نورنیوز-گروه فرهنگی: اندیشه علامه محمد اقبال لاهوری بر محور «خودی»، بیداری امت و احیای روح اسلامی شکل گرفته است. در این منظومه فکری، نهضت امام حسین تنها یک واقعه تاریخی نیست، بلکه سرچشمه حیات معنوی اسلام و رمز پویایی تمدن اسلامی به شمار میرود.
از نگاه اقبال، کربلا نقطه تمایز میان «ایمان زنده» و «قدرت مرده» است. او باور دارد که امام حسین(ع) با قیام خود، روح اسلام را از انحراف و سکون نجات داد و معنای واقعی آزادی و اراده انسانی را آشکار ساخت. در اندیشه او، اگر امت اسلامی بخواهد دوباره زنده شود، باید به پیام عاشورا بازگردد؛ پیامی که انسان را به ایستادگی در برابر ظلم و ساختن خویشتن دعوت میکند.
اقبال در اشعار خود بارها به عظمت این حقیقت اشاره کرده است:
رمزِ قرآن از حسین آموختیم
ز آتش او شعلهها افروختیم
در این نگاه، عاشورا تنها یک سوگ تاریخی نیست، بلکه سرچشمه آگاهی و حرکت است؛ آتشی که جهل و رکود را میسوزاند و انسان را به خودآگاهی میرساند.
او همچنین در تفسیر اثر تاریخی قیام امام حسین(ع) میگوید:
تا قیامت قطع استبداد کرد
موجِ خون او چمن ایجاد کرد
این بیت نشان میدهد که اقبال، عاشورا را یک حرکت جاودانه علیه استبداد میداند؛ حرکتی که اثر آن محدود به یک زمان نیست، بلکه تا پایان تاریخ امتداد دارد.
در ادامه همین نگاه، او به انحراف تاریخی پس از پیامبر(ص) اشاره کرده و میسراید:
چون خلافت رشته از قرآن گسیخت
حریت را زهر اندر کام ریخت
از منظر اقبال، قیام امام حسین(ع) پاسخی به همین انحراف و تلاشی برای بازگرداندن «حریت» و آزادی معنوی به جامعه اسلامی است.
او در جایی دیگر، با نگاهی عارفانهتر، حقیقت این قیام را چنین جمعبندی میکند:
هر که پیمان با هوالموجود بست
گردنش از بند هر معبود رست
در نگاه اقبال، امام حسین(ع) نماد انسانی است که با اتصال کامل به حقیقت الهی، از همه بندهای قدرت، ترس و دنیا رها شد و به بالاترین مرتبه آزادی رسید.
از این منظر، محرم در اندیشه اقبال فقط موسم اندوه نیست، بلکه موسم بیداری، خودسازی و بازگشت به خویشتن است؛ و عاشورا، مدرسهای است که در آن انسان میآموزد حقیقت را بر مصلحت، و ایمان را بر ترس مقدم بدارد.