×
فرهنگی
شناسه خبر : 336902
تاریخ انتشار : جمعه 1405/05/16 ساعت 13:38
روزنامه‌نگاری ملی؛ درآمدی بر حقیقت‌نگاری ایرانی

ابوالفضل فاتح:

روزنامه‌نگاری ملی؛ درآمدی بر حقیقت‌نگاری ایرانی

این نوشتار، مقدمه ای برای یک پرسش و گفت‌وگو درباره‌ی امکان و صورت‌بندی مفهومی «روزنامه‌نگاری ملی» و «روزنامه‌نگاری ایرانی» است. اصول «روزنامه‌نگاری» در همه جای جهان باید مبتنی بر حقیقت‌کاوی و حقیقت‌نگاری، پاسخگویی و نقادی باشد و روزنامه‌نگاری ملی نیز از آن مستثنا نیست.

نورنیوز-گروه فرهنگی: روز خبرنگار امسال، فرصت مغتنمی است تا بازخوانی دو پارادایم در عرصه رسانه را مد نظر قرار دهیم: «روزنامه‌نگاری هژمونیک» و «روزنامه‌نگاری ملی». این دو، نه صرفاً دو شیوه اطلاع‌رسانی، که دو فلسفه و نگاه متفاوت به مفاهیمی چون رسانه، پیام، حقیقت، انسان، آگاهی، میهن و  قدرت هستند.

روزنامه نگاری هژمونیک؛

روزنامه‌نگاری در غرب، در بستر مجموعه‌ای متکثر از نظریه‌ها، ساختارهای مالکیت، سنت‌ها، استانداردها و معیارهای حرفه‌ای شکل گرفته است و بسته به جریان‌های فکری و مناسباتی که مالکیت، اقتصاد و سیاست و اهداف رسانه و نیروی انسانی  آن را تعریف می‌کنند، می‌تواند طیفی گسترده، از رسانه‌های انسان‌محور، آزادی‌خواه، تکثرگرا و انتقادی تا رسانه‌های هژمونیک و وابسته به کانون‌های قدرت را دربر گیرد.

مراد از روزنامه‌نگاری هژمونیک  که ریشه‌های تاریخی آن را می‌توان در نظم استعماری جست‌وجو کرد، روزنامه نگاری است که واقعیت‌های تعیین‌کننده جهان را از دریچه منافع قدرت‌های مسلط صورت‌بندی و بازنمایی می‌کند. از این رو، شاهد هستیم که  در قرن بیست‌ویکم و عصر هوش مصنوعی، پلتفرم های تحت مالکیت و کنترل ابرشرکت‌ها و قدرت‌های مسلط، مدل‌های زبانی، موتورهای جست‌وجو، الگوریتم‌های توصیه‌گر و قواعد رتبه‌بندی چگونه در برجسته‌سازی، حاشیه‌رانی و قاب‌بندی روایت‌ها مداخله می‌کنند و همچنان در طیف وسیعی از رسانه های جریان اصلی، مناسبات هژمونیک را بازتولید می‌کنند. چرا که هژمونی، صرفاً تحمیل برتری اقتصادی، سیاسی یا نظامی یک قدرت نیست، بلکه سازوکار تحمیل روایتی منفعت‌بنیاد از واقعیت‌ها، به‌عنوان روایتی جهان‌شمول بر دیگر ملت‌ها نیز هست.

