نورنیوز-گروه سیاسی:همزمان با انتشار اخبار مربوط به گفتوگوهای ایران و عمان پیرامون ترتیبات مدیریت و نظارت بر تردد در تنگه هرمز، موجی از فضاسازی رسانهای در رسانههای آمریکایی و غربی شکل گرفته است که یک هدف مشخص را دنبال میکند؛ القای این گزاره که گره بسته شدن تنگه هرمز صرفاً به اختلاف بر سر نحوه مدیریت و نظارت بر تردد شناورها مربوط بوده و اکنون با مذاکرات تهران و مسقط، این گره در آستانه باز شدن است.
این روایت، اگرچه برای بازارهای جهانی انرژی و همچنین افکار عمومی غرب، روایتی امیدوارکننده به نظر میرسد، اما تصویر کاملی از دلایل واقعی که منجر به بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران شد، ارائه نمی دهد.
آنچه امروز میان ایران و عمان در جریان است، گفتوگوهایی دوجانبه درباره ترتیبات عبور و مرور شناورها، ایمنی دریانوردی و سازوکارهای مدیریت تردد در تنگه هرمز است. چنین مذاکراتی نه موضوعی جدید است و نه اتفاقی غیرمنتظره؛ ایران و عمان به عنوان دو کشور ساحلی این آبراه، به طور طبیعی درباره مسائل فنی و اجرایی مرتبط با تردد کشتیها با یکدیگر رایزنی میکنند. از این منظر، اصل مذاکرات نه تنها عجیب نیست، بلکه لازمه مدیریت یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان است.
اما تبدیل این مذاکرات فنی به این نتیجهگیری که «بازگشایی هرمز قطعی است»، همان نقطهای است که در آن روایت رسانهای آمریکا از واقعیت فاصله میگیرد.
واشنگتن اکنون تلاش میکند مسئله هرمز را به یک پرونده صرفاً فنی تقلیل دهد؛ زیرا در این صورت، مسئولیت سیاسی و امنیتی بحران نیز از دوش آمریکا برداشته خواهد شد. اگر چنین روایتی پذیرفته شود، این تصور شکل میگیرد که با چند نشست کارشناسی میان تهران و مسقط، همه مشکلات برطرف خواهد شد؛ در حالی که موضوع بسیار فراتر از ترتیبات عبور شناورهاست.
از منظر تهران، بسته شدن تنگه هرمز نتیجه مجموعهای از تحولات سیاسی و امنیتی است و نه صرفاً اختلاف بر سر مدیریت دریایی. بر همین اساس، آنچه در تفاهم اسلامآباد مورد توافق قرار گرفته بود، همچنان اهمیت تعیینکننده دارد. در این چارچوب، موضوعاتی مانند آزادسازی منابع مالی ایران، اجرای کامل تعهدات مرتبط با آتشبس لبنان و همچنین اجرای تعهدات مربوط به امنیت و مدیریت تنگه هرمز که دربند ۵ تفاهم نامه اسلام آباد بر آن تاکید شده، از جمله پروندههایی هستند که هنوز تعیین تکلیف نشدهاند.
در چنین شرایطی نتیجه روشن است؛ حتی در صورت دستیابی ایران و عمان به توافق کامل درباره سازوکار عبور و مرور شناورها، الزاماً اتفاقی در وضعیت تنگه هرمز رخ نخواهد داد. توافق فنی، شرط لازم برای مدیریت تردد است، اما شرط کافی برای بازگشایی تنگه نیست.
به بیان دیگر، مذاکرات تهران و مسقط میتواند مسیر عبور کشتیها را مشخص کند، اما تصمیم درباره فعال شدن این مسیر، به متغیرهای سیاسی و امنیتی بزرگتری وابسته است. بنابراین کسانی که امروز از «بازگشایی قریبالوقوع هرمز» سخن میگویند، عملاً دو موضوع متفاوت را به یکدیگر گره میزنند؛ یکی مدیریت فنی تردد دریایی و دیگری حل اختلافات سیاسی و امنیتی میان ایران و آمریکا.
از منظر این تحلیل، این دو نهتنها یکسان نیستند، بلکه اساساً در دو سطح متفاوت قرار دارند. به همین دلیل نیز مذاکرات ایران و عمان، مذاکراتی دوجانبه است و نباید آن را به منزله آغاز توافقی میان تهران و واشنگتن تفسیر کرد.
اگر قرار باشد تنگه هرمز به شرایط عادی بازگردد، این اتفاق صرفاً با توافق بر سر خطوط کشتیرانی یا شیوه هدایت شناورها محقق نخواهد شد. تحقق چنین وضعیتی منوط به آن است که عوامل سیاسی و امنیتی مؤثر بر ایجاد بحران نیز برطرف شوند و آمریکا نسبت به اصلاح رفتار و اجرای تعهدات مورد انتظار ایران اقدام کند.
بنابراین، آنچه امروز در جریان است، مذاکره برای مدیریت تردد در تنگه هرمز است، نه لزوماً مذاکره برای بازگشایی تنگه هرمز. نادیده گرفتن این تفاوت، همان خطایی است که برخی رسانهها آگاهانه یا ناآگاهانه در حال ترویج آن هستند؛ خطایی که میتواند برداشت نادرستی از واقعیت پرونده هرمز در افکار عمومی و بازارهای جهانی ایجاد کند.
نورنیوز