نورنیوز - گروه سیاسی: تهران روز جمعه، میزبان تعداد زیادی هیئت سیاسی خارجی بود که برای شرکت در مراسم وداع با پیکر رهبر معظم انقلاب راهی ایران شده بودند. در این حضور پرتعداد، علاوه بر شخصیت های علمی و دینی و فرهنگی، تعداد قابل توجهی از روسای دولت، مجلس، نمایندگان ویژه و وزرای ارشد خارجی شرکت کردند.
مراسم باشکوه جمعه به خوبی نشان داد که تلاش آمریکا و اسرائیل برای منزوی نشان دادن ایران، بی ثمر بوده و کشورهای منطقه و جهان به رغم فشارهای مشهودی که برای عدم حضور در این مراسم تحمل می کردند، نهایتا گزینه شرکت در مراسم را برگزیدند. این بی شک یک پیروزی دیپلماتیک برای ایران به حساب خواهد آمد.
جنگها تنها در میدان نبرد تعیین تکلیف نمیشوند. گاهی سرنوشت یک جنگ، در میدان دیپلماسی، در عرصه افکار عمومی و حتی در آیین ها و مراسم سوگ و وداع قربانیان رقم میخورد. اگر جنگ، آزمون قدرت سخت است، مراسم وداع و بزرگداشت، آزمون قدرت نرم و توانایی یک کشور در مدیریت روایتهای پس از جنگ است. جمهوری اسلامی ایران در مراسم وداع با رهبر شهید خود، کوشید این میدان دوم را نیز به صحنهای برای نمایش ظرفیتهای سیاسی و دیپلماتیک خود تبدیل کند.
در ادبیات روابط بینالملل، از این ظرفیت با عنوان «دیپلماسی سوگ» یاد میشود؛ دیپلماسیای که در آن یک رخداد عاطفی و ملی، به فرصتی برای بازتعریف جایگاه بینالمللی یک کشور تبدیل میشود. تاریخ معاصر بارها نشان داده است که مراسم وداع با رهبران بزرگ، صرفاً آیینهای تشریفاتی نیستند. این مراسم، محل ارسال پیامهای سیاسی، تنظیم مناسبات جدید، گفتوگوهای پشتپرده و حتی آغاز فصل تازهای از روابط میان دولتهاست.
ایران نیز دقیقاً از همین ظرفیت استفاده کرد. حضور هیئتهایی از بیش از یکصد کشور در تهران، صرفنظر از سطح نمایندگی آنها، این پیام را به جهان مخابره کرد که برخلاف روایت رقبای منطقهای و فرامنطقهای، ایران همچنان از شبکهای گسترده از ارتباطات سیاسی برخوردار است و حذف آن از معادلات منطقهای و جهانی، نه ممکن است و نه واقعبینانه.
اهمیت این رخداد زمانی بیشتر آشکار میشود که به فضای سیاسی هفتههای گذشته توجه کنیم. آمریکا و اسرائیل تلاش داشتند این تصور را ایجاد کنند که جنگ اخیر، ایران را در عرصه بینالمللی منزوی کرده و هزینه تعامل با تهران را برای دیگر کشورها افزایش داده است. در همین چارچوب، گزارشهایی نیز درباره تلاش برای انصراف یا کاهش سطح مشارکت برخی دولتها در مراسم منتشر شد. فارغ از کم و کیف این گزارشها، نتیجه نهایی در برابر چشم افکار عمومی قرار گرفت؛ تهران میزبان نمایندگانی از بخش بزرگی از جهان بود و این تصویر، به خودی خود، بخشی از روایت انزوای ایران را به چالش کشید.
در دنیای امروز، تصویر، خود یک واقعیت سیاسی است. گاهی یک قاب از حضور دهها پرچم در کنار یکدیگر، اثرگذاری بیشتری از صدها بیانیه رسمی دارد. همانگونه که جنگ رسانهای با تصویر اداره میشود، دیپلماسی نیز با تصویر معنا پیدا میکند. صف هیئتهای خارجی در تهران، فقط یک مراسم تشریفاتی نبود؛ پاسخی تصویری به پروژهای بود که میکوشید ایران را کشوری تنها و فاقد پشتوانه بینالمللی معرفی کند.
اما شاید مهمتر از تعداد هیئتها، تنوع آنها باشد. حضور نمایندگانی از آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین، کشورهای همسایه و شماری از دیگر دولتها و سازمان ها و جریان ها و نهضت ها نشان داد که نظم بینالمللی امروز، دیگر تکمرکزی نیست. بسیاری از کشورها، حتی اگر در برخی پروندهها با ایران اختلاف داشته باشند، حاضر نیستند روابط خود را صرفاً بر اساس خواست واشنگتن یا تلآویو تنظیم کنند. این، یکی از مهمترین ویژگیهای جهان در حال گذار است؛ جهانی که در آن، استقلال عمل بازیگران متوسط و منطقهای بیش از گذشته افزایش یافته است.
البته باید توجه داشت که حضور در یک مراسم سوگواری، الزاماً به معنای همپیمانی سیاسی یا حمایت از همه سیاستهای یک کشور نیست. عرف دیپلماتیک، ملاحظات منطقهای، حفظ کانالهای ارتباطی و احترام به مناسبات دوجانبه، همگی در تصمیم دولتها نقش دارند. اما در سیاست خارجی، نمادها نیز اهمیت دارند. همانگونه که غیبت یک کشور میتواند حامل پیام باشد، حضور آن نیز واجد معناست.
از این منظر، ایران در نبرد روایتها امتیاز مهمی به دست آورد؛ اما این تنها آغاز راه است. دیپلماسی سوگ زمانی به یک موفقیت راهبردی تبدیل میشود که سرمایه نمادین حاصل از آن، به سرمایه سیاسی و اقتصادی تبدیل شود.
تجربه سیاست بینالملل نشان میدهد که کشورها از هر بحران، فرصتی برای بازسازی قدرت خود میسازند. هنر دولتها آن است که حتی از تلخترین لحظات تاریخ خود نیز برای تقویت جایگاه ملی بهره بگیرند. ایران در مراسم وداع با رهبر شهید خود، نشان داد که دیپلماسی، حتی در سوگ نیز متوقف نمیشود. اکنون زمان آن است که این موفقیت نمادین، به دستاوردی پایدار در سیاست خارجی تبدیل شود.
شاید بتوان مهمترین دستاورد این مراسم را در یک جمله خلاصه کرد: ایران نشان داد که دشمنانش میتوانند علیه آن ائتلاف نظامی تشکیل دهند، اما هنوز نتوانستهاند علیه آن اجماع سیاسی و دیپلماتیک ایجاد کنند. در جهان امروز، این تفاوت، تفاوتی کوچک نیست؛ بلکه یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی است.
نورنیوز