این نوع روزنامه‌نگاری، با به‌کارگیری پیچیده‌ترین سازوکارهای زبانی و روایی، از سوگ ما روایت می‌سازد، اما در برابر ساختارهای مولد رنج‌ ما، یا پیشگیری از آن رنج ها، کمتر مسئولیتی برای خود قائل است. گاه با فضاسازی و نادیده گرفتن ریشه‌های یک بحران، به جنگ‌ها یا تداوم آن مشروعیت گفتمانی می‌بخشد و گاه مشروع ترین حقوق یک ملت  را به پای استیلای قدرت ها قربانی می کند. برای ضعف‌ها، مرثیه می‌سراید، اما نقاط قوت و ظرفیت‌های راهبردی را هدف قرار می‌دهد. به شکل‌گیری یا تداوم شرایطی دامن می‌زند که به فاجعه می‌انجامد و سپس از مصیبتِ قربانیان همان جنگ سوژه‌ای می‌آفریند تا اعتبار حرفه‌ای و منافع رسانه‌ای خود را بر آن بنا کند. بارها مشاهده شده، که در این گفتمان رسانه ای، اصلِ خشونت ها و جنگ ها تخطئه نمی‌شوند و اگرهم چنین شود، غالبا ساختارهای مولد و بانیان اصلی آن مورد خطاب قرار نمی‌گیرند و به نوعی، تراژدی از عاملان اصلی خود جدا می‌شود. در چنین منظومه‌ای، رنج و محرومیت و فلاکت انسان‌ها، دیگر موضوعی برای مسئولیت اخلاقی نیست، بلکه سرمایه‌ای برای جذب مخاطب و کسب اعتبار است کما این که بسیاری دیگر از سوژه ها نیز قربانی تجاری سازی و قطبی سازی هستند.

حساب آن دسته رسانه‌های مستقل یا ملهم از مکاتب آزادی‌بخش و انسانی جدا، اما بسیاری از رسانه‌های جریان اصلی در نظام رسانه‌ای هژمونیک، تا جایی از انسان و آزادی و برابری سخن می‌گویند که انسانِ موضوع آن در دایره‌ی نژادی و هویتی آنان قرار گیرد و یا رنگی به رنگین‌کمان منافع آنان بیفزاید. وگرنه در سراسر جهان غرب، چند رسانه‌ی جریان اصلی، به‌واقع و به‌هنگام، رنج جهان غیرمسلط را با عمق، استمرار و حساسیتی متناسب پوشش داده‌اند و زمینه‌های تاریخی، بانیان و ساختارهای مولد این جنگ‌ها و نسل‌کشی‌ها و انسان‌زدایی‌ها را به‌طور جدی و مستمر مورد پرسش قرار داده یا در برابر آن ایستاده‌اند؟

این شیوه ی روایت در این بخش از رسانه های جریان اصلی، بر یک پیش‌فرض معرفتی و تاریخیِ استعماری استوار است: غرب به عنوان تنها معیار و مسیر توسعه و تمدن بازنمایی می شود و ملت‌های دیگر در جایگاه «دیگری» صورت بندی می شوند که ذاتاً عقب‌مانده‌اند یا قربانی گناهی هستند که خود مرتکب شده‌اند و مسئولیت تاریخی قدرت‌ها کم‌رنگ یا حذف می‌شود. اگر بخشی از وضعیت امروز غرب محصول نوآوری و دانش باشد، بخش چشمگیری از آن ریشه در بهره‌کشی، نسل‌کشی و چپاول دیگر ملت‌ها دارد. در مقابل، بسیاری از آنچه امروز در بسیاری از کشورهای مستقل دیده می‌شود، نه نقطه صفر تمدن، که تقلایی است برای بازسازیِ ویرانه‌هایی که قرن‌ها میراث استعمار، ساختارهای نابرابر جهانی و مداخلات خارجی بر جای گذاشته است.

