نورنیوز-گروه سیاسی: طبعا فعلا منتشر نخواهد شد که به بررسی نقاط ضعف و قوت آن بپردازیم و قصد دارم در این یادداشت به جای پرداختن به متن، به فرامتن آن بپردازم. البته این متن توافقنامه نیست که بیانگر تعهدات دوطرف باشد! نقشه راهی است که نشان میدهد دوطرف برای رسیدن به توافق چه مسیری را باید طی کنند! و در این مسیر دو ماهه با احتمال تمدید است که حکومت باید دستش به سوی نخبگان جامعه، دانشگاهها و مراکز مطالعاتی دراز باشد و چه دوره سخت و پرآزمونی در برابر حکومت و جامعه قرار دارد؟! لذا تعجیل برای بیان نگرانیهای متنی و فرامتنی در این زمینه آنهم براساس پیشنویسهای غیررسمی، در محافل داخلی و خارجی کشور و ملتهب کردن جو داخلی تا آنجا که وزیر امور خارجه که ماموریت دیگری دارد ناچار شود در برنامه خبری صدا و سیما حاضر شود، دور از پختگی سیاسی و برای اهداف خاصی بود که خوشبختانه با صدور بیانیه شورای امنیت ملی در داخل آبی بر آتش ریخته شد! و در خارج نیز طبعا بازیهای جدید آغاز شده الا آنکه دغدغهمندان واقعی کمی به صورت واقعی با این روند برخورد خواهند نمود! بیانیه خوب و کمی با تاخیر شعام در مقابل تعجیل مخالفین داخلی تفاهم با امریکا با اهداف خاص که دارای تریبونهای متعدد هم هستند، اگر بیانگر قصد حکومت برای افزایش کاراییاش از طریق بهبود کارکرد نهادهای کشور باشد، باعث امیدواری و نشان از درک درست اوضاع، مدیریت واحد کشور و دوری از اداره جزیرهای آن و ارادهاش برای حفظ انسجام داخلی وتحقق اهداف ملی دارد! و به نظر میآید نهادهای نظامی و مسوولان کشور زود به این اهداف مخالفین تفاهم و اینکه تجمعات شبانه به عنوان نشانهای از انسجام داخلی توسط یک جناح در کشور در شرف مصادره است، واقف شدند! این بیانیه سبب آرامش روحی روانی جامعه و خوشحالی مضاعف مردم شد که حکومت به اهداف ملی و خواست مردم توجه دارد. بیانیه شعام هم توانست این اطمینان را به دولت بدهد که درصدد اجرای تفاهمنامه باشد و هم آرامش را به جامعه بازگرداند! و دولت هم از اینکه مردم از رفع سایه جنگ از کشور راضی هستند، خوشحال است! اما از خباثت اسراییل و اینکه ترامپ تا چه حد توانسته نتانیاهو و تندروهای اسراییلی را کنترل کند در شک است!
اما برگردیم به زمینههای صدور چنین بیانیهای و اینکه تلقی طرفهای خارجی از این التهاب اجتماعی داخلی چه بود؟ و به جای بحثهای حیدری-نعمتی و با پذیرش حق شهروندی در انتقاد از دولت و لزوم حفظ نشاط سیاسی اجتماعی ولی بدون آسیب به اوضاع روانی جامعه و انسجام داخلی شکل گرفته حول وحدت سرزمینی، اهداف مخالفین این تفاهم عبارت بود از: ۱- وزنکشی، سهمخواهی، حفظ بدنه سیاسی از طریق شانتاژ و اردوگاهکشی خیابانی! ۲- تصمیمسازی و ایجاد فشار سیاسی بر مسوولان ۳- بالا بردن انتظارات بدنه سیاسی و کاهش احتمال حذف گروه از صحنه اجتماعی، زیرا با این اهداف و فهم غلط از منافع ملی، مخالفین تفاهم با استفاده از لشکرکشی خیابانی و تجمعات شبانه که با هدف حفظ خیابان شکل گرفته بود و نه استفاده از آن علیه دولت، این مخالفت خود را تبدیل به بازیهای جناحی برای حذف رقبای درون اردوگاهی خود و نیز کشیدن قالیچه از زیر پای دولت نمودند که چنین رویکردی در صورت ادامه التهاب اجتماعی، سبب قطبی شدن جامعه و سرخوردگی عمومی میگردید که سم مهلک بود و از دستیابی به اهداف سیاست خارجی و مخصوصا رفع سایه جنگ جلوگیری میکرد!با این توضیحات برمیگردیم به فرامتن و توضیح این نقشه راه. استراتژی تیم دیپلماتیک ایران