نورنیوز-گروه بینالملل: بیارادگی آمریکا در برابر تجاوزگریهای رژیم صهیونیستی به لبنان، در حالی ابهامات فراوانی را درباره روند توافق اسلامآباد و میزان اعتماد جهانی به رویکرد مذاکراتی و ادعاهای صلحجویانه ترامپ پدید آورده است که مواضع روزهای اخیر مقامات ارشد آمریکا درباره رژیم صهیونیستی، پرده از واقعیتهایی برداشته که ماهیت بسیاری از تحولات منطقه، بهویژه دروغین بودن ادعاهای سران این رژیم درباره پیروزی در تحولات منطقه و نیز نقش مستقیم آمریکا در بحرانهای جاری را آشکار میسازد.
ترامپ؛ اعترافی که افسانه قدرت اسرائیل را فرو ریخت
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در گفتوگو با وبگاه آکسیوس اعلام کرد: «اگر مداخله من نبود، اسرائیل نابود میشد.»
سخنان ترامپ اشاره به جنگ رمضان و پاسخهای کوبنده جبهه مقاومت به تجاوزگری نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی دارد. این اعتراف از دو منظر قابل تأمل است.
نخست آنکه سران رژیم صهیونیستی، بهویژه نتانیاهو، مدعیاند که در جنگهای منطقه، از جمله علیه ایران، دستاوردهای فراوانی به دست آوردهاند و توان هرگونه حمله جدید را نیز دارند. اعتراف ترامپ، پوچ بودن این ادعاها را آشکار ساخته و نشان میدهد که این رژیم، بدون دخالت آمریکا، حتی توان یک روز دوام آوردن را ندارد؛ و این، در حقیقت، اعترافی است به اقتدار مقاومت؛ مقاومتی که معادلات منطقه را از کنش به واکنش و از تسلیم شدن به تسلیمسازی تغییر داده است.
دوم آنکه سخنان ترامپ، واهی بودن ادعای استقلال رژیم صهیونیستی از آمریکا در تجاوزگری به منطقه را نمایان میسازد. او پیش از این نیز عنوان کرده بود که با یک تماس تلفنی مانع از حمله به ضاحیه شده است. این سخنان را باید نشانهای از چراغ سبزهای آمریکا برای نسلکشی در غزه و لبنان و نیز تجاوزگری در منطقه دانست.
امروز آمریکا دیگر نمیتواند مدعی شود که تجاوز به لبنان و نقض آتشبس، رویکردی شخصی از سوی رژیم صهیونیستی است؛ بلکه باید آن را در چارچوب بحرانسازیهای آمریکا در منطقه ارزیابی کرد؛ رویکردی که در کنار راهبرد دیرینه حفظ منافع در سایه بحران، میتواند تلاشی برای امتیازگیری در روند تفاهم اسلامآباد باشد؛ هرچند اقتدار ایران در بستن تنگه هرمز و نیز مشروط ساختن مذاکرات به اجرای بندهای اصلی، بهویژه پایان جنگ در تمام جبههها، این معادله را با چالش جدی مواجه ساخته است.
ونس؛ اعترافی به انزوای جهانی رژیم صهیونیستی
نکته مهم دیگر در مواضع آمریکاییها درباره رژیم صهیونیستی، اظهارات ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، است که به سران این رژیم هشدار میدهد:
«اگر جای آنها بودم، به تنها متحد خود حمله نمیکردم. ترامپ در حال حاضر تنها رئیسکشوری در سراسر جهان است که نسبت به اسرائیل ابراز همدلی میکند. دو سوم تسلیحات دفاعی که از سرزمین شما محافظت کردهاند، توسط آمریکاییها ساخته شده و با پول مالیاتدهندگان آمریکایی تأمین شده است.»
ونس با این مواضع تند، هرچند میکوشد به انتقادهای گسترده مردمی و برخی چهرههای سیاسی درباره ورود آمریکا به جنگ به خاطر رژیم صهیونیستی پاسخ دهد، اما در نهایت به حقیقتی بزرگ اعتراف میکند و آن، انزوای جهانی رژیم صهیونیستی است.
