نورنیوز-گروه اقتصادی: به تازگی وزیر نفت خبر از بازگشت ۳۰ میلیون مترمکعب گاز فرآوری شده به شبکهای می دهد که این روزها نگران گرمای خانهها در زمستان است؛ عددی که با تلاش شبانهروزی واحدهای پالایشگاهی به سرانجام رسیده و بخشی از آسیب شبکه در جنگ تحمیلی اخیر را جبران کرده است.
۳۰ میلیون مترمکعب ظرفیت فرآورش گاز، شاید روی کاغذ تنها یک شاخص عملیاتی بهنظر برسد، اما در واقع معادل بخشی از آرامش زمستانی کشور، تداوم تولید برق، پایداری صنعت و جلوگیری از تحمیل هزینههای سنگین به اقتصاد ملی است. این عدد می تواند همزمان گرمای خانه ۱۵ میلیون ایرانی را حفظ و سوخت مورد نیاز برای تولید پنج تا ۶ هزار مگاوات برق را تأمین کند و حتی جلوی سوزاندن ۳۰ میلیون لیتر گازوئیل را بگیرد و خوراک چندین زنجیره بزرگ صنعتی را زنده نگه دارد.
به همین دلیل، بازگشت این ظرفیت به شبکه را نمیتوان تنها در چارچوب یک تعمیر فنی توضیح داد؛ این اتفاق، در مقیاس ملی، به معنای بازسازی سریع بخشی از توان حیاتی کشور در حوزه انرژی است.
۳۰ میلیون مترمکعب گاز یعنی چه؟
بازگشت روزانه ۳۰ میلیون مترمکعب گاز یعنی تأمین نیاز گرمایشی و مصرفی جمعیتی در حدود ۱۵ میلیون نفر، یعنی در ابعاد انرژی مورد نیاز چندین استان پرجمعیت کشور؛ این رقم در مقیاس خانوار، به معنای تأمین گاز برای سه تا پنح میلیون خانوار است؛ خانوارهایی که در فصل سرد، ثبات شبکه گاز برایشان فقط یک مساله فنی نیست، بلکه به طور مستقیم با کیفیت زندگی، رفاه و امنیت روانیشان گره خورده است.
این عدد در حوزه برق نیز معنای عمیقی دارد. با این حجم از گاز میتوان سوخت مورد نیاز پنج تا ۶ هزار مگاوات ظرفیت نیروگاهی را تأمین کرد؛ ظرفیتی که در روزهای اوج مصرف، تفاوت میان شبکه پایدار و خاموشیهای فرساینده را رقم میزند. به بیان روشنتر، اگر این ظرفیت به مدار بازنمیگشت، به همین میزان فشار بر نیروگاهها برای استفاده از سوخت مایع افزایش مییافت که به معنی تشدید هزینههای تولید برق، فشار بر زنجیره تأمین سوخت و افزایش تبعات زیستمحیطی است.
همینجا بُعد دیگر ماجرا آشکار میشود که همان جلوگیری از مصرف روزانه ۳۰ میلیون لیتر گازوئیل است. این فقط صرفهجویی در مصرف یک سوخت نیست؛ جلوگیری از یک زنجیره هزینه است که از حملونقل و ذخیرهسازی گرفته تا آلودگی هوا، استهلاک تجهیزات و بار مالی بر بودجه عمومی را در برمی گیرد. در واقع، هر مترمکعب گازی که به شبکه بازگشته، فقط یک واحد انرژی نبوده بلکه یک حلقه از فشار مضاعف بر اقتصاد کشور را هم حذف کرده است.
در بخش صنعت نیز ماجرا کماهمیت نیست. این حجم از گاز میتواند خوراک پنج مجتمع بزرگ پتروشیمی را تأمین کند؛ مجتمعهایی که توقف یا کاهش فعالیتشان فقط به افت تولید محدود نمیشود، بلکه صادرات، ارزآوری، اشتغال و زنجیره ارزش پاییندستی را نیز تحتتأثیر قرار میدهد. به این ترتیب، احیای این ظرفیت را باید در نقطه تلاقی سه حوزه دید: امنیت انرژی، پایداری معیشتی و استمرار تولید داخلی.
وقتی هدف، فقط یک تأسیسات نیست
حمله به زیرساخت انرژی، در هیچ جای دنیا فقط حمله به چند تجهیز و چند خط لوله یا واحد فرآیندی نیست. چنین اقدامی، به طور مستقیم به قلب اقتصاد، رفاه عمومی و حس ثبات یک کشور نشانه میرود؛ در این میان تأسیسات گازی به این دلیل حساس هستند که اختلال در آنها میتواند دامنهای بسیار فراتر از محل حادثه داشته باشد: از افت تولید در صنایع مادر تا فشار بر شبکه برق و از نگرانی عمومی تا افزایش هزینههای جبرانی.
