نورنیوز-گروه فرهنگی: نشست تخصصی «بحران بیاعتمادی؛ واکاوی شکاف میان روایت رسانهای و باور عمومی» امروز دوشنبه (۱۹ مردادماه) ️با حضور محمدمهدی فرقانی استاد پیشکسوت علوم ارتباطات و روزنامهنگاری، فریدون صدیقی روزنامهنگار و مدرس دانشگاه، جلال خوشچهره روزنامهنگار و تحلیلگر حوزه رسانه در دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد.
محمدمهدی فرقانی استاد پیشکسوت علوم ارتباطات و روزنامهنگاری در این نشست با طرح این سوال که آیا مطبوعات و رسانهها با بحران بیاعتمادی مواجه هستند؟ اظهار کرد: وضعیت موجود وضعیت خوبی نیست و با بحران اشتغال در روزنامهنگاری مواجه هستیم.
وی گفت: شاید سختترین کار این روزها، روزنامهنگاری باشد؛ از یک طرف با توقعات روزافزون مردم مواجه هستند و مردم حق دارند حقیقت را بدانند و هر چه برای آگاهی اجتماعی لازم است به دست بیاورند و حق دسترسی آزادانه به اطلاعات دارند که اصل اولیه روزنامهنگاری است و همچنین مردم حق دسترسی به آرا و عقاید گوناگون برای حقیقت جویی دارند. در این شرایط یا باید میرزابنویس باشیم یا اگر دنبال حقیقت هستیم با مشکلات بسیاری مواجه میشویم.
فرقانی افزود: بحران بیاعتمادی بحث ۲۰۰ ساله ایران در حوزه رسانه است.
اعتماد مهمترین سرمایه هر رسانه است
استاد پیشکسوت علوم ارتباطات بیان کرد: از قبل از انقلاب مشروطه تا الان همیشه سرمایه اعتماد اجتماعی در جامعه ما پایین بوده و حکومت همیشه راه خود را می رفته و مردم برای ادامه زندگی به دنبال یافتن راهکاری برای قابل تحمل کردن زندگی خود بودند. دوگانه ملت و دولت که جز در مقاطعی تداوم داشته، بحران اعتماد را به وجود آورده است. اعتماد مهمترین سرمایه هر رسانه است.
وی تاکید کرد: صحبت از مرجعیت رسانه در جامعه ایران میشود. ما نمیتوانیم در هیچ زمینهای مرجعیت نداشته باشیم اما انتظار داشته باشیم مرجعیت رسانه داشته باشیم. مرجعیت به شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و پیوند دولت- ملت و اقتدار و قدرت ملی برمیگردد. هر چه فاصله دولت و ملت بیشتر شود، اقتدار کمتر و هر چه فاصله کمتر میشود، اقتدار بیشتر.
فرقانی اظهارکرد: از انقلاب مشروطه به این سمت جز در مقاطع کوتاهی در صدر انقلاب و دوره مصدق تا بهار ۵۷ و چند ماه قبل از آن فرصت تجربی دسترسی به آگاهی را پیدا نکردیم.
استاد پیشکسوت علوم ارتباطات گفت: عمده رسانهها از بودجه دولتی استفاده میکنند و به نهادهایی وابستهاند و مطبوعات هم با نهادهای دولتی سر و سری دارند و اگر نداشته باشد قدرت بقایی نخواهند داشت. در تاریخ ۲۰۰ ساله مطبوعاتی مان هیچ گاه فرصت آکاهی ملی را پیدا نکردیم. در شرایط عادی همه مطبوعات مانند هم هستند. در شرایط خاص تفاوتها باید روشن شود که میبینیم چندان تفاوتی وجود ندارد.
راستی آزمایی مطالب مجازی
فرقانی ادامه داد: موقعی که در اینجا بودم، فلسفه مجوز دادن به خبرگزاریها این بود که چند خبرگزاری غیردولتی در کنار ایرنا و ایسنا و ... ایجاد شوند که متاسفانه فقط به خبرگزاریهای دولتی مجوز داده شد.
رسانهها اساسا مستقیم و غیرمستقیم وابستهاند و بیشتر رویکرد مردم سمت شبکههای اجتماعی است که اینها هم سطحی عمل میکنند و مردم به پاره های اطلاعات دست پیدا میکنند و به شناخت و آگاهی دست نمییابند.
او اضافه کرد: وظیفه اصلی مطبوعات در زمان حاضر پرداختن به مصاحبههای عمیق و مهمتر از آن راستآزمایی مطالب فضای مجازی است.