رژیمی که با تکیه بر سلطه رسانهای و حمایتهای غرب، مدعی جایگاهی جهانی نزد افکار عمومی بود، از زمان طوفانالاقصی تاکنون چنان با انزوا و انزجار جهانی مواجه شده که به اذعان ونس، تنها متحد باقیماندهاش آمریکاست؛ البته آمریکایی که صرفاً سران کاخ سفید و برخی سیاستمداران آن، با توهمات گذشته، همچنان مطیع لابی صهیونیستیاند، در حالی که ۷۰ درصد جامعه آمریکا خواستار پایان کمکها به این رژیم هستند.
این انزوا تا آنجاست که حتی اتحادیه اروپا نیز تحت فشار افکار عمومی، به اعمال تحریمهایی علیه شهرکنشینان و برخی مقامات این رژیم روی آورده است.
این وضعیت را میتوان دستاوردی بزرگ برای جبهه مقاومت دانست؛ جبههای که با بیدارسازی افکار عمومی، ایستادگی و آشکار ساختن ماهیت تروریستی رژیم صهیونیستی، فلسطین و مقابله با این رژیم را به مسئله نخست جهان تبدیل کرده است.
اعترافات ونس را باید سندی دیگر بر دروغ بودن ادعاهای سران رژیم دانست؛ ادعاهایی مبنی بر نابودی مقاومت و دستیابی به موقعیت برتر جهانی؛ حال آنکه این اراده و ظرفیتسازی جهانی مقاومت است که انزوای رژیم صهیونیستی را رقم زده و دلخوش کردن این رژیم به سازشکاریهای منطقهای کوچکی همچون سومالیلند، خود نمودی از همین وضعیت است.
سخنان سفیر آمریکا؛ رازی که از پیوند واشنگتن و تلآویو پرده برداشت
نکته قابل توجه دیگر در مواضع مقامات آمریکایی درباره رژیم صهیونیستی، سخنان سفیر این کشور در سرزمینهای اشغالی است.
«مایک هاکبی»، سفیر آمریکا در سرزمینهای اشغالی، اظهار داشت: «اگر اسرائیل وجود نداشت، ایالات متحده نیز وجود نداشت.»
هرچند برخی این سخنان را برگرفته از اعتقادات شخصی او میدانند؛ همانگونه که پیشتر در نشست سالانه رؤسای سازمانهای بزرگ یهودی آمریکا گفته بود: «من یک مسیحی صهیونیست هستم و برخی مفهوم آن را درک نمیکنند. ما باور داریم اگر یهودیت نبود، مسیحیت نیز وجود نداشت.»
اما سکوت کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا در قبال سایر مواضع او ـ از جمله ادعای حق اسرائیل برای سلطه بر کل خاورمیانه و اینکه جنگافروزی آن علیه لبنان دفاع است نه تجاوزگری ـ نشان میدهد که این سخنان نه رویکردی فردی، بلکه نشأتگرفته از تفکرات حاکم بر ساختار سیاسی آمریکاست.
این سخنان بیانگر آن است که هرچند افرادی همچون ترامپ و ونس، به دلیل شرایط پیشآمده، به برخی رازهای پنهان روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی و نیز انزوای جهانی آن اعتراف کردهاند، اما در نهایت وابستگی آنان به لابی صهیونیستی همچنان ادامه دارد؛ از این رو، مواضع مقاومت و ایران مبنی بر بیاعتمادی به آمریکا، دیدگاهی واقعگرایانه و منطقی به شمار میرود.
رویکردی که بر اساس آن، هرچند مذاکرات بر پایه حسن نیت ادامه یافته است، اما به دور از اعتماد به آمریکا بوده و دستان نیروهای مسلح همچنان روی ماشه است، مقاومت در آمادگی کامل به سر میبرد و بسته بودن تنگه هرمز با مدیریت هوشمند ایران، اصلی مهم در مقابله با بدعهدیهای طرف مقابل محسوب میشود.
سخنان سفیر آمریکا نشان میدهد که واشنگتن همچنان در جداسازی منافع خود از لابی صهیونیستی ناتوان است؛ از این رو، هر لحظه امکان بروز شرارتها و جنایات آمریکایی ـ صهیونیستی وجود دارد و تنها راه مقابله با آن، اتحاد میدان، دیپلماسی، خیابان و وحدت جبهههاست؛ اتحادی که میتواند رژیم صهیونیستی را منزوی و آمریکا را وادار به پذیرش خواستههای بهحق مقاومت کند.
نورنیوز