نورنیوز-گروه بینالملل: دولت بریتانیا در شرایطی که با بحرانهای عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، تلاش دارد با فضاسازی علیه جمهوری اسلامی ایران و طرح ادعاهای سیاسی و حقوقی درباره مسائل منطقهای، جایگاه رو به افول خود در معادلات جهانی را احیا کند. با این حال، واقعیتهای انکارناپذیر تاریخی و معاصر نشان میدهد که لندن بیش از آنکه در جایگاه مدعی قرار گیرد، باید پاسخگوی مجموعهای از رفتارها و سیاستهایی باشد که از افغانستان و عراق تا فلسطین و غرب آسیا، آثار ویرانگر آن همچنان بر پیکره امنیت و حقوق بشر جهانی باقی مانده است.
اسناد و گزارشهای منتشرشده از تحقیقات مستقل درباره عملکرد نیروهای ویژه انگلیس در افغانستان، بار دیگر ابعاد تکاندهندهای از رفتارهای ضدانسانی نظامیان این کشور را آشکار ساخته است. بر اساس شهادتهای ثبتشده، برخی نظامیان انگلیسی زندانیان افغان را صرفاً برای سرگرمی از لیفتراک به زمین پرتاب میکردند. همچنین در بخشی دیگر از این تحقیقات، شهادتها از کشته شدن سه برادر کشاورز افغان در عملیات نیروهای ویژه حکایت دارد؛ افرادی که هیچگونه ارتباطی با طالبان نداشتهاند.
این موارد تنها بخشی از کارنامه سیاه بریتانیا در جنگهای دو دهه اخیر است؛ کارنامهای که از افغانستان تا عراق و لیبی، مملو از نمونههای نقض حقوق بشر، کشتار غیرنظامیان و مداخلات ویرانگر بوده و همچنان مطالبه بازخواست عاملان آن از سوی افکار عمومی و نهادهای مستقل بینالمللی پابرجاست.
از غزه تا ایران؛ اعترافهایی که پرده از حقیقت برمیدارند
در حالی که افکار عمومی جهان نسبت به جنایات رژیم صهیونیستی در غزه حساسیتی بیسابقه یافته است، برخی چهرههای سیاسی بریتانیا نیز ناگزیر به اذعان بخشی از واقعیتها شدهاند. عذرخواهی اندی برنهام از مواضع اولیه حزب کارگر در قبال جنگ غزه، نمونهای از این اعترافات است؛ اعترافی که نشان میدهد حمایت سیاسی و رسانهای لندن از اقدامات رژیم صهیونیستی تا چه اندازه با انتقادهای داخلی و بینالمللی مواجه شده است.
این در حالی است که در هفتههای ابتدایی جنگ غزه، مقامات ارشد انگلیس از اقداماتی همچون قطع آب و برق این منطقه دفاع کرده بودند؛ مواضعی که بعدها با موجی از انتقادات گسترده روبهرو شد. با وجود این، گزارشها همچنان از استمرار همکاریهای نظامی و تسلیحاتی بریتانیا با رژیم صهیونیستی حکایت دارد؛ همکاریهایی که در سایه آن، ماشین جنگی تلآویو به عملیات خود علیه مردم فلسطین ادامه داده است.
از این منظر، پرونده فلسطین تنها یک موضوع سیاسی نیست، بلکه آزمونی تاریخی برای سنجش صداقت دولتهایی است که خود را مدافع حقوق بشر معرفی میکنند. در این آزمون، عملکرد لندن بیش از آنکه با ادعاهایش همخوانی داشته باشد، گویای نوعی استاندارد دوگانه و حمایت عملی از سیاستهای تجاوزکارانه است.
برچسبزنی سیاسی؛ راهکاری برای فرار از پاسخگویی
همزمان با افزایش فشارهای داخلی بر دولت بریتانیا، کاهش محبوبیت نخستوزیر و تشدید چالشهای اقتصادی، سیاست برچسبزنی علیه سایر کشورها بار دیگر به یکی از ابزارهای رایج دستگاه سیاسی لندن تبدیل شده است. تشدید فشارها علیه روسیه و نیز طرح ادعاهای مختلف علیه جمهوری اسلامی ایران را میتوان در همین چارچوب ارزیابی کرد.
در این میان، تلاش برای قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای ممنوعه و همچنین احضار دیپلمات ایرانی به بهانه ادعاهای اثباتنشده، بخشی از همین رویکرد سیاسی است. این اقدامات در شرایطی صورت میگیرد که نقش نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، بهویژه سپاه پاسداران، در مقابله با جریانهای تروریستی و کمک به تثبیت امنیت منطقهای بارها مورد تأکید بسیاری از ناظران و تحلیلگران قرار گرفته است.
واقعیت آن است که دولت بریتانیا به جای پاسخگویی درباره کارنامه خود در قبال جنگها، مداخلات نظامی و حمایت از اشغالگری، میکوشد با فضاسازی سیاسی و رسانهای، افکار عمومی را از مسئولیتهای تاریخی و جاری خود منحرف سازد. اما تجربه نشان داده است که چنین رویکردی نهتنها به ترمیم اعتبار بینالمللی این کشور کمکی نمیکند، بلکه بر حجم پرسشها درباره عملکرد آن میافزاید.
نظم جدید منطقهای و واقعیتهایی که قابل انکار نیستند
مقامهای انگلیسی در هفتههای اخیر کوشیدهاند خود را از برخی سیاستهای تنشزای آمریکا و رژیم صهیونیستی متمایز نشان دهند و از حمایت از مذاکرات و کاهش تنش سخن بگویند. با این حال، این مواضع زمانی اعتبار مییابد که با اقدامات عملی همراه باشد؛ امری که تاکنون نشانه روشنی از آن مشاهده نشده است.
عدم محکومیت صریح تجاوزات نظامی، همراهی با برخی ادعاهای سیاسی علیه ایران در مجامع بینالمللی و اتخاذ مواضع جانبدارانه درباره تحولات منطقه، موجب شده است تا ادعاهای صلحطلبانه لندن با تردیدهای جدی مواجه شود. افزون بر این، برخی اقدامات و توصیههای امنیتی مرتبط با تردد دریایی در منطقه نیز از نگاه بسیاری از ناظران در راستای تشدید فضای تنش و بیثباتی ارزیابی میشود.
واقعیت آن است که تحولات سالهای اخیر، معادلات منطقه را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است. در این میان، تلاش برای تحمیل روایتهای یکجانبه، استفاده از ابزار تحریم، تهدید و فشار سیاسی و همچنین تفسیر گزینشی از قواعد حقوق بینالملل، دیگر کارایی گذشته را ندارد. افکار عمومی جهان بیش از هر زمان دیگری نسبت به نقش قدرتهای غربی در بحرانهای منطقهای آگاه شده و خواستار پاسخگویی دولتهایی است که در شکلگیری یا تداوم این بحرانها سهم داشتهاند.
بر این اساس، بریتانیا نمیتواند با توسل به برچسبزنیهای سیاسی، ژستهای حقوق بشری یا ادعاهای رسانهای، از زیر بار مسئولیتهای تاریخی و معاصر خود شانه خالی کند. آنچه امروز در برابر افکار عمومی جهان قرار دارد، نه روایتهای تبلیغاتی، بلکه واقعیتهایی است که از افغانستان تا غزه و از مداخلات نظامی تا حمایت از تجاوزگری، تصویری روشن از نقش لندن در بسیاری از بحرانهای معاصر ترسیم کرده است؛ واقعیتهایی که فراموش نخواهند شد و از حافظه ملتها پاک نخواهند گردید.
نورنیوز