نورنیوز-گروه بینالملل: امضای یادداشت تفاهم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در اسلامآباد، به یکی از مهمترین رویدادهای سیاسی روزهای اخیر تبدیل شده است. این توافق که بهصورت دیجیتال و غیرحضوری توسط مسعود پزشکیان رئیسجمهور ایران و دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا امضا شد و شهباز شریف نخستوزیر پاکستان نیز آن را تأیید کرد، با بازتاب گستردهای در محافل سیاسی و رسانهای جهان همراه بوده است.
بسیاری از تحلیلگران و شخصیتهای سیاسی، این توافق را نشانهای از تغییر در موازنه قدرت منطقهای و بینالمللی میدانند. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، این توافق را یک گشایش مهم ارزیابی کرده و معتقد است که میتواند زمینه مذاکرات عمیقتر هستهای را فراهم کرده و به کاهش بحران جهانی انرژی کمک کند.
بن رودز، قائممقام پیشین مشاور امنیت ملی آمریکا نیز با اشاره به هزینههای سنگین جنگ، این توافق را فرصتی برای جلوگیری از تشدید تنشها دانسته است. او معتقد است بازگشت به مسیر مذاکره، هرچند با اهداف اولیه واشنگتن فاصله دارد، اما میتواند از وقوع بحرانهای گستردهتر جلوگیری کند.
رابرت مالی، مذاکرهکننده سابق آمریکا، بازگشایی تنگه هرمز را یکی از مهمترین نتایج این توافق میداند. به اعتقاد او، اگرچه جنگ و تنشهای گذشته خسارتهای فراوانی بر جای گذاشته است، اما بازگشت به دیپلماسی و کاهش خطر درگیری، دستاوردی مهم برای منطقه و اقتصاد جهانی محسوب میشود.
در مقابل، مقامات و چهرههای سیاسی اسرائیل با نگرانی به این توافق نگاه میکنند. بن گویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل، معتقد است این توافق هیچ تضمینی برای امنیت اسرائیل ایجاد نمیکند و نباید به کاهش فشار بر گروههای مقاومت یا تغییر وضعیت مناطق مورد مناقشه منجر شود.
آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع پیشین اسرائیل نیز با انتقاد شدید از این روند، اعلام کرده است که هیچیک از اهداف موردنظر تلآویو در این توافق محقق نشده و از دید او، این توافق یک شکست سیاسی و امنیتی برای اسرائیل به شمار میرود.
عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب، توافق اخیر را نشانه پذیرش واقعیتهای جدید منطقه از سوی آمریکا میداند. او بر این باور است که واشنگتن پس از تجربه جنگ و هزینههای فراوان آن، ناچار به پذیرش بخشی از مطالبات تهران شده و این مسئله به تثبیت موقعیت منطقهای ایران انجامیده است.
جان آلترمن، پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی نیز معتقد است ایران حتی در شرایط فشار و محدودیت، توانسته است نقش خود را در یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان یعنی تنگه هرمز حفظ کند و این موضوع در محاسبات قدرتهای جهانی تأثیرگذار خواهد بود.
در همین حال، تاکر کارلسون، مجری و مفسر آمریکایی، این توافق را با بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ مقایسه کرده و مدعی شده است که پذیرش نقش تعیینکننده ایران از سوی آمریکا، نشانهای از تغییرات عمیق در ساختار قدرت جهانی است. به گفته او، واشنگتن با این توافق نشان داده که استفاده صرف از قدرت نظامی، دیگر تضمینکننده تحقق اهداف سیاسی نیست.
سوزان رایس، مشاور امنیت ملی پیشین آمریکا نیز با نگاهی انتقادی، این توافق را نتیجه مجموعهای از تصمیمات اشتباه راهبردی دانسته و آن را «سندی تکاندهنده» توصیف کرده است. او معتقد است پیامدهای این توافق میتواند سالها بر سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا تأثیرگذار باشد.
مجموع این واکنشها نشان میدهد یادداشت تفاهم اسلامآباد، صرفنظر از ابعاد اجرایی و سیاسی آن، به نقطهای مهم در تحولات منطقهای و بینالمللی تبدیل شده است؛ توافقی که موافقان آن را نشانه تثبیت جایگاه ایران و مخالفانش آن را آغاز دورهای تازه از تغییرات ژئوپلیتیکی میدانند.
نورنیوز