نورنیوز-گروه بینالملل: در شرایطی که مقامات عراقی تأکید کردهاند آخرین نیروهای آمریکایی تا ۳۰ سپتامبر (۸ مهر) این کشور را ترک خواهند کرد و به بیش از دو دهه حضور نظامی واشنگتن پایان میدهند، یک پرسش اساسی همچنان پابرجاست: آیا آمریکا واقعاً آماده پذیرش استقلال عراق است یا خروج از در، مقدمه ورود از پنجرهای دیگر خواهد بود؟
ترامپ در حالی نتوانسته جنگی سریع و کوتاه علیه ایران را مطابق محاسبات اولیه خود به نتیجه برساند که اعلام خروج نیروهای آمریکایی از عراق میتواند در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، ابزاری برای ترمیم بخشی از تصویر آسیبدیده سیاست خارجی او باشد. با این حال، نشانهها حاکی از آن است که واشنگتن به آسانی از اهرمهای نفوذ خود در عراق چشم نخواهد پوشید.
خلع سلاح مقاومت، بدون تأمین امنیت عراق
کارنامه بیش از دو دهه حضور آمریکا در عراق، فاصلهای آشکار میان تعهدات اعلامشده واشنگتن و واقعیت میدانی ایجاد کرده است. آمریکا نهتنها در مبارزه با تروریسم کارنامهای قابل دفاع بر جای نگذاشته، بلکه گزارشها از فعالیت آزادانه شبکههای تروریستی و عوامل موساد و رژیم صهیونیستی در مناطق تحت کنترل نیروهای آمریکایی حکایت داشته است. همزمان، تعهد واشنگتن برای تقویت توان دفاعی عراق نیز به سرانجام نرسیده و این کشور همچنان از ضعف جدی در حوزه پدافند هوایی رنج میبرد.
در چنین شرایطی، فشار سیاسی، اقتصادی و امنیتی آمریکا برای خلع سلاح مقاومت تحت عنوان «انحصار سلاح در دست دولت»، پرسشبرانگیز است؛ بهویژه آنکه حشدالشعبی و بسیاری از گروههای مقاومت، بخشی رسمی از ساختار دفاعی عراق هستند و در کنار ارتش این کشور فعالیت میکنند. این فشار در حالی دنبال میشود که سخنی از خلع سلاح پیشمرگه یا گروههای مسلح وابسته به آمریکا به میان نمیآید و واشنگتن حتی خواستار بیتفاوتی بغداد در برابر عناصر تجزیهطلب ضدایرانی و نیروهای پ.ک.ک در خاک عراق شده است.
رئیس دفتر سیاسی سازمان بدر نیز برای تحقق واقعی «انحصار سلاح»، شروطی از جمله خروج کامل نیروهای آمریکایی، رفع تهدیدهای راهبردی، تکمیل و تجهیز نیروهای مسلح عراق و تقویت پدافند هوایی را مطرح کرده است؛ شروطی که نشان میدهد مسئله اصلی، تأمین حاکمیت کامل عراق بر خاک و آسمان خود است.
فتنه سیاسی؛ نسخه قدیمی برای عراق جدید
میزبانی واشنگتن از نخستوزیر عراق و معرفی نماینده ویژه برای امور این کشور، اگرچه با ادعای حمایت از دولت جدید همراه شده، اما شواهد از تداوم سیاست سلطهگرانه از مسیر دیگری حکایت دارد. مداخله در روند تکمیل کابینه، نگاه گزینشی به مسئله انحصار سلاح و تحریک جریانهای سیاسی و قبیلهای علیه یکدیگر، بخشی از همین الگوست.
مقاومت عراق با درک این تجربه تاریخی، نسبت به تلاش برای کشاندن کشور به درگیری داخلی هشدار داده است. تأکید شیخ ناظم السعیدی، رئیس شورای اجرایی جنبش نجباء، بر اینکه سلاح این جنبش صرفاً اشغالگران را هدف گرفته و پروژه شعلهور کردن جنگ داخلی محقق نخواهد شد، نشانهای از تلاش برای خنثیسازی پیشاپیش سناریوی تفرقهافکنی است.
خروج نظامی؛ ورود اقتصادی
اگر ترامپ به دلایل انتخاباتی، خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق را عملی کند، این احتمال جدی وجود دارد که الگوی نفوذ واشنگتن از شکل نظامی به قالب اقتصادی تغییر کند. مفاد توافقهای امضاشده در سفر نخستوزیر عراق به واشنگتن و اظهارات ترامپ درباره نفت و منابع مالی عراق، نشانههایی از همین تغییر مسیر را آشکار میکند.
در این چارچوب، اقتصاد میتواند به ابزار جدید اعمال نفوذ سیاسی تبدیل شود. گروههای مقاومت نیز با درک این تحول، مقابله با اشغالگری را از میدان نظامی به عرصه اقتصاد گسترش دادهاند. شیخ اکرم الکعبی، دبیرکل جنبش نجباء، با انتقاد از سیاستهای آمریکا، خواستار پایان قیمومیت واشنگتن بر نفت عراق و قرار گرفتن مستقیم درآمدهای نفتی در اختیار دولت این کشور شده است.
اظهار نظر وزیر خارجه آمریکا مبنی بر اینکه سرمایهگذاریهای آمریکا در عراق بخشی از امنیت ملی این کشور محسوب میشود نیز اهمیت موضوع را دوچندان میکند؛ چراکه نشان میدهد منافع اقتصادی واشنگتن در عراق، صرفاً یک مسئله تجاری نیست و با راهبرد امنیتی و سیاسی آمریکا پیوند خورده است.
عراق؛ میدان بازی یا کشور مستقل؟
حمله عربستان به مقرهای حشدالشعبی را نیز نمیتوان صرفاً رخدادی منفرد ارزیابی کرد. این اقدام در چارچوبی بزرگتر، میتواند به فشار بر دولت مرکزی عراق برای محدود کردن مقاومت و همزمان گرفتار کردن بغداد در مجموعهای از تنشهای منطقهای منجر شود؛ تنشهایی که توان اقتصادی و دفاعی عراق را فرسوده میکند.
واشنگتن طی سالهای گذشته با ترویج الگوی «امنیتسازی وابسته» و استفاده از پایگاههای نظامی در منطقه، عملاً امکان تبدیل کشورهای منطقه به ابزار فشار متقابل را فراهم کرده است. نتیجه چنین رویکردی، جلوگیری از بومیشدن امنیت و تداوم نیاز کشورهای منطقه به حمایت خارجی است.
مقامات بغداد تأکید کردهاند عراق به سکویی برای تهدید همسایگان تبدیل نخواهد شد. تحقق این موضع اما در گرو آن است که بغداد اجازه ندهد خاکش به پایگاه فعالیت گروههای تروریستی و تجزیهطلب یا میدان درگیری قدرتهای منطقهای تبدیل شود.
از این منظر، خروج نظامی آمریکا اگر با پایان نفوذ و سلطه همراه نباشد، صرفاً تغییر شکل اشغالگری خواهد بود؛ خروج از پادگانها و ورود به اقتصاد، سیاست و امنیت. راه مقابله با چنین سناریویی نیز نه وابستگی به قدرتهای خارجی، بلکه تقویت حاکمیت ملی، تکمیل توان دفاعی، حفاظت از منابع اقتصادی و حرکت به سوی امنیت بومی و همکاری منطقهای است.