نورنیوز - گروه فرهنگی: حواشیِ تلخِ مراسم ترحیم «اکبر عبدی»، بیش از آنکه رویدادی گذرا در میانِ اخبارِ روزمره باشد، زنگ خطری برای فرهنگِ عمومی ماست. مراسم یادبودی که قاعدتاً باید موقعیتی برای ابراز همدردی با صاحبان عزا و بستگان متوفا باشد به مسابقه ای برای سلفی گرفتن با
سلبریتی های حاضر در مراسم شد. این وضعیت آنقدر حاد بود که بعضی از هنرمندان به شدت با سلفی بگیران برخورد و اعتراض کردند. درست است که چنین رفتارهایی را قبلاً هم شاهد بوده این اما آنچه روز چهارشنبه در ترحیم زنده یاد اکبر عبدی رخ داد از هر جهت متمایز و ویژه بود و از گسترش یک رفتار شایع ناپسند حکایت داشت.
این رخداد، بازتابی از یک استحاله عمیق است؛ جایی که «آیینِ سوگواری» که از دیرباز فضایی برای سکوت، تأمل و همدلی با بازماندگان بوده، به صحنهای برای «نمایشِ شهرت» و شکارِ لحظههای مجازی بدل شده است.
اینکه در مجلسی که قرار است برای بزرگداشتِ هنرمندی بزرگ چون اکبر عبدی برگزار شود، جمعی به جای ادای احترام به خانواده داغدار، برای ثبت یک سلفی با بازیگرانِ حاضر در مراسم، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنند، نشاندهنده سقوطِ تدریجیِ مرزهایِ حریمِ خصوصی و عمومی است.
اکبر عبدی، هنرمندی است که بخش مهمی از خاطرات جمعی ما را با نقشآفرینیهای ماندگارش در آثاری چون «مادر» یا «اجارهنشینها» پیوند زده است؛ اما امروز، این پیوندِ عاطفی، جای خود را به «روابط شبهاجتماعی» داده است که در آن، هنرمند نه به عنوان یک انسانِ سوگوار، بلکه به عنوان ابزاری برای ارتقای «سرمایه اجتماعی» در شبکههای مجازی دیده میشود.
ریشه این رفتار را باید در نوعی «اعتیاد به ثبتِ آنی» جستجو کرد. در دنیای امروز، برای بسیاری از افراد، ارزشمندیِ یک تجربه نه در عمقِ آن، بلکه در «قابلیت انتشار» آن معنا مییابد. در این نگاه، رنجِ یک خانواده و احترام به ساحتِ مرگ، در برابرِ عطشِ «دیده شدن» در فضای مجازی، به حاشیه رانده میشود. این «بیحسیِ اخلاقی» زمانی تشدید میشود که پدیده «سرایتِ رفتاری» در جمع اتفاق میافتد؛ جایی که هجومِ چند نفر برای گرفتن عکس، عقلانیتِ جمعی را از بین میبرد و افراد را به تودهای تبدیل میکند که بیآنکه بدانند چرا، حرمتِ مجلسِ عزا را فدای یک قابِ دو نفره میکنند.
اعتراضِ صریحِ هنرمندان در چنین مجالسی، بیش از آنکه ناشی از خشمِ شخصی باشد، واکنشی به این ازخودبیگانگیِ عمومی است. آنها بیش از هر کسی میبینند که در این هیاهو، نه جایگاهِ هنرمند حفظ میشود و نه اندوهِ خانوادهاش تسکین مییابد.
بحرانِ اصلیِ امروز ما، نه کمبودِ احترام، بلکه فراموشیِ «اقتضائاتِ مکان و زمان» است. مراسم ختم، فرش قرمزِ جشنوارههای سینمایی نیست؛ مکانی برای بدرقه یک انسان است. اگر مرگ، به عنوان نهاییترین واقعیتِ زندگی، نتواند ما را از وسوسهی نمایشِ خود بیرون بکشد و به تواضع وادارد، باید نگرانِ فروپاشیِ اخلاق در لایههای پنهانِ جامعه بود. زمان آن رسیده است که در مواجهه با چنین لحظاتی، کمی از لنزِ دوربینها فاصله بگیریم و به «حضورِ انسانی» بازگردیم؛ چرا که ارزشِ یادگاریهای ما، در عمقِ احتراممان نهفته است، نه در تعدادِ لایکهای یک تصویر.
نورنیوز