از این روی، رسانه‌های ما بیش از هر زمان، نیازمند شناخت جامع‌تر از حقیقت امروز جهان هستند؛ حقیقتی که در بسیاری از موارد، در چنبره روایت‌های هژمونیک و اشکال گوناگون برتری‌طلبی گرفتار شده است.  رسانه‌ای که چارچوب‌بندی خود را بر پیامدها استوار سازد و تنها «پیامدها» را برجسته کند و درباره «زمینه‌ها و عاملان» سکوت پیشه کند، تصویری ناقص و جهت‌دار از واقعیت ارائه می‌دهد. این سازوکار، در مواردی نه‌تنها به کتمان حقیقت، که به پمپاژ ناحقیقت می‌انجامد. دردناک‌تر آنکه این الگوی روایی، محدود به رسانه‌های جریان اصلی غرب نمانده و نه‌تنها در بخش بزرگی از رسانه‌های داخلی ما عیناً ترجمه، که متأسفانه در مفاهیم تولیدی ما نیز همان پارادایم، بازتولید می‌شود و بخشی از روزنامه‌نگاری ما نیز همچنان جهان را با همان چشم تفسیر می‌کند. از این روی، هر رسانه خارجی یا داخلی می‌تواند در درجات مختلف واجد عناصر هژمونیک باشد.

روزنامه نگاری ملی؛

در برابر این جریان، سخن از «روزنامه‌نگاری ملی» قد علم می‌کند. تفاوت بنیادین این دو، در معرفت‌شناسی رسانه نهفته است؛ یکی حقیقت را در چارچوب منافع قدرت‌های مسلط بازنمایی می‌کند، و دیگری با شناخت و تحلیل مناسبات قدرت، آن را از منظر خیر عمومی، منافع ملی و کرامت انسان می‌کاود.  در این نگاه، مفهوم «ملی»، از جمله ریشه در  مرزبندی با استعمار دارد و ارزش های بنیادین روزنامه نگاری ملی در تمایز با روزنامه‌نگاری هژمونیکِ نواستعماری صورت‌بندی می‌شوند. ضمن آن که این روزنامه نگاری، در پی فاشیسم نژادی و ناسیونالیسم افراطی یا خودبرترپندار نیست. این نگاه نمی‌گوید وطن یا نژاد من بالاترین است؛ بلکه در پی آن است که چه چیزی برای میهن و مردم من بهترین است!

البته، روزنامه‌نگاری ملی  با «پروپاگاندای داخلی» یا «روزنامه‌نگاری دولتی» یا «روابط‌عمومی» که متاسفانه در بخش بزرگی از رسانه های کشورها از جمله کشورما فراگیر شده، متمایز است. روزنامه نگاری وابسته در هر جای جهان، بیش از آن که روزنامه نگاری باشد، گرفتار آفت قدرت، مالکیت و تبلیغات است و با «حقیقت نگاری» فاصله ی بسیار دارد. این نوع روزنامه نگاری، دچار مونولوگ و اطلاع رسانی از بالا به پایین شده، با نادیده گرفتن یا فراموشی جامعه و انکار مطالبات آن، نوعی «روزنامه‌نگاری قدرت‌محور» و «توجیه گر» و  در مواردی «زورنامه‌نگاری» را پدید می آورد. روزنامه‌نگاری ملی، باید «معرفت بنیاد » و «ضلع سومی» باشد که از وابستگی تحریریه به کانون‌های قدرت، ثروت و منافع سازمان‌یافته داخلی و نیز روایت‌های هژمونیک خارجی پرهیز می‌کند.

اصول «روزنامه‌نگاری»، در همه جای جهان باید مبتنی بر حقیقت‌کاوی و حقیقت‌نگاری، پاسخگویی و نقادی باشد و روزنامه نگاری ملی نیز از آن مستثنا نیست. آنچه روزنامه‌نگاری را «ملی» می‌کند، نه تغییر در اصول جهان‌شمول حرفه‌ای، بلکه تعلق آن به حافظه تاریخی، تجربه زیسته، فرهنگ و افق تمدنی و حتی  زبان و ادبیاتی است که از پنجره ی آن به روایت حقیقت می‌پردازد  و می کوشد امکان شناخت و تحقق خیر عمومی و منافع بلندمدت ملت را فراهم آورد و نماد و برآیند خرد جمعی  ملت و سرزمینی باشد که به آن تعلق دارد. از این روی، هر کشور صاحب تمدن، فرهنگ و تاریخی می تواند روزنامه نگاری ملی خود را داشته باشد.