در چنین شرایطی، سرعت بازسازی و بازگشت به مدار اهمیت تعیینکننده دارد. اگر این بازگشت طولانی شود، زنجیرهای از مشکلات فعال میشود که کنترل هر کدام از آنها هزینهبر و زمانبر است. به همین دلیل، بازگرداندن ۱۳ درصد از کل ظرفیت آسیبدیده در مدت کوتاه، فقط یک موفقیت اجرایی نیست؛ نشانهای از آن است که ساختار عملیاتی صنعت نفت، از نیروی انسانی و مدیریت بحران گرفته تا تامین تجهیزات و هماهنگی میدانی، توانسته از یک وضعیت تهدید، یک میدان پاسخ سریع بسازد.
این موفقیت، بدون شک، محصول عواملی مانند حضور مستمر نیروهای فنی و عملیاتی در شرایط سخت، تامین و جابهجایی تجهیزات تخصصی در زمان محدود، مدیریت شبانهروزی در سطوح مختلف، هماهنگی میان بخشهای عملیاتی، مهندسی، پشتیبانی و تصمیمگیری و مهمتر از همه، اتکا به تجربهای که صنعت نفت ایران در عبور از شرایط پیچیده در دهههای گذشته اندوخته، است.
ترمیم کافی نیست، باید جلوتر رفت
اهمیت ماجرا فقط در این نیست که بخشی از ظرفیت ازدسترفته احیا شده بلکه مساله مهمتر این است که وزارت نفت تصمیم گرفته از سطح جبران خسارت فراتر برود و وارد فاز افزایش ظرفیت شود. اینجاست که سخنان محسن پاکنژاد، وزیر نفت، معنای راهبردی پیدا میکند که از اجرای طرح ضربتی افزایش تولید گاز در بخش خشکی سخن میگوید طرحی که پیام اصلی آن، این است: «پاسخ به فشار، فقط بازگشت به وضعیت قبل نیست، بلکه باید با توسعه بیشتر همراه شود.»
این تصمیم از آن جهت مهم است که ساختار تامین گاز کشور سالها بهطور سنگین بر میدان پارس جنوبی تکیه داشته و هرگونه افت تولید یا اختلال در این منطقه، بلافاصله در سطح ملی احساس میشود. بنابراین، تقویت تولید از میادین خشکی نه یک انتخاب مقطعی، بلکه بخشی از ضروریات راهبردی برای تنوعبخشی به سبد تأمین گاز کشور است.
وزیر نفت در همین رابطه تأکید کرده است که حتی در شرایط جنگی نیز فعالیتهای صنعت نفت متوقف نشده و توسعه میدانها، جمعآوری گازهای مشعل و افزایش تولید با شتاب ادامه دارد. این جمله یک پیام مهم دارد: صنعت نفت در موقعیت فعلی، فقط به حفظ وضع موجود فکر نمیکند؛ بلکه همزمان در حال بازسازی، تثبیت و توسعه است.
میدانهای خشکی؛ بازیگران تازه در معادله امنیت انرژی
در این میان، نقش شرکت نفت مناطق مرکزی ایران برجستهتر از گذشته شده است. این شرکت که متولی اصلی تولید گاز از میادین خشکی کشور شناخته میشود، حالا در خط مقدم برنامهای قرار گرفته که بناست بخشی از فشار وارد بر شبکه را کاهش دهد. بر اساس اعلام پیمان ایمانی مدیرعامل این شرکت، هدفگذاری انجامشده برای امسال، تولید تجمعی بیش از ۱۲ میلیارد مترمکعب بیشتر از سال گذشته است؛ هدفی که اگر محقق شود، بهطور معناداری در جبران افت ظرفیت و تقویت آمادگی زمستانی کشور اثرگذار خواهد بود.
در میان پروژههای تعریفشده، نام سه میدان بیشتر جلب توجه میکند: دی، توس و خارتنگ. این میدانها قرار است بخشی از بار کمبود را بر دوش بکشند و با تکمیل چاههای جدید، پیش از ورود به فصل سرد، به شبکه سراسری متصل شوند.
اهمیت این سه میدان فقط در حجم تولیدشان نیست؛ بلکه در زمانبندی ورود آنهاست. در حوزه انرژی، گاهی زمان بهرهبرداری به اندازه خود حجم تولید اهمیت دارد، و شاید حتی بیشتر. چاهی که چند ماه زودتر به مدار بیاید، در آستانه زمستان میتواند نقش تعیینکنندهای در مهار بحران ایفا کند.
بر اساس برنامه اعلامشده، با راهاندازی پنج حلقه چاه جدید، ظرفیت تولید روزانه۱۵.۷ میلیون مترمکعب افزایش مییابد. این رقم، بهتنهایی بخشی چشمگیر از شکاف موجود را پوشش میدهد و نشان میدهد طرح ضربتی، یک عنوان تبلیغاتی نیست، بلکه پشت آن پروژههای مشخص و زمانبندیشده قرار دارد.
در کنار این پروژهها، ایستگاه تقویت فشار میدان هما نیز قرار است در ابتدای پاییز وارد مدار شود و روزانه ۵.۵ میلیون مترمکعب به خوراک پالایشگاه پارسیان اضافه کند. این بخش از برنامه شاید در نگاه نخست کمتر دیده شود، اما در واقع یکی از حلقههای مهم حفظ پایداری تولید است، راهاندازی چنین ایستگاههایی، در عمل ضامن آن است که تولید روی کاغذ، به تحویل واقعی در شبکه تبدیل شود.
