نورنیوز-گروه بینالملل: حمله پهپادی اوکراین به مسیر انتقال گاز روسیه به اروپا، در شرایطی که قاره سبز با یکی از حساسترین مقاطع امنیتی و انرژی خود مواجه است، بار دیگر این پرسش را پیش میکشد که کییف در ورای اقدامات پرتنش خود چه اهدافی را دنبال میکند. بلغارستان اعلام کرده است یک پهپاد اوکراینی خط لوله ترانسبالکان، مسیر انتقال گاز روسیه از ترکیه به اروپا، را هدف قرار داده است؛ اقدامی که میتواند بر بحران انرژی اروپا بیفزاید.
این حمله در شرایطی رخ داده که اروپا، همزمان با پیامدهای جنگ اوکراین و تحولات پرتنش غرب آسیا، با فشار فزاینده اقتصادی و انرژی روبهروست. از این منظر، هدف قرار دادن زیرساختی حیاتی برای انتقال انرژی، صرفاً یک اقدام نظامی تلقی نمیشود؛ بلکه میتواند بخشی از راهبردی برای تشدید تنش، محدود کردن گزینههای دیپلماتیک اروپا و واداشتن این قاره به استمرار حمایت از کییف باشد.
جیغهای بلند برای پنهان کردن شکستهای میدانی
عملکرد زلنسکی در سالهای اخیر نشان داده است که هرگاه فشارهای سیاسی، رسواییهای مالی یا ناکامیهای میدانی افزایش یافته، کییف به سمت اقدامات پرسروصداتر و اتهامزنیهای گستردهتر حرکت کرده است؛ از ادعای حمایت کشورهای مختلف از روسیه گرفته تا حملات به زیرساختهای انرژی و عملیات پرریسک در عمق خاک روسیه.
حمله به کشتیهای نزدیک پایانه دریایی کنسرسیوم خط لوله خزر و پرونده انفجار نورداستریم نیز در همین چارچوب قابل بازخوانی است؛ اقداماتی که پیامد آنها تنها به میدان جنگ محدود نمانده و امنیت انرژی اروپا را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
در روزهای اخیر، تشدید حملات اوکراین به زیرساختهای انرژی روسیه همزمان شده با فشارهای سیاسی و اقتصادی بر زلنسکی، تغییرات در ساختار نظامی و سیاسی کییف و ادامه پیشرویهای روسیه در برخی جبههها. در چنین شرایطی، نمایش قدرت نظامی میتواند تلاشی برای منحرف کردن افکار عمومی از مشکلات داخلی و ناکامیهای میدانی باشد؛ هرچند اعتراضات خیابانی در اوکراین نشان میدهد این تاکتیکها دیگر مانند گذشته اثرگذار نیستند.
اروپا؛ قربانی باجخواهیهای بیپایان کییف
اروپا تاکنون حدود ۲۰۰ میلیارد دلار کمک مالی و نظامی در اختیار اوکراین قرار داده و همزمان بحث استفاده از داراییهای روسیه برای تأمین هزینههای جنگ نیز دنبال شده است. با این حال، بحران اقتصادی و انرژی، فضای سیاسی اروپا را نسبت به تداوم کمکهای بیپایان به کییف حساستر کرده و زمزمههای مذاکره با مسکو نیز بیش از گذشته شنیده میشود.
در چنین فضایی، هر اقدامی که تنش روسیه و اروپا را افزایش دهد، عملاً به نفع جریانی است که استمرار جنگ را بر مذاکره ترجیح میدهد. حمله به نورداستریم، ادعاهای مربوط به پرواز پهپادهای روسی در آسمان اروپا و اکنون هدف قرار دادن مسیر انتقال گاز، میتواند در چارچوب تلاش برای تعمیق شکاف میان اروپا و روسیه ارزیابی شود.
این روند البته با حمایت برخی دولتهای اروپایی دنبال میشود؛ کشورهایی که تداوم جنگ را فرصتی برای تقویت صنایع تسلیحاتی و پیشبرد رقابت نظامی میبینند. در این میان، اروپا بیش از آنکه به یک بازیگر مستقل تبدیل شود، در معرض پرداخت هزینههای سنگین تصمیماتی قرار گرفته که منافع اصلی آن الزاماً اروپایی نیست.
از واشنگتن تا تلآویو؛ معاملهای به قیمت امنیت اروپا
دولت ترامپ، برخلاف وعدههای اولیه برای پایان جنگ اوکراین، در عمل نتوانسته مسیر روشنی برای صلح ایجاد کند و در هفتههای اخیر نیز نشانههایی از افزایش حمایت نظامی آمریکا از کییف مشاهده شده است. در این میان، حفظ جنگ اوکراین میتواند برای واشنگتن ابزاری جهت فشار بر اروپا، مهار روسیه و چین و تثبیت وابستگی امنیتی کشورهای اروپایی باشد.
کییف نیز که بهشدت به تسلیحات و سامانههای پدافندی غرب وابسته است، با تشدید فشار بر روسیه و افزایش تنش میان مسکو و اروپا میتواند درصدد جلب حمایت بیشتر واشنگتن باشد. سخنان اخیر زلنسکی درباره تلاش برای توافق با آمریکا در زمینه تولید موشکهای رهگیر و سامانههای پاتریوت، نشانهای از همین وابستگی فزاینده است.
در کنار آمریکا، روابط نزدیک زلنسکی و نتانیاهو نیز بر پیچیدگی این معادله افزوده است. استقرار رادارهای ساخت رژیم صهیونیستی در اوکراین و همکاریهای نظامی و پهپادی میان تلآویو و برخی کشورهای منطقه، نشان میدهد پیوندهای امنیتی میان این بازیگران در حال گسترش است.
از این منظر، حمله به زیرساختهای انرژی روسیه میتواند فراتر از یک اقدام تاکتیکی، بخشی از زنجیرهای باشد که هدف آن استمرار جنگ، منحرف کردن افکار عمومی از بحرانهای سیاسی و نظامی، محدود کردن مسیرهای دیپلماتیک و تحمیل هزینههای بیشتر بر اروپاست.
در نهایت، آنچه در این میان بیش از همه آشکار میشود، شکاف میان منافع اروپا و بازی قدرت آمریکا و متحدانش است؛ شکافی که هرچه جنگ طولانیتر شود، هزینههای آن را بیش از گذشته بر دوش مردم اروپا میگذارد. زلنسکی و نتانیاهو، هر یک در جغرافیایی متفاوت، بقای سیاسی خود را به استمرار بحران گره زدهاند؛ اما این اروپا است که در این بازی، هزینه انرژی، امنیت و اقتصاد را میپردازد.