گفت و گوی فرهنگی  مغتنم است، اما روزنامه‌نگاری را نمی‌توان به انتقال بی‌واسطه الگوها، فناوری‌ها و تکنیک‌های دیگر فرهنگ ها فروکاست. روزنامه نگاری ملی از سنت های بومی  نه تنها رنگ می پذیرد که ریشه می گیرد،  و به آن احساس تعلق دارد. روزنامه‌نگاری صرفاً «رویدادنگاری» به مفهوم «روایت ساده ی رخدادها» و انعکاس خام واقعیت نیست؛ گزینش، اولویت‌بندی، برجسته سازی و چینش واقعیت ها نیز هست. وقتی سخن از انسان، انتخاب و اولویت به میان می آید، دیگر بی طرفی مطلق در حد ادعا باقی می ماند و  منظومه ای از باورها، سنت ها و ارزش ها و هنجار ها و سیاست ها نقش آفرینی می کنند که بخواهیم یا نخواهیم در همه جای جهان اعمال می شود.

وقتی سخن از «حقیقت نگاری ایرانی» به میان می آید، روشن است که «حقیقت» جغرافیا ندارد و ایرانی و خارجی نمی شناسد، اما زاویه دید، مسئله‌گزینی، منافع ملی و حساسیت‌های اخلاقی می‌توانند متعلق به هر سرزمین و اینجا ایران باشند. از این‌رو در مواجهه با یک رویداد واحد، روایتِ یک روزنامه‌نگار ایرانی با روایت روزنامه‌نگاری برخاسته از زیست‌بوم دیگر، با هر میزان مشابهت، از تمایزات خاص خود برخوردار خواهد بود  و مسئله گزینی آنها و شیوه ی روایت و دلالت ها و حساسیت های گفتمانی و حتی ادبیات و ادب واژه های آنها هرگز یکسان نخواهد بود.

وقتی رسانه بخشی از وجدان و حافظه ی یک ملت است و وقتی روزنامه نگاری ملی در بستر تمدنی سرزمینی چون ایران تعریف شود، می توان از «روزنامه نگاری ایرانی» با پارادایم هنجاری و مبانی معرفت شناختی متناسب با مولفه های تمدنی و فرهنگی ایران سخن به میان آورد.  اینک که آمیزه ی تکنولوژی، نیروی انسانی و دیگر تحولات اجتماعی، افق های جدیدی پیش روی اطلاع‌رسانی گشوده است و صدها استاد و تربیت یافته ی دانشگاهی و هزاران جوان بی ادعا، با انگیزه  و تحصیل کرده از سراسر کشور، در تحریریه ها یا در قالب رسانه های شهروندی به تولید و نشر محتوا مشغولند و به روزنامه نگاری ابعاد بی سابقه ای بخشیده اند،  زمینه‌ای مساعدتر از همیشه برای تحقق «روزنامه‌نگاری ملی» فراهم آمده است.

با وجود موانع، نگارنده، صورت‌بندی روزنامه‌نگاری ملی و ایرانی را نه آرزویی انتزاعی، بلکه امری ممکن و قابل تحقق می‌داند. همان‌گونه که از معماری ایرانی، سینمای ایرانی، موسیقی ایرانی، نقاشی ایرانی و فرش ایرانی سخن می‌گوییم، و این تعابیر صرفاً به قلمرو جغرافیایی اشاره ندارند، بلکه بیانگر سنت، هویت، زبان، زیبایی‌شناسی و جهان‌بینی خاصی هستند، روزنامه نگاری ایرانی نیز در سطحی دیگر، شاخصه های خود را دارد. به زبان ساده هر ساختمانی که در ایران ساخته شود، لزوماً نمونه‌ای از معماری ایرانی نیست. به همین قیاس، «روزنامه‌نگاری در ایران» را نیز باید از «روزنامه‌نگاری ایرانی» متمایز دانست؛ اولی مفهومی جغرافیایی است، اما دومی به یک هویت حرفه‌ای، سنت و پارادایم اشاره دارد.

