیهای مستمر تهران بوده و گزارشها و اظهارات متعدد درباره آموزش و تجهیز برخی عناصر ضدایرانی در اقلیم، اهمیت این مسئله را دوچندان کرده است.
این در حالی است که هنگام حمله داعش به اربیل، بنا بر اظهارات مسعود بارزانی، آمریکا در نخستین مراحل بحران آنگونه که انتظار میرفت به کمک اقلیم نیامد و این ایران و شهید سپهبد قاسم سلیمانی بودند که برای دفاع از اربیل و مقابله با داعش وارد میدان شدند. چنین سابقهای، پرسش درباره میزان اتکای سران اقلیم به وعدههای واشنگتن را جدیتر میکند.
آمریکا، جبههسازی تازه و هزینه یک محاسبه اشتباه
همزمانی این ادعاها با فشار آمریکا برای انحصار سلاح در دست دولت عراق و تلاش برای خلع سلاح مقاومت، در کنار بحث آینده حضور نظامی واشنگتن در عراق، نیازمند تأمل است. چرا در این روند، سخنی جدی از خلع سلاح گروههای مسلح فعال در اقلیم به میان نمیآید؟
به نظر میرسد بخشی از تحرکات اخیر میتواند در چارچوب راهبرد آمریکا برای ایجاد جبهههای فرعی، فرسایش توان ایران و افزایش فشار در میدان و دیپلماسی ارزیابی شود؛ از فعال شدن گسلهای تروریستی در مرزها و تحولات دریای خزر تا ادعاهای اخیر مقامات اقلیم.
با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که واشنگتن در بزنگاههای حساس، منافع خود را بر سرنوشت متحدانش مقدم میداند. جنگ اخیر نیز بار دیگر نشان داد که برای آمریکا، حتی نزدیکترین شرکا تا زمانی اهمیت دارند که در خدمت اهداف راهبردی این کشور باشند.
از این منظر، بغداد نمیتواند نسبت به رفتارهایی که ممکن است امنیت عراق و روابط راهبردی تهران ـ بغداد را تضعیف کند، بیتفاوت بماند.