نورنیوز-گروه بینالملل: جهان در حالی معطوف به توافق ۱۴ بندی ایران و آمریکا و تأثیرات آن بر پایان جنگ در سراسر غرب آسیا، از جمله لبنان، و نیز تبعات اقتصادی بازگشایی تنگه هرمز با مدیریت ایران است که رژیم صهیونیستی همچنان به نقض آتشبس و تجاوزگری در منطقه ادامه میدهد و بر آن است تا این رفتار را به رویهای عادی تبدیل کرده و خود را از اصل پایان جنگ در تمامی جبههها مبرا سازد.
این اقدام، هرچند در ظاهر قدرتنمایی سران این رژیم، بهویژه نتانیاهو، تلقی میشود، اما نگاهی واقعبینانه، بیانگر وضعیتی بحرانی در داخل و عرصه جهانی برای این رژیم است؛ به گونهای که تحت تأثیر دستاوردهای مقاومت و بیداری جهانی، حتی متحدان غربی آن نیز ناگزیر در برابرش قرار گرفتهاند. روندی که هرچند گامی مثبت به شمار میرود، اما نیازمند اقدامات عملی جهانی برای مجازات و بازداشت رژیم صهیونیستی از استمرار اشغالگری و جنایاتش است؛ در غیر این صورت، سلاح مقاومت این رژیم را سر جای خود خواهد نشاند.
شکافهای عمیق داخلی؛ رژیمی در آستانه فرسایش سیاسی
رژیم صهیونیستی از روی اجبار، تن به برگزاری انتخابات زودهنگام داده است تا پیش از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، تکلیف ساختار سیاسی این رژیم مشخص شود؛ اما شواهد امر نشان میدهد که نتانیاهو و حزب حاکم لیکود بخت چندانی برای ماندن در قدرت ندارند؛ چنانکه براساس نظرسنجیها، ۶۹ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست به مخالفان نتانیاهو خواهد رسید که عملاً به حیات سیاسی او پایان میدهد.
در همین حال، در سطح کلان نیز جنگافروزیهای مستمر، آن هم در شرایطی که اهداف اعلامی آن محقق نشده، شکاف و چندپارگی در ساختار اجتماعی این رژیم را تشدید کرده است؛ اعتراضات حریدیها به خدمت سربازی، تجمعات ضدجنگ و نیز آمارهای منتشر شده از هزینههای سنگین جنگافروزی بر اقتصاد این رژیم، همگی فضایی پرتنش و بحرانی را در داخل سرزمینهای اشغالی رقم زدهاند.
انزوای فزاینده؛ جهان در برابر تلآویو
هرچند رژیم صهیونیستی با اتکا به لابیهای گسترده و سلطه بر فضای رسانهای توانسته بود خود را از انزوای منطقهای به رویکردی فراپیرامونی معطوف سازد، اما از زمان طوفانالاقصی، بیداری جهانی نسبت به مسئله فلسطین شدت گرفته است؛ به گونهای که در کنار ملتها، دولتها نیز ناگزیر به صفبندی در برابر این رژیم روی آوردهاند.
کشورهای غربی، از اروپاییها گرفته تا آمریکا، که طی چند دهه حیات نامشروع رژیم صهیونیستی در تمامی زمینهها پشتیبان آن بودهاند، این روزها نیز نه از سر بشردوستی، بلکه از روی اجبار، مواضعی انتقادی و در مواردی تنبیهی علیه این رژیم اتخاذ کردهاند.
کایا کالاس، در جریان مذاکرات سطح بالا در مکزیک، رژیم اسرائیل را با رژیم آپارتاید سابق آفریقای جنوبی مقایسه کرد. رژیم صهیونیستی نیز در واکنش به این اظهارات، اعلام کرد روابط خود را با او قطع میکند.
در همین حال، در انتقادی نادر از نتانیاهو، ونس، معاون ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، عنوان کرد: «در سه ماه گذشته، دو سوم تسلیحات دفاعیای که از اسرائیل محافظت کردهاند، به دست آمریکاییها ساخته شده و از محل مالیات شهروندان آمریکایی تأمین مالی شدهاند. مشکل اسرائیل دونالد ترامپ نیست. هر کسی در اسرائیل که فکر میکند بزرگترین مشکلش رئیسجمهور ایالات متحده است، باید بیدار شود و واقعیت شرایطی را که آن کشور در آن قرار دارد، بپذیرد.»
همچنین ترامپ در اظهاراتی تازه، با اشاره به روابط خود با بنیامین نتانیاهو گفت احتمال حمایت از او در انتخابات پیشرو وجود دارد، اما تأکید کرد نخستوزیر اسرائیل باید رفتاری منطقیتر در پیش گیرد.