به عنوان نمونه، تجربه سال‌های آغازین ایسنا که در بستر سیاسی اجتماعی و رسانه ای مساعد دوران اصلاحات شکل گرفت،  به اعتبار ساختار بدیع سازمانی و مدیریتی، سرمایه انسانی جوان و متمایز، تمایز در الگوی تحریریه، شیوه تحریر، مفهوم خبر و تولید محتوا با اهتمام به «هر دانشجو یک خبرنگار / هر ایده، یک خبر» و نیز تلاش برای تحقق «ایران به روایت ایران» و افق‌گشایی به سوی «جهان به روایت ایران»، یکی از تجربه‌های قابل مطالعه در مسیر شکل‌گیری نوعی روزنامه‌نگاری ملی و «حقیقت‌نگاری ایرانی» بوده است؛ تجربه‌ای که در تحول آرایش رسانه‌ای ایران، از جمله شکستن انحصار خبری، تعدیل خطوط قرمز، ارتقای جایگاه خبرگزاری‌ها، تحول در تلقی از نقش رسانه و روزنامه‌نگار و دگرگونی در فرهنگ تولید و مصرف خبر، سهمی قابل توجه داشت و  در زمان خود توانست پاسخی واقعی به مهمترین چالش رسانه های داخلی یعنی بحران «مرجعیت و اعتماد» باشد و لذا به سرعت به مرجع نخست اخبار ایران تبدیل شد. این تجربه، نمونه ای عملی و عینی در پیش روی قرار داد تا برخی از اصول و مؤلفه‌های آنچه با عنوان «روزنامه‌نگاری ملی» یاد شد، نه صرفاً در مقام نظریه، بلکه در عرصه عمل نیز آزموده شود؛ هرچند این الگو در زیست‌بوم رسانه‌ای امروز، با توجه به چالش‌های هوش مصنوعی، پلتفرم‌های جهانی و دگرگونی در رفتار رسانه‌ای جامعه، نیازمند بازتعریف و ترمیم است.

این نوشتار، صرفاً تلاشی مقدماتی برای آغاز یک پرسش و گفت‌وگو درباره‌ی صورت‌بندی مفهومی «روزنامه‌نگاری ملی» و «روزنامه‌نگاری ایرانی» بود و تأمل در این پرسش و گفت‌وگو درباره مبانی، اصول و مؤلفه‌های آن را به پژوهشگران و روزنامه‌نگاران عزیزمان می‌سپارم.