از مشعل تا ثروت؛ بخش دیگری از پازل افزایش تولید
یکی از محورهای کمتر دیدهشده اما بسیار مهم در سیاست جدید وزارت نفت، جمعآوری گازهای همراه نفت است؛ همان گازهایی که سالها در بخشی از میادین نفتی سوزانده میشدند یعنی هم آلاینده محیط زیست بودند و هم ثروت ملی دود می شد؛ اما اکنون اعلام شده که ۳۰ قرارداد در این حوزه فعال است و پنج طرح بزرگ نیز در آستانه بهرهبرداری قرار دارند. برنامهای که در ادامه سیاستهای سال گذشته دولت چهاردهم برای مدیریت و ساماندهی این گازها اجرا میشود.
باید پذیرفت در شرایطی که هر مترمکعب گاز میتواند در فصل سرد تعیینکننده باشد، جمعآوری این گازها راهی سریع و اقتصادی برای افزودن به ظرفیت قابلاستفاده کشور به خصوص برای تامین خوراک مورد نیاز پتروشیمیهاست؛ از منظر اصلاح حکمرانی انرژی نیز کشوری که گاز مشعل را به چرخه مصرف و تولید بازمیگرداند، در واقع همزمان سه کار انجام میدهد: اتلاف را کم کرده، درآمد و ارزش افزوده را افزایش داده و فشار بر توسعه میادین جدید را تا حدی تعدیل میکند.
نمونه روشن این رویکرد، عملکرد کارخانه NGL ۳۱۰۰ است که توانسته روزانه سه تا چهار میلیون مترمکعب گازهای مشعل غرب کشور را جمعآوری و وارد زنجیره مصرف کند. این عدد شاید در مقایسه با تولید پارس جنوبی بزرگ به نظر نرسد، اما در منطق بهرهوری و تکمیل ظرفیت، بسیار معنادار است. مجموعه همین پروژههاست که در کنار تولید از میادین جدید، بدنه عرضه کشور را مقاومتر میکند.
در دنیای انرژی، خرابی تجهیزات را میتوان تعمیر کرد، اما اعتماد بهمراتب سختتر بازسازی میشود. وقتی یک شبکه انرژی دچار اختلال میشود، فقط مسئله کاهش تولید مطرح نیست؛ نگرانی از تکرار، ترس از کمبود و تردید نسبت به پایداری آینده نیز فعال میشود. از همین رو، یکی از مهمترین ابعاد بازگرداندن سریع ظرفیت، ترمیم همین اعتماد است که در سطح افکار عمومی، صنایع بزرگ، مصرفکنندگان عمده و حتی در سطح ارزیابیهای کلان شکل می گیرد.
اینکه صنعت نفت توانسته در مدت کوتاه، بخشی از ظرفیت از دسترفته را احیا کند و همزمان برنامههای افزایش تولید، تکمیل چاهها، راهاندازی ایستگاههای تقویت فشار، سناریونویسی زمستانی و جمعآوری گازهای همراه را پیش ببرد، نشان میدهد که با یک واکنش تکبعدی مواجه نیستیم؛ بلکه با یک نقشه چندلایه برای تثبیت امنیت انرژی روبهرو هستیم.
بازگشت روزانه ۳۰ میلیون مترمکعب ظرفیت فرآورش گاز، روایتی از تابآوری، مدیریت بحران و بازتعریف امنیت انرژی در یکی از حساسترین مقاطع زمانی کشور است. این ظرفیت، معادل گرمای خانههای میلیونها ایرانی، برق هزاران مگاوات نیروگاه، خوراک چندین مجتمع بزرگ صنعتی و جلوگیری از مصرف دهها میلیون لیتر سوخت مایع است. به همین دلیل، احیای آن را باید نه فقط یک موفقیت در سطح عملیات، بلکه یک رخداد مهم در سطح حکمرانی انرژی دانست.
اکنون، در کنار این بازسازی، طرح ضربتی افزایش تولید در میادین خشکی، بهرهبرداری از چاههای جدید در دی، توس و خارتنگ، تقویت میدان هما، طراحی ۱۲ سناریوی عملیاتی و پیشبرد پروژههای جمعآوری گازهای همراه، نشان میدهد که وزارت نفت در پی آن است که از دل یک تهدید، یک آرایش جدید برای پایداری بیشتر شبکه بسازد.
در جهانی که اختلال در انرژی میتواند بهسرعت به بحران اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود، کشورها نه فقط با حجم ذخایر، بلکه با سرعت واکنش، کیفیت مدیریت و توان بازسازیشان سنجیده میشوند. از همین رو، احیای این ظرفیت و برنامههای موازی افزایش تولید، فقط بازگشت گاز به مدار نیست؛ بازگشت اطمینان به شبکه انرژی کشور است