نورنیوز-گروه سیاسی: در معادلات ژئوپلیتیکی، محاصره دریایی زمانی مؤثر است که کشور هدف فاقد ابزارهای جایگزین برای تجارت، انتقال انرژی و حفظ زنجیره تأمین باشد. اما درباره ایران، این معادله به دلیل موقعیت راهبردی، همسایگی با ۱۵ کشور، دسترسی همزمان به آبهای جنوبی و دریای خزر و برخورداری از ظرفیتهای متنوع ترانزیتی، پیچیدهتر از یک محاصره کلاسیک است. از همین رو، راهبرد ایران در مقابله با محاصره دریایی آمریکا، نباید تنها بر شکستن محاصره متمرکز باشد، بلکه باید بر افزایش هزینه تداوم آن برای طرف مقابل و کاهش آثار اقتصادی آن در داخل استوار است.
نخستین مؤلفه این راهبرد، ایجاد بازدارندگی مؤثر است. هرگونه محدودسازی تجارت دریایی ایران، صرفاً یک مسئله دوجانبه نخواهد بود، بلکه میتواند امنیت انرژی، کریدورهای تجاری و ثبات بازارهای جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، تنگه بابالمندب بهعنوان یکی از مهمترین گذرگاههای تجارت بینالمللی، نقشی تعیینکننده در محاسبات اقتصادی جهان دارد. هرگونه اختلال در این مسیر، هزینه حملونقل دریایی، نرخ بیمه کشتیها و قیمت کالاها را افزایش میدهد و فشار اقتصادی را از سطح منطقه به اقتصاد جهانی منتقل میکند.
در کنار آن، آسیبپذیری زیرساختهای انرژی در منطقه نیز یکی دیگر از عوامل بازدارنده محسوب میشود. بازار جهانی نفت و گاز نسبت به هرگونه اختلال در زیرساختهای تولید، صادرات یا انتقال انرژی واکنش سریع نشان میدهد و کوچکترین شوک میتواند قیمتها را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد. همین وابستگی، بخشی از قدرت بازدارندگی ایران را شکل میدهد؛ زیرا هرگونه تشدید تنش، تنها یک بازیگر را متضرر نخواهد کرد.
بعد دیگر این راهبرد، حوزه سایبری و لجستیکی است. در عصر اقتصاد دیجیتال، بنادر، شبکههای حملونقل، سامانههای مدیریت بار و زیرساختهای انرژی بهشدت به فناوری اطلاعات وابسته هستند. ایجاد اختلال در این شبکهها میتواند زنجیره تأمین را با مشکلات جدی مواجه کند و هزینه عملیات اقتصادی را برای رقبا افزایش دهد. به همین دلیل، بازدارندگی سایبری به یکی از مؤلفههای مهم امنیت اقتصادی کشورها تبدیل شده است.
در مقابل، ایران برای کاهش اثرات احتمالی محاصره، ابزارهای متنوعی در اختیار دارد. استفاده از ظرفیت بنادر کشورهای همسایه امکان انتقال کالا از مسیرهای جایگزین را فراهم میکند و وابستگی به یک مسیر خاص را کاهش میدهد. این رویکرد، انعطافپذیری تجارت خارجی را افزایش داده و ریسک توقف صادرات و واردات را کمتر میکند.
همچنین بیمه دولتی حملونقل میتواند نگرانی شرکتهای کشتیرانی و صاحبان کالا را کاهش دهد. در شرایط بحران، افزایش نرخ بیمه یکی از مهمترین عوامل رشد هزینه تجارت است و حمایت دولت از ناوگان حملونقل میتواند استمرار مبادلات تجاری را تضمین کند.
ظرفیت سوآپ و تهاتر انرژی نیز یکی دیگر از مزیتهای راهبردی ایران است. مبادله نفت، گاز یا برق با کالا و خدمات، بدون وابستگی مستقیم به نظام مالی بینالمللی، امکان حفظ جریان تجارت را فراهم میکند. این شیوه علاوه بر کاهش اثر تحریمها، پیوندهای اقتصادی ایران با کشورهای منطقه را نیز تقویت خواهد کرد.
از سوی دیگر، توسعه کریدور شمال–جنوب، بهرهگیری از بنادر دریای خزر و افزایش سهم حملونقل ریلی، میتواند بخش مهمی از تجارت خارجی را به مسیرهای زمینی و شمالی منتقل کند. اتصال شبکه ریلی ایران به کشورهای آسیای مرکزی، روسیه و قفقاز، ظرفیت جدیدی برای صادرات و واردات ایجاد کرده و وابستگی به مسیرهای دریایی را کاهش میدهد.
در نهایت، موفقیت چنین راهبردی تنها به ابزارهای نظامی یا اقتصادی وابسته نیست، بلکه نیازمند هماهنگی کامل میان دیپلماسی، حملونقل، انرژی، تجارت و سیاست خارجی است. هرچه شبکه همکاریهای منطقهای ایران گستردهتر شود، امکان اعمال فشار یکجانبه کاهش یافته و هزینه هرگونه اقدام محدودکننده برای طرف مقابل افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی، تابآوری اقتصادی، تنوع مسیرهای ترانزیتی و بازدارندگی هوشمند سه ضلع اصلی راهبرد ایران برای بیاثر کردن هرگونه محاصره دریایی خواهند بود.
نورنیوز