شفقنا
نظرات

آخرین اخبار
کشف اجساد 8 کوهنورد در ارتفاعات پاکستان؛ علت مرگ دلخراش کوهنوردان مشخص شد
اسرائیل برای حملات گسترده‌تر در کرانه باختری آماده می‌شود
پیش بینی وضعیت آب و هوای زنجان فردا شنبه 17 مرداد
جاده چالوس و آزادراه تهران–شمال از ساعت 14 یکطرفه شد
حادثه خونین در مدرسه تایلند؛ دانش‌آموز مسلح معلم و دانش آموزان را به رگبار بست
پیمان دفاعی مکه امضا شد؛ اتحاد نظامی عربستان، ترکیه و پاکستان؛ بندهای این پیمان مهم چیست؟
اعتراف رئیس مجلس آمریکا به نگرانی ترامپ از هزینه‌های جنگ با ایران
وضعیت آب و هوای بوشهر شنبه 17 مرداد ؛ هشدار زرد هواشناسی
نقاش و تصویرگر ایرانی، درگذشت
قیمت طلا و سکه امروز جمعه 16 مرداد 1405 / بازار غافلگیر شد/جدول قیمت ها
قیمت یورو امروز جمعه 16 مرداد چقدر شد؟
جزئیات قانون الزام به ثبت رسمی معاملات املاک ؛ الزامات خریدار و فروشنده
ثبت‌نام‌ آزمون کارشناسی ارشد علوم پزشکی از فردا آغاز می شود
روزنامه‌نگاری ملی؛ درآمدی بر حقیقت‌نگاری ایرانی
آخرین اخبار بازنشستگان تامین اجتماعی امروز جمعه 16 مرداد؛ تکلیف معوقات مشخص شد
انفجارهای زنجیره‌ای در مارب یمن
هوای تهران روزهای آینده خنک می شود
آخرین اخبار و گزارش‌ها از نقل‌وانتقالات باشگاه استقلال جمعه 16 مرداد
بازداشت مرد 22 ساله با لباس «عزرائیل» روی پشت‌بام بیمارستان
جنایت هولناک در مشهد؛ مردی که همسرش را به آتش کشید در بازسازی صحنه چه گفت؟
ضربه سنگین به رئال مادرید؛ رودری بارسلونا را انتخاب کرد!
تبعات جنگ ایران و آمریکا در انگلیس؛ سرقت روزانه 270 هزار دلار سوخت
سندرز: ترامپ آمریکا را به سوی یک جنگ فاجعه‌بار سوق داده است
کاهش چشمگیر 88 درصدی آتش‌سوزی در مناطق محیط‌زیستی
چرا جریان نفت در تنگه هرمز با افت شدید مواجه شده است؟
خشم ترامپ از افشای حقیقت؛ کمبود مهمات آمریکا در برابر ایران!
پیام تسلیت وزیر امور خارجه در پی درگذشت روزنامه‌نگار پیشکسوت ایران
هشدار اتحادیه خودرو درباره حواله‌فروشی غیرقانونی خودروهای وارداتی
پایان عصر تولدهای پرشمار؛ آغاز نبرد برای نیروی انسانی
یمن: معادله «محاصره در برابر محاصره» تغییرناپذیر است
چرا استراتژی آمریکا در برابر ایران شکست خورده است؟
آخرین اخبار و گزارش‌ها از نقل و انتقالات باشگاه پرسپولیس ؛ جمعه 16 مرداد
دستیار سابق قلعه‌نویی مربی تیم ملی ایتالیا شد
کشف بقایای یک جسد میان صخره‌های شمیرانات؛ تحقیقات ادامه دارد
نگرانی آمریکایی‌ها از تبعات جنگ با ایران؛ کاهش حمایت از ادامه درگیری
جهش قیمت نفت؛ برنت به 83.48 دلار در هر بشکه رسید
لغو بازی دوستانه بارسلونا در مراکش
سایه حملات بر مذاکرات رم؛ توقف دیپلماسی تا انتخابات اسرائیل
هلیوم سرگردان در خلیج فارس؛ تنگه هرمز گلوگاه جدید صنعت نیمه‌رسانا شد
چرا تنگه هرمز به وضعیت پیشاجنگ بر نخواهد گشت؟
رکوردشکنی در مهران؛ عبور نزدیک به 3 میلیون زائر از مرز اربعین
جزئیات برکناری دو مقام ارشد موساد در پی شکست طرح تغییر نظام ایران
جماعتی زسنگ تفرقه روزگار بی خبرند
حمله به اردوگاه قلندیا؛ 51 فلسطینی زخمی و بیش از 70 بازداشتی
پیش‌بینی بازار خودرو در هفته سوم مرداد 1405؛ خودرو بخریم یا قیمت‌ها تغییر می‌کند؟
آیا جی‌دی ونس جانشین ترامپ می‌شود؟ آغاز رقابت ونس و روبیو
حمله گسترده روسیه به مراکز اوکراین؛ 155 هدف منهدم شد
امنیت ملی قربانی «شنیده‌ها»؛ مدعی‌العموم تا کی سکوت می‌کند؟
خشم ترامپ از پیروزی عبدالرحمان السید در انتخابات سنای میشیگان
هادی العامری خواستار تعویق پاسخ به حملات آمریکا و عربستان شد