نورنیوز-گروه بین الملل: «اولگ روی» رئیس اتحادیه نویسندگان اوراسیا، در گفتگویی به بیان مباحثی پیرامون تجاوزگری آمریکا و صهیونیسم علیه ایران پرداخته است که مشروح آن از نظر می گذرد:
امروز، دولت ایالات متحده آمریکا به ریاست دونالد ترامپ روایتها و داستانهای مختلفی درباره ایران مطرح میکند. این کشورها به دروغپردازی عادت دارند و تلاش میکنند این روایتهای نادرست را بهگونهای ارائه دهند که بهانهای برای تجاوز و توجیه اهدافشان فراهم شود.
در رأس همه این مسائل، یک عامل اساسی قرار دارد: تجارت، و بهویژه نفت. آمریکا به دنبال کنترل منابع نفتی است. به همین دلیل کشورهایی مانند ونزوئلا، کوبا و برخی مناطق دیگر جهان درگیر این فشارها هستند، زیرا آنان تصور میکنند چنین حقی دارند؛ در حالی که هیچگاه چنین حقی به آنها داده نشده است.
آنها تلاش میکنند کشورهایی را که هنوز در برابرشان تسلیم نشدهاند، تحت سلطه قرار دهند. در این میان، کشورهایی مانند ایران، روسیه و چین در برابر این روند ایستادهاند و از ایده جهان چندقطبی حمایت میکنند.
همانطور که بهخوبی به خاطر داریم، حمله به عراق بر اساس ادعایی درباره وجود سلاحهای کشتار جمعی و حتی یک «لوله آزمایش» آغاز شد؛ ادعایی که بعدها بیاساس بودن آن آشکار شد. بر اساس همان روایت، تصمیمی گرفته شد که به کشته شدن صدها هزار انسان انجامید.
پس از آن، بحرانهای دیگری در سوریه شکل گرفت و سپس درگیریهایی در منطقه و میان برخی کشورها ادامه یافت؛ در حالی که نقش قدرتهای خارجی، بهویژه ایالات متحده، در بسیاری از این تحولات قابل انکار نیست.
در چنین شرایطی، ایران با تاریخ چند هزارساله خود همواره بهعنوان نقطهای از استقلال و نافرمانی در برابر سلطه خارجی مطرح بوده است. ایران هرگز تسلیم نخواهد شد. من نیز در کتاب خود به این موضوع اشاره کردهام، هرچند در زمان نگارش آن، تصور نمیکردم تحولات به این سرعت و شدت پیش برود.
دونالد ترامپ نیز بارها مواضع متناقضی اتخاذ کرده و سخنان او گاهی با واقعیتهای موجود فاصله زیادی دارد. برای بسیاری، این وضعیت قابل پذیرش و قابل اعتماد نیست.
از سوی دیگر، برخی تحلیلها بر این باورند که سیاست خارجی آمریکا در برخی حوزهها تحت تأثیر شدید اسرائیل و بهویژه مواضع بنیامین نتانیاهو قرار دارد. او از دههها پیش بر موضوع مقابله با ایران تأکید داشته است.
آنچه در غزه و لبنان رخ داده، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، بحرانهای انسانی عمیقی ایجاد کرده است. با این حال، در مورد ایران این تصور شکل گرفته که جامعه ایرانی در برابر فشارها و تهدیدها تسلیم نخواهد شد.
در این زمینه، ایران بارها اعلام کرده که اجازه نخواهد داد با آن مانند دیگر کشورها برخورد شود. در همین چارچوب، به نقش سردار قاسم سلیمانی نیز اشاره میشود که بر اصل «زندگی برای مردم» تأکید داشت.
تحولات امروز جهان میتواند به تغییرات اساسی در موازنه قدرت جهانی منجر شود. اگرچه پیشتر برخی تصور میکردند جنگ اوکراین نقطه اصلی این تغییرات است، اما اکنون بسیاری معتقدند که کانون اصلی این تحولات در منطقه غرب آسیا و بهویژه ایران قرار دارد.
در نهایت، این درگیریها میتواند نظم جهانی را دستخوش تغییر کند. در این میان، من بهعنوان نویسنده، نسبت به رویکرد کشورم روسیه در قبال ایران نگاه مثبتی دارم و آن را قابل توجه میدانم.