فرقانی اظهار داشت: در چنین شرایطی اعتماد یک کالای گمشده است و مرجعیت رسانه از خارج به داخل منتقل شده است. این بدان معناست که چون امید به داخل فروپاشیده و رسانههای خارج از کشور به مواردی میپردازند که نیاز مردم را جواب میدهد به اینها اعتماد وجود دارد. قبل و بعد از جنگ هم همچنان این رویکرد را داریم و فاقد ساختار حرفهای روزنامهنگاری هستیم که اولین رکن آن استقلال حرفهای، دوم اخلاق
حرفهای و در نهایت آموزش تخصصی و تشکلهای حرفهای است. نیازمند یک نظام حقوقی حمایت گرایانه از رسانهها هستیم.
وی افزود: وضعیت تشکلهای صنفی هم مشخص است و میدانیم چه بر آن ها گذشته است. نگاه به روزنامه نگاری و روزنامه نگار یا تبلیغی است یا امنیتی. همین بحران اعتماد را به وجود میآورد و به آن دامن میزند.
رسانهها هزار سال است مرجعیت خود را از دست دادهاند
فریدون صدیقی هم گفت: روز خبرنگار است. از ۳۶۵ روز سال با احتساب اعیاد و مناسبتها و مناسبتهای ناخواسته، ۱۶۵ روزش را تعطیل هستیم. بالغ بر ۹۵ درصد همه شکل هم مینویسند و حرفی برای گفتن ندارند و گویی مرجعیت خود را هزار سال است از دست دادهاند. روز خبرنگار را به اندازه یک روز و طول انتشار یک سایت و انتشار روزنامه، اجازه دهید پنج درصد را آزادانه بنویسند.
وی افزود: وضع موجود این گونه است که نه دیده میشویم نه خوانده، و درد میکشیم. روزنامهای باقی نمانده و از بین ماهنامه و هفتهنامه و روزنامه، تعدادی پیرمرد و پیرزن تعدادی از اینها را برمیدارند و مابقی به صورت بستهبندی فروخته میشود.
صدیقی اظهار داشت: اوایل انقلاب جشنواره مطبوعات برگزار میشد و غرفهها دایر بودند و ... نمایشگاه رفت و چند سالی جشنوارهها برگزار نشد. ما ذره ذره جویده شدیم و خورده شدیم.
وی افزود: من از سال ۵۱ وارد کیهان شدم و بیش از ۹۰ درصد همکارانم بعد از ظهر سر کار میآمدند و صبحها جایی چون وزارت خارجه و اصناف کار میکردند که معدودی هم از اینها مانده است.
صدیقی تصریح کرد: مرجعیت رسانه به مرور از دست رفته و بیش از ۹۹ درصد اینها کنشمند نیستند و واکنشی عمل میکنند. چون دنبال مخاطب مشخص خود است. در نتیجه، واکنشی عمل میکنند.
وی افزود: این معنایش نیست که روزنامه ها خالی از آدم های حرفه ای هستند و ناچار هستند بمانند و پراید هم ندارند مسافرکشی کنند کسی هم دار قالی ندارند که پای دار بروند.
باید روی نگرش مخاطب کار شود
جلال خوشچهره هم گفت: در زمان حاضر، یک رابطه دیالکتیک بین ساختار رسانهای موجود با حاکمیت وجود دارد.
وی افزود: ما مشکل بزرگی داریم و آن مشکل ساختاری در رسانههاست. بعد از تعطیلی مطبوعات، رسانههای ما در مناقصه برخی افراد قرار گرفت. در آن زمان فردی بود که ۴۰ روزنامه را کرایه کرده و برای محتوا کپی پیست از مطالب میکردند.
خوشچهره گفت: خبرنگار برای این رسانهها بیارزش است و حقوق کمی هم به خبرنگاران و روزنامه نگاران میدهند و عمده خبرنگاران و روزنامهنگاران زن، دورکاری میکنند.
او افزود: این بیمحلی به رسانهها به دلیل این است که مردم مصرفگرا شدهاند؟ من این را قبول ندارم. اما آیا واشنگتن پست مخاطبان خود را از دست داده است؟ ما اعتماد خود را از دست دادهایم و مردم اعتمادی به ما ندارند.
وی گفت: در رسانهها فاقد ایدههای قوی هستیم. رسانهها با مرجعیت و مشروعیت و نفوذی که دارند، باید روی نگرش مخاطب مردم کار کنند.
خوشچهره اظهار داشت: ما پیشگو نیستیم بلکه باید پیش بینی کنیم. شنیدم در رسانهای سردبیر به خبرنگار گفته بودی چرا نمی نویسی؟ او گفته بود بده هوش مصنوعی بنویسد. در حال حاضر ما با یک بحران مواجه هستیم. وضعیت ما در رسانه ها اعم از مجازی و مکتوب این گونه است که یک کنش عقلانی با لحاظ امنیت ملی حتی برای حاکمیتی، آن را خبر کنیم و گزارش کنیم.