نورنیوز_گروه سیاسی: در ادبیات راهبردی، جنگ ادامه سیاست با ابزار نظامی است؛ بنابراین پایان واقعی جنگ، نه با خاموش شدن سلاحها، بلکه با تحقق یا ناکامی اهداف سیاسی آن سنجیده میشود. از همین منظر، برای ارزیابی پیامدهای جنگ رمضان، باید پرسید آیا آمریکا و رژیم صهیونیستی به هدف اصلی خود، یعنی تغییر محاسبات راهبردی جمهوری اسلامی و تحمیل مذاکرات از موضع برتر دست یافتهاند؟
دولت ترامپ پس از ناکامی در دستیابی به اهداف سیاسی خود از طریق تحمیل جنگ به ایران، برای برقراری و تثبیت آتشبس، جلوگیری از ناامن شدن تنگه هرمز و کنترل هزینههای اقتصادی و امنیتی جنگ، ناگزیر به بازگشت به مسیر مذاکره شد. در چنین شرایطی تشییع میلبونی و بی سابقه رهبر شهید انقلاب را صرفاً نباید به عنوان یک مراسم سوگواری مورد توجه قرار داد؛ بلکه به طور قطع این رویداد عظیم نخستین صحنه سنجش نتایج سیاسی جنگ است.
آنچه در تهران رخ داد، صرفاً حضور میلیونی مردم در بدرقه یک رهبر محبوب نبود. این مراسم به نمایش بازتولید سرمایه اجتماعی، انسجام ملی و استمرار اقتدار سیاسی نظام تبدیل شد. در حالی که یکی از اهداف جنگ، ایجاد شکاف در ساختار سیاسی و تضعیف روحیه عمومی بود، حضور گسترده مردم این پیام را مخابره کرد که فشار نظامی نتوانسته به فروپاشی اراده سیاسی ایران منجر شود.
اما اهمیت راهبردی این رخداد به مرزهای ایران محدود نماند. حضور رهبران و نمایندگان برجسته محور مقاومت از لبنان، فلسطین، عراق و یمن در کنار مشارکت پررنگ شیعیان پاکستان و افغانستان، نشان داد که شبکه مقاومت نهتنها دچار گسست نشده، بلکه در حال بازآرایی سیاسی و نمادین است. این روند با پیام معنادار مرجعیت نجف، دعوت رسمی دولت عراق، فراخوان شخصیتهایی همچون سید عمار حکیم و تمهیدات گسترده مردم عراق برای برگزاری باشکوه مراسم تشییع در این کشور، به نمایش آشکاری از همگرایی محور مقاومت تبدیل شد.
این تحولات، پیام مستقیمی برای واشنگتن دارد. اگر تصور اولیه این بود که حذف رهبر انقلاب میتواند فرماندهی سیاسی و انسجام جبهه مقاومت را مختل کرده و ایران را با دست پایین به میز مذاکره بکشاند، در کنار شکست نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، رخدادهای تهران و پیش بینی مراسم باشکوه در عراق، روایت دیگری را پیش روی تصمیمسازان آمریکایی قرار داده است. جنگ توانست خسارت ایجاد کند، اما نتوانست آن سرمایه راهبردی را که قدرت بازدارندگی ایران بر آن استوار است، از میان ببرد.
در چنین شرایطی، اگر مذاکرات از سر گرفته شود، دیگر صرفاً گفتوگویی درباره تحریم یا ترتیبات امنیتی نخواهد بود؛ بلکه رقابتی بر سر تثبیت روایت پیروزی است. سرمایه سیاسی به اثبات رسیده ایران که حاصل انسجام داخلی و همبستگی محور مقاومت است به اهرم چانهزنی موثری تبدیل شده که باید در میدان دیپلماسی، آمریکا را از دستیابی به اهدافی که از طریق جنگ به آن نرسیده ناکام گذارد.
از این منظر، میدان تشییع و میز مذاکره دو صحنه جداگانه نیستند؛ امتداد یک نبرد راهبردیاند. همانگونه که جنگ برای تغییر موازنه سیاسی آغاز شد، اکنون دیپلماسی نیز تحت تأثیر همان موازنه ادامه خواهد یافت. ایران و عراق با بهره گیری از حماسه تشییع رهبر شهید موفق شدنداین پیام را به منطقه و جهان منتقل کنند که محور مقاومت نهتنها پابرجاست، بلکه از ظرفیت بازتولید مشروعیت و انسجام برخوردار است. در چنین شرایطی آمریکا از این پس در برابر ایرانی قرار خواهد گرفت که برخلاف برآوردهای اولیه، نه در موضع انفعال، بلکه با اعتماد به نفس ناشی از شکست راهبرد فشار نظامی پای میز دیپلماسی نشسته است.
این شاید مهمترین دستاورد سیاسی تشییع رهبر شهید باشد؛ نمایش قدرتی که جنگ نتوانست آن را در هم بشکند و اکنون میتواند قواعد بازی در دیپلماسی پس از جنگ را نیز بازتعریف کند.
نورنیوز