نورنیوز-گروه بینالملل: در حالی افکار عمومی جهان عمدتاً معطوف به تحولات غرب آسیا و جنگ اوکراین است، در آمریکای لاتین نیز تحولاتی در حال وقوع است که فراتر از مرزهای این منطقه، حامل پیامهای مهمی درباره اهداف راهبردی آمریکا و نسبت آن با متحدانش است. این تحولات نشان میدهد کشورهایی که همچنان امنیت خود را در سایه حمایت واشنگتن جستوجو میکنند، ممکن است در نهایت با واقعیتی متفاوت از وعدههای آن مواجه شوند.
از غارت منابع تا اجرای «اول اسرائیل»
ونزوئلا از سال ۲۰۰۹، در پی سیاستی برخاسته از اراده عمومی و در حمایت از آرمان فلسطین، روابط خود با رژیم صهیونیستی را قطع کرد؛ اما اکنون سران جدید این کشور که در سایه فشار و نفوذ آمریکا بر سر کار آمدهاند، به سمت احیای روابط کنسولی با تلآویو حرکت کردهاند. در سوی دیگر، کلمبیا نیز در دوره ریاستجمهوری آبیلاردو دِ لاسپریا، که با حمایت و مداخله آمریکا به قدرت رسیده، حاکمیت رژیم صهیونیستی بر جولان اشغالی را به رسمیت شناخته است.
این تحولات را نمیتوان صرفاً پیامد تغییر دولتها دانست. تجربه آرژانتین و برخی دیگر از کشورهای آمریکای لاتین نیز نشان داده است که تغییر جهت سیاسی در این منطقه، گاه در پی مجموعهای از فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی آمریکا رخ میدهد. واشنگتن در دوران ترامپ، در چارچوب احیای دکترین مونروئه، تلاش کرده نفوذ چین و روسیه را محدود و آمریکای لاتین را بار دیگر به حیاط خلوت خود تبدیل کند؛ از ادعای مبارزه با مواد مخدر و فشار بر دولتها گرفته تا مداخلات سیاسی، ایجاد بیثباتی و اقدامات نظامی.
با این حال، در پس این سیاست، هدفی فراتر از رقابت ژئوپلیتیکی نهفته است: تقویت پروژه «اول اسرائیل» و مقابله با موج فزاینده فلسطینخواهی و آزادیخواهی ملتهای منطقه. از این منظر، تلاش برای بازگرداندن رژیم صهیونیستی به معادلات آمریکای لاتین، بخشی از همان راهبردی است که میکوشد دامنه حمایت از فلسطین را محدود کند.
مدعیان حقوق بینالملل؛ شریکان یک جنایت
اقدام آمریکا در سوق دادن کلمبیا به پذیرش حاکمیت رژیم صهیونیستی بر جولان و فشار برای احیای روابط ونزوئلا با این رژیم، زمانی اهمیت بیشتری مییابد که جولان همچنان سرزمینی اشغالی محسوب میشود و عملکرد رژیم صهیونیستی در غزه و منطقه، با انتقادات و پروندههای حقوقی گسترده بینالمللی روبهروست.
سکوت دولتهای غربی که خود را مدافع حقوق بشر و نظم مبتنی بر قواعد معرفی میکنند، در برابر چنین تحولاتی، تناقض عمیق میان شعار و عمل آنان را آشکار میکند. نتیجه این رویکرد، تضعیف حقوق بینالملل، افزایش اعتمادبهنفس رژیم صهیونیستی و فراهم شدن زمینه برای تداوم اشغالگری و جنایت است.
در همین چارچوب، انتقادهای تبلیغاتی برخی چهرههای آمریکایی از تلآویو نیز معنای دیگری پیدا میکند؛ زیرا واشنگتن در عمل نهتنها از این رژیم فاصله نگرفته، بلکه برای گسترش نفوذ و مشروعیت آن در مناطق دوردست نیز هزینه میکند. این واقعیت، هم وابستگی ساختاری رژیم صهیونیستی به حمایت آمریکا را آشکار میسازد و هم ادعای امکان ادامه حیات مستقل آن بدون پشتوانه واشنگتن را زیر سؤال میبرد.
درس آمریکای لاتین برای دمشق و میزبانان آمریکا
تحولات کلمبیا و ونزوئلا، برای سوریه نیز حامل پیامی روشن است. در شرایطی که سران دمشق به رهبری احمد الشرع، آمریکا را حامی خود معرفی کرده و بر تهدید نبودن برای رژیم صهیونیستی تأکید دارند، تجربه آمریکای لاتین نشان میدهد حمایت واشنگتن الزاماً به معنای حمایت از استقلال و منافع ملی کشورها نیست.
امتیازهایی همچون خارج کردن نام احمد الشرع از فهرستهای تروریستی نیز نمیتواند بهتنهایی نشانه حمایت راهبردی آمریکا از بازسازی سوریه تلقی شود. هنگامی که واشنگتن در برابر اشغالگری رژیم صهیونیستی سکوت میکند و همزمان خواهان همراهی دمشق با این وضعیت است، جهتگیری واقعی سیاست آن روشنتر میشود.
اظهارات آمیخای شیکلی، وزیر امور دیاسپورای رژیم صهیونیستی، که احمد الشرع را «دشمن بعدی اسرائیل» خوانده و وقوع جنگی دیگر میان اسرائیل و سوریه را اجتنابناپذیر دانسته، نیز نشان میدهد که مسئله اصلی، صرفاً مناسبات امروز دمشق و واشنگتن نیست؛ بلکه معادلهای گستردهتر در حال شکلگیری است که در آن منافع رژیم صهیونیستی بر بسیاری از ملاحظات دیگر سایه میاندازد.
از این منظر، آمریکای لاتین برای کشورهای عربی و اسلامی که همچنان به چتر امنیتی آمریکا تکیه دارند، یک هشدار جدی است: پایگاه نظامی، پیمان امنیتی و حتی سازش سیاسی، تضمینکننده استقلال یا امنیت پایدار نیست. آمریکا پیش از هر چیز منافع خود و رژیم صهیونیستی را دنبال میکند.
راه برونرفت، نه در وابستگی بیشتر، بلکه در شکلدهی به امنیت بومی و همگرایی منطقهای است؛ همان مسیری که ایران با تکیه بر ظرفیتهای ملی و مدیریت هوشمند تنگه هرمز، بخشی از ابعاد آن را به نمایش گذاشته است. تحولات آمریکای لاتین بار دیگر نشان میدهد که استقلال واقعی، شرط نخست امنیت پایدار است و منطقه زمانی میتواند آینده خود را رقم بزند که طراحی امنیتی آن را از واشنگتن و تلآویو پس بگیرد.
نورنیوز