نورنیوز - گروه سیاسی: نه تنها تحلیلگران مستقل داخل و خارج از ایران، بلکه حتی برجستهترین چهرههای سیاسی و دیپلماتیک در خود آمریکا هم، امروز بر یک حقیقت تلخ توافق دارند: دونالد ترامپ در دو جنگی که علیه ایران راهبری کرده، نه تنها به هیچ پیروزی راهبردی دست نیافته، بلکه اکنون خود در چیزی که در ادبیات سیاست بینالملل از آن به «تلهی تشدید» تعبیر میشود، گرفتار شده است، تله ای که خروج از آن برای واشنگتن اکنون به یک کابوس بدل شده است. از هشدارهای پیشینِ دموکراتهای کهنهکار گرفته تا تحلیلهای اخیر آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا در دولت بایدن، همگی یک صدا تکرار میکنند که ترامپ در حال «تکرار اشتباهات پیشین در ابعادی بهمراتب خطرناکتر» است.
بلینکن و رمزگشایی از بنبستِ وجودی
آنتونی بلینکن در تحلیل اخیر خود با صراحتی کمسابقه، وضعیت فعلی ترامپ را یک «گوشهی تنگ و بدون خروج» مینامد. بلینکن تأکید میکند که ترامپ با عبور از خطوط قرمزِ دولتهای پیشین و قرار دادن ایران در موقعیت «تهدید وجودی»، «واقعیت کاملاً جدیدی» خلق کرده است که تبعاتش مستقیماً به منافع حیاتی آمریکا بازگشته است.
به گفته بلینکن «دولتهای قبلی بسیار مراقب بودند که ایران را در موقعیت وجودی تهدیدشده قرار ندهند، چون میدانستند ایران میتواند تنگه هرمز را ببندد.» این جمله بلینکن، اعترافی به «خطای محاسباتیِ بنیادین» ترامپ است؛ او برای ارضای عطشِ نمایشِ قدرت، شریان حیاتی انرژی جهان را عملاً به روی خود بسته است. بلینکن با یادآوری این نکته که «باز کردن تنگه هرمز بدون حمله زمینی به ایران، بسیار دشوار خواهد بود»، پرده از ناتوانی نظامی ترامپ برمیدارد. او اشاره میکند که ترامپ در محاسبه «محدودیتهای بازارها» و «کمبود مهمات» دچار خطای فاحش شده است؛ خطایی که اکنون با کشته و مصدوم شدن نیروهای آمریکایی در منطقه، ابعادِ دردناکی به خود گرفته است.
تکرار الگوی شکست؛ از «فشار حداکثری» تا «باتلاقِ تشدید»
این نخستین بار نیست که ناظرانِ برجسته، ترامپ را به دلیل فقدانِ درک راهبردی محکوم میکنند. پیش از این نیز سیاستمداران و ژنرالهای بازنشسته هشدار داده بودند که رویکرد ترامپ در هر دو جبههای که به راه انداخته، فاقد «استراتژی پایان» بوده است. در هر دو مورد، او با لفاظیهای تند آغاز کرد، هزینههای اقتصادیِ گزافی به بار آورد و در نهایت، وقتی با واقعیتهای میدانی و واکنشهای زنجیرهای حریف مواجه شد، در میانه میدان سرگردان ماند.
بلینکن به درستی اشاره میکند که «ترامپ میخواهد از گوشهای که خود را در آن قرار داده خارج شود، اما نمیتواند راه خروج پیدا کند و نمیتواند بپذیرد که واقعیت جدیدی ایجاد کرده است.» این جملهی کلیدی، جوهرِ مدیریتِ ترامپ است: «انکارِ واقعیت در سایهی تکبر.»
اینکه اکنون بلینکن به عنوان یک مقام ارشد سابق، هشدار میدهد که «نیروهای ما در عربستان، امارات، قطر و عراق در معرض خطر هستند»، نشاندهنده سقوطِ جایگاه امنیتی آمریکاست که ترامپِ مدعیِ «نظم جهانی»، خودِ معمارِ آن بوده است.
آنچه در کلام بلینکن و سایر منتقدانِ شاخص به چشم میخورد، یک هشدار استراتژیک است: ترامپ در حال قمار بر سر امنیتی است که واشنگتن دههها برای ساختن آن تلاش کرد. او که فکر میکرد با «تهدید وجودی» میتواند ایران را به زانو درآورد، اکنون خود را در محاصرهی همان پیامدهایی میبیند که پیشینیانش از وقوع آن وحشت داشتند. تاریخ در مورد ترامپ، نه به عنوانِ رهبری که «جنگها را تمام کرد»، بلکه به عنوان کسی که درِ جهنمهای خودساخته را گشود و توانِ بستنِ آنها را نداشت، قضاوت خواهد کرد.