نورنیوز_ گروه اقتصادی: بازار گازوئیل اروپا وارد مرحلهای شده که میتواند یکی از مهمترین نشانههای انتقال بحران انرژی از بازار نفت خام به اقتصاد واقعی باشد. قیمت گازوئیل در اروپا به رکورد ۲.۱۸۵ یورو در هر لیتر، معادل حدود ۹.۵۷ دلار در هر گالن رسیده است؛ رقمی که تنها یک رکورد قیمتی نیست، بلکه هشداری درباره شکلگیری فشار تازه بر زنجیره انرژی، حملونقل و تجارت جهانی است. رویترز نیز گزارش داده که محمولههای گازوئیل در اروپا اکنون حتی از سوخت جت گرانتر شدهاند و ذخایر گازوئیل اتحادیه اروپا به محدوده نزدیک به پایینترین سطح تاریخی خود در سال ۲۰۲۲ رسیده است.
اما برای فهم این جهش قیمتی، نمیتوان از کنار جنگ و تنگه هرمز عبور کرد. بحران هرمز در شرایطی بازار جهانی را تحت فشار قرار داده که بخش مهمی از تجارت انرژی خاورمیانه به این آبراه وابسته است. اختلال در عبور نفت و فرآوردههای نفتی، افزایش هزینه بیمه و حمل دریایی و دشوار شدن دسترسی پالایشگاهها به خوراک و بازارهای صادراتی، تنها قیمت نفت خام را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ بلکه میتواند بازار فرآوردههایی مانند گازوئیل را با شوکی بهمراتب مستقیمتر مواجه کند.
اهمیت این موضوع در آنجاست که بازار نفت خام و بازار گازوئیل الزاماً رفتار یکسانی ندارند. ممکن است در بخشی از بازار، از مازاد نفت خام سخن گفته شود، اما همزمان بازار گازوئیل با کمبود عرضه مواجه شود. گازوئیل محصول پالایش است و ظرفیت پالایشگاه، ترکیب خوراک، وضعیت پالایشگاهها، مسیرهای تجارت و دسترسی به فرآوردهها تعیین میکند که چه میزان گازوئیل واقعاً در اختیار بازار قرار گیرد. به همین دلیل، روایت «مازاد نفت» نمیتواند بهتنهایی وضعیت بازار انرژی را توضیح دهد.
آنچه امروز در اروپا رخ میدهد، حاصل برهمکنش چند شوک است. جنگ و اختلال در مسیرهای انرژی خاورمیانه از یک سو، محدودیت صادرات و آسیب به ظرفیت پالایشی روسیه از سوی دیگر و کاهش دسترسی اروپا به برخی منابع سنتی گازوئیل، فشار را بر بازار فرآوردهها افزایش داده است. در همین حال، واردات گازوئیل اروپا نیز کاهش محسوسی داشته است. طبق گزارش رویترز، واردات گازوئیل اروپا از حدود ۱.۹۷ میلیون بشکه در روز در ژانویه به ۱.۵۶ میلیون بشکه در روز در ژوئیه رسیده است.
این اعداد زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکنند که بدانیم گازوئیل برخلاف نفت خام، مستقیماً با حرکت اقتصاد پیوند دارد. کامیونها، ماشینآلات کشاورزی، تجهیزات صنعتی و بخش بزرگی از ناوگان حملونقل جادهای به گازوئیل وابستهاند. بنابراین جهش قیمت گازوئیل فقط یک اتفاق در بازار انرژی نیست؛ یک شوک بالقوه به هزینه حملونقل و در ادامه به قیمت کالاهاست.
اگر گازوئیل گران شود، هزینه جابهجایی مواد اولیه و کالا افزایش پیدا میکند. کامیوندار برای هر کیلومتر هزینه بیشتری میپردازد، کشاورز برای ماشینآلات خود سوخت گرانتری تهیه میکند و تولیدکننده برای رساندن محصول به بازار با هزینه بیشتری مواجه میشود. این افزایش هزینه در نهایت میتواند به مصرفکننده منتقل شود. به همین دلیل، بحران گازوئیل میتواند یکی از سریعترین مسیرهای انتقال بحران انرژی به تورم باشد.
از این منظر، آنچه در بازار گازوئیل اروپا رخ میدهد را باید بخشی از یک جنگ تابآوری اقتصادی دانست. در چنین جنگی، الزاماً کشوری که نفت بیشتری تولید میکند برنده نیست؛ کشوری موفقتر است که بتواند انرژی، پالایش، حملونقل و زنجیره تأمین خود را در برابر شوکها پایدار نگه دارد.
تنگه هرمز نیز دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکند. هرمز فقط مسیر عبور بشکههای نفت نیست؛ بخشی از شبکهای است که نفت و فرآورده را به پالایشگاه، پالایشگاه را به سوخت و سوخت را به کامیون و کشتی و کارخانه متصل میکند. هرچه اختلال در این زنجیره طولانیتر شود، فاصله میان بحران ژئوپلیتیک و زندگی اقتصادی مردم کوتاهتر خواهد شد.
به همین دلیل، رکورد قیمت گازوئیل را نباید صرفاً یک عدد در بازار انرژی دانست. این عدد میتواند تابلوی هشدار اقتصاد جهانی باشد: جنگ از بازار نفت عبور کرده و به سوختی رسیده که چرخ حملونقل و تجارت را میچرخاند.
بحران نفت شاید در تیترهای اقتصادی دیده شود؛ اما بحران گازوئیل در چرخ کامیونها، قیمت کالاها و هزینه زندگی و افزایش تورم دیده خواهد شد.