این رویکردها، هرچند در ظاهر بر اساس منافع آمریکا و برخی اهداف شخصی و انتخاباتی است، اما در نهایت باید آن را ریشهدار در تحولات درونی غرب و جهان دانست؛ به گونهای که حتی ترامپ نیز برای کاهش انتقادها، مدیریت انتخابات پیشرو و نیز خروج از بحران جنگافروزی علیه ایران که به رسوایی برایش بدل شده، گزینهای جز انتقاد از نتانیاهو و مشروطسازی حمایت از او ندارد.
این وضعیت بحرانی جهانی برای صهیونیستها تا آنجاست که روزنامه هاآرتص با انتشار اسنادی از هزینه ۴۰ میلیون دلاری اسرائیل برای ترمیم چهره خود در آمریکا خبر داده است. همچنین ناحوم برنیاع، تحلیلگر پایگاه خبری عبریزبان واینت و روزنامه یدیعوت آحارانوت، در مقالهای اعتراف کرد: برخلاف نگاهی که ما به خودمان داریم، دهها انجمن و سازمان در جهان غرب، اسرائیل را تهدیدی برای ثبات و صلح جهانی میدانند و این رویکرد پس از نقشآفرینی تلآویو در جنگ علیه ایران به شدت افزایش یافته است.
حیات در سایه جنگ؛ راهبردی برای بقا
نگاهی ریشهای به چند دهه حیات نامشروع رژیم صهیونیستی نشان میدهد که سران این رژیم همواره بقای سیاسی خود و ماهیت پوسیده آن را در اشغالگری و جنگافروزی جستوجو کردهاند.
بر همین اساس است که در مقطع کنونی نیز، هرچند حتی آمریکا و اروپا که حامی و همراه مطلق جنایات این رژیم هستند، بر پایان جنگ در تمامی جبههها تأکید دارند، اما سران این رژیم همچنان جنگ و اشغالگری را محور حیات خود میدانند؛ چنانکه نتانیاهو رسماً از استمرار اشغال لبنان، بهرغم اذعان آمریکا بر لزوم پایان جنگ در همه جبههها، خبر داده است.
به نظر میرسد این رژیم، در صورت اجبار به پایبندی به این تعهد، با تجاوز به سوریه، غزه و کرانه باختری، به دنبال استمرار روند حیات خود در میان جنگها باشد.
مقاومت؛ عامل تغییر موازنه منطقهای و جهانی
نکته بسیار مهم آن است که آنچه امروز در منطقه و جهان جریان دارد؛ یعنی انزوای سنگین رژیم صهیونیستی و رویکرد اجباری غرب به صفآرایی در برابر آن، نه برگرفته از دیپلماسی و سازشکاری، بلکه نتیجه اقداماتی است که از سوی جبهه مقاومت صورت گرفته است.
مقاومتی که طراحی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای خاورمیانه جدید، مبتنی بر تجزیه کشورها و تسلیمسازی ملتها را بر باد داد و موازنهای جدید را رقم زد.
دستاوردهای ایران در جنگ رمضان، از جمله مدیریت هوشمند تنگه هرمز، همچنین اقدامات گسترده حزبالله در زمینگیر کردن دشمن و حمایتهای مقاومت یمن و عراق، زمینهساز این دستاورد بزرگ شده است؛ رویهای که نشان داد تنها راه رسیدن منطقه به ثبات، مقاومت مبتنی بر دیپلماسی اقتدار و خروج از روند سازشکاری است.
از محکومیت لفظی تا اقدام عملی
اصل مهمی که همه بازیگران منطقهای و فرامنطقهای باید به آن توجه داشته باشند، این است که هرچند انتقادهای کلامی از رژیم صهیونیستی و برخی اقدامات نظیر تحریم شهرکنشینان یا ممنوعیت سفر برخی مقامات این رژیم، گامی مثبت در تحقق صلح و امنیت منطقه به شمار میرود، اما این اقدامات توان بازدارندگی رژیمی را که امروز حتی به ایجادکنندگان و حامیان غربی خود نیز رحم نمیکند، نخواهد داشت و نیازمند اقدامات عملی است.
امروز آمریکا و اروپا، به جای وعدهدرمانی و انتقادهای لفظی، باید از ظرفیتهای نظامی، اقتصادی و سیاسی خود برای مقابله با این رژیم بهره گیرند که پایان دادن به اشغالگری آن در لبنان میتواند نخستین گام در این مسیر باشد.
غرب باید حسن نیت خود و نیز واقعی بودن صفبندی در برابر رژیم صهیونیستی را با اذعان به ماهیت جنایتکار این رژیم و اعمال تنبیهات و مجازاتهای عملی علیه آن نشان دهد؛ در غیر این صورت، مقاومت آمادگی دارد تا همچون گذشته، متجاوزان را سر جای خود بنشاند.
نورنیوز