نورنیوز_گروه سیاسی_همزمان با مطرح شدن دور جدید مذاکرات میان ایران و آمریکا، بار دیگر بحث قدیمی حمایت جمهوری اسلامی ایران از لبنان و نسبت آن با منافع ملی کشور در فضای سیاسی و رسانهای برجسته شده است. پرسشی که سالها از سوی منتقدان سیاست منطقهای ایران مطرح میشود این است که چرا تهران باید برای لبنان هزینه کند و این سیاست چه نسبتی با منافع ملی ایرانیان دارد. اما تحولات اخیر منطقه، تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و آشکار شدن پیوندهای امنیتی موجود در غرب آسیا، فرصت مناسبی فراهم کرده تا این موضوع از منظری راهبردی مورد بازخوانی قرار گیرد.
در واقع، مسئله لبنان بیش از آنکه یک بحث سیاست خارجی باشد، به نحوه تعریف امنیت ملی بازمیگردد. اگر امنیت را صرفاً در چارچوب مرزهای جغرافیایی تعریف کنیم، طبیعی است که هرگونه هزینه در خارج از مرزها غیرضروری به نظر برسد. اما در جهان امروز، امنیت مفهومی شبکهای و چندلایه است. قدرتهای بزرگ و منطقهای تلاش میکنند تهدیدها را پیش از رسیدن به مرزهای خود مهار کنند و با ایجاد عمق راهبردی، هزینه هرگونه تعرض احتمالی را افزایش دهند.
نمونه روشن این رویکرد را میتوان در سیاست آمریکا نسبت به اسرائیل مشاهده کرد. واشنگتن دهههاست حمایت همهجانبه سیاسی، نظامی و مالی از اسرائیل را بخشی از امنیت ملی خود تعریف کرده است. این حمایت تنها به کمکهای مالی محدود نیست. آمریکا هزینههای سنگین سیاسی، دیپلماتیک و اعتباری این حمایت را نیز پذیرفته است. بهویژه پس از جنگ غزه و افزایش انتقادات جهانی نسبت به کشتار اسرائیل در غزه، حمایت بیقید و شرط واشنگتن از تلآویو با موجی از اعتراضات داخلی و بینالمللی مواجه شد. با این حال، هیچیک از دولتهای آمریکا در اصل این حمایت تردید نکردند، زیرا ساختار قدرت در آمریکا آن را بخشی از الزامات امنیت ملی این کشور میداند.
نکته قابل تأمل آن است که در آمریکا کمتر کسی اصل حمایت از اسرائیل را در تقابل با منافع ملی آمریکا تعریف میکند. اختلافها معمولاً بر سر شیوه و میزان حمایت است، نه اصل آن. رسانهها و نهادهای سیاسی آمریکا طی دههها موفق شدهاند این حمایت را بهعنوان بخشی از منافع ملی و امنیت راهبردی ایالات متحده در ذهن افکار عمومی تثبیت کنند.
در مقابل، درباره ایران وضعیت متفاوتی شکل گرفته است. سالهاست تلاش میشود هرگونه ارتباط میان امنیت ملی ایران و حمایت از متحدان منطقهای زیر سؤال برده شود. در این چارچوب، هزینههای این سیاست بهطور مستمر برجسته میشود، اما کمتر سخنی از هزینههای ناشی از فقدان عمق راهبردی، افزایش آسیبپذیری امنیتی و انتقال تهدیدها به داخل مرزهای کشور به میان میآید. به عبارت دیگر، نوعی دوگانهسازی میان «ایران» و «لبنان» شکل داده شده است؛ گویی منافع این دو الزاماً در تعارض با یکدیگر قرار دارند.
بر همین اساس، شعارهایی نظیر «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» نیز در سالهای گذشته در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ شعاری که تلاش میکرد میان امنیت ملی ایران و تحولات محیط پیرامونی آن شکاف مفهومی ایجاد کند. در حالی که از منظر راهبردی، فلسفه حمایت ایران از لبنان دقیقاً بر نفی چنین دوگانهای استوار است. لبنان برای تهران صرفاً یک کشور دوست یا یک پرونده سیاست خارجی نیست، بلکه بخشی از محیط امنیتی و راهبردی پیرامون ایران محسوب میشود.
تحولات اخیر منطقه بیش از هر زمان دیگری این واقعیت را آشکار ساخت. هنگامی که ایران با تهدید و تجاوز مستقیم آمریکا و اسرائیل مواجه شد، اهمیت داشتن عمق راهبردی، شبکه متحدان و ظرفیتهای بازدارنده منطقهای ملموستر از گذشته شد. در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که چرا برای لبنان هزینه شده است، بلکه این است که اگر چنین ظرفیتهایی وجود نداشت، هزینههای امنیتی تحمیلشده به ایران تا چه اندازه بیشتر بود.
واقعیت آن است که هزینههای مرتبط با لبنان را نمیتوان صرفاً با معیارهای مالی سنجید. همانگونه که بودجه دفاعی یک کشور را نمیتوان هزینهای بدون بازگشت تلقی کرد، سرمایهگذاری برای ایجاد بازدارندگی و عمق راهبردی نیز باید در چارچوب تأمین امنیت ملی ارزیابی شود. امنیت، مهمترین زیرساخت توسعه اقتصادی، ثبات سیاسی و انسجام اجتماعی است.
بدون امنیت پایدار، نه سرمایهگذاری شکل میگیرد، نه رشد اقتصادی تداوم مییابد و نه برنامههای توسعهای به سرانجام میرسد.
از همین منظر میتوان بر اهمیت آتشبس و عقبنشینی اسرائیل در روند مذاکرات ایران و آمریکا تأکید کرد. اگر امنیت لبنان و ثبات محیط پیرامونی ایران بخشی از معادله امنیت ملی کشور است، طبیعی است که تهران نتواند نسبت به استمرار جنگ و تجاوزگری اسرائیل بیتفاوت باشد. اصرار ایران بر آتشبس و عقبنشینی اسرائیل نه یک مطالبه تاکتیکی، بلکه نتیجه درکی مشخص از امنیت ملی است؛ درکی که امنیت ایران را از تحولات محیط راهبردی پیرامون آن جدا نمیداند.
بنابراین، حمایت از لبنان را باید نه در قالب یک هزینه خارجی، بلکه بهعنوان بخشی از سرمایهگذاری امنیتی ایران ارزیابی کرد. همانگونه که آمریکا با وجود هزینههای سنگین مالی، سیاسی و اعتباری، حمایت از اسرائیل را لازمه تأمین منافع ملی خود میداند، جمهوری اسلامی نیز حمایت از لبنان را در چارچوب راهبرد بازدارندگی و حفاظت از امنیت ملی تعریف میکند. تحولات اخیر منطقه نیز بیش از هر زمان دیگری نشان داده است که امنیت ایران تنها در مرزهای جغرافیایی کشور تأمین نمیشود، بلکه به نحوه مدیریت محیط راهبردی پیرامون آن نیز وابسته است.
نورنیوز