نورنیوز-گروه سیاسی: برخی آن را تشییعی تاریخی، برخی بینظیر و گروهی نیز «تشییع قرن» خواندند. در این یادداشت کوتاه بر آنیم تا به نکاتی درباره علل و نتایج این پدیده بزرگ و شگرف بپردازیم؛ نکاتی که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد.
آنچه مسلم است، حضور مردم در این تشییع، حضوری خودجوش بود. نه فراخوان فراگیری از سوی نهادهای رسمی وجود داشت و نه مردم با وعده و وعید به صحنه آمده بودند. آنان خود تصمیم گرفتند در این مراسم شرکت کنند. هرچند بخشی از جامعه پیش از این واقعه نیز شبها در خیابانها و میدانهای شهرهای مختلف حضور داشت، اما در این تشییع، اقشار گوناگون با دیدگاهها و سلیقههای متفاوت در کنار یکدیگر دیده شدند. حتی گروههایی که نسبت به عملکرد نظام یا برخی سیاستها و حتی شخص رهبر شهید انتقادهایی داشتند، در این واقعه با احساسات آشکار در صحنه حاضر شدند و دریایی خروشان از جمعیت را پدید آوردند.
بررسی دقیق علل شکلگیری این حضور کمنظیر، نیازمند پژوهشهای جامعهشناختی و روانشناسی اجتماعی است و قضاوت قطعی را باید به نتایج چنین تحقیقاتی واگذار کرد. با این حال، میتوان به چند عامل مهم اشاره کرد. نخست، نحوه شهادت رهبر معظم انقلاب و تعدادی از اعضای خانواده ایشان، که از نگاه بسیاری از مردم، مظلومانه و تکاندهنده بود و احساسات عمومی را برانگیخت. دوم، بخش قابل توجهی از افکار عمومی این اقدام را در شرایطی که مذاکرات سیاسی همچنان جریان داشت، نوعی بیاعتنایی به قواعد پذیرفتهشده بینالمللی تلقی کرد و آن را اهانتی به حاکمیت ملی ایران دانست. سوم، این برداشت در میان بسیاری از مردم شکل گرفت که هدف صرفاً نظام سیاسی نیست، بلکه تمامیت ارضی، استقلال و موجودیت ایران نیز در معرض تهدید قرار گرفته است؛ برداشتی که به همگرایی اقشار مختلف جامعه انجامید.
اما در خارج از ایران، دستکم در کشورهایی مانند عراق که بازتاب این حادثه بهروشنی مشاهده شد، عوامل دیگری نیز در این واکنش گسترده نقش داشت. واقعیت آن است که در سالهای اخیر، بخش قابل توجهی از افکار عمومی منطقه و بسیاری از ملتهای دیگر، از یکجانبهگرایی قدرتهای بزرگ و جنایات ارتش رژیم صهیونیستی در غزه، لبنان و دیگر نقاط منطقه، به ستوه آمدهاند و در انتظار آن بودهاند که دولتی در برابر این روند بایستد و امید به تغییر و عدالت را زنده نگه دارد.
از این منظر، جمهوری اسلامی ایران و رهبر معظم آن، نزد گروههای گستردهای از افکار عمومی، نماد ایستادگی در برابر نظام سلطه تلقی میشدند. از همین رو، حملهای که به شهادت رهبر معظم انقلاب، جمعی از اعضای خانواده ایشان و شماری از فرماندهان نظامی انجامید، بازتابی فراتر از مرزهای ایران یافت و احساسات گستردهای را در میان ملتهای منطقه برانگیخت. برخی ناظران بر این باورند که اگر امکان برگزاری مراسم مشابهی در کشورهایی مانند مصر، پاکستان یا هند فراهم میشد، با استقبال گسترده مردمی روبهرو میگردید.اما درباره آثار و نتایج این تشییع عظیم نیز چند نکته قابل تأمل است.
این حضور گسترده نشان داد که جمهوری اسلامی در تصمیمات سیاسی و امنیتی خود از پشتوانه اجتماعی قابل توجهی برخوردار است و بسیاری از تحلیلهایی که بر شکاف میان مردم و نظام بهعنوان عامل تعیینکننده در تحولات آینده تکیه داشتند، دستکم نیازمند بازنگری هستند. چنین رویدادی بیتردید بر محاسبات بازیگران منطقهای و بینالمللی نیز تأثیر خواهد گذاشت و دوستان و همپیمانان جمهوری اسلامی را در ادامه مسیر، دلگرمتر خواهد کرد.
یک رسوایی بزرگ نیز متوجه رژیم صهیونیستی و دستگاه اطلاعات خارجی آن، موساد، شده است. اگر گزارشهای منتشرشده درباره ارزیابیهای موساد پیش از این حادثه را مبنا قرار دهیم، به نظر میرسد این دستگاه اطلاعاتی بر این باور بوده است که حذف رهبر انقلاب و فرماندهان ارشد جمهوری اسلامی، به فروپاشی انسجام داخلی، گسترش اعتراضات و تضعیف سریع ساختار نظام خواهد انجامید. گفته میشود همین ارزیابیها در شکلگیری محاسبات سیاسی و نظامی تلآویو و نیز متقاعد کردن مقامات آمریکایی برای همراهی با این اقدام نقش مؤثری داشته است.اما آنچه در عمل رخ داد، کاملاً متفاوت بود. به جای گسترش شکاف داخلی، فضای همگرایی و انسجام ملی پدید آمد و حضور گسترده مردم در مراسم تشییع، بسیاری از این محاسبات را با چالش روبهرو ساخت. این روایت از برآوردهای موساد را باید یکی از بزرگترین خطاهای تحلیلی این دستگاه در سالهای اخیر دانست؛ خطایی که نه در گردآوری اطلاعات، بلکه در تحلیل جامعه ایران و پیشبینی واکنش افکار عمومی ریشه داشت.در دنیای امروز که اطلاعات آشکار بهواسطه شبکههای اجتماعی، رسانهها و تلفنهای هوشمند بهوفور در دسترس است، برتری دستگاههای اطلاعاتی بیش از هر چیز به توانایی آنها در تحلیل روندهای اجتماعی و پیشبینی رفتار جوامع بستگی دارد. از این منظر، تحلیل نادرست یا مغرضانه موساد و پیامدهای منفی آن نمیتواند از نگاه متحدانش، بهویژه آمریکا و شخص ترامپ، دور بماند و طبیعی است که اعتبار تحلیلهای آینده این دستگاه نیز با تردیدهای جدی روبهرو شود.
در نهایت، فارغ از همه تحلیلهای سیاسی، آنچه این تشییع عظیم به نمایش گذاشت، ظرفیت جامعه ایران برای همگرایی در لحظات سرنوشتساز بود؛ ظرفیتی که هر تحلیلگر منصف، صرفنظر از گرایش سیاسی خود، ناگزیر است آن را در ارزیابی آینده ایران و معادلات منطقهای مورد توجه قرار دهد.
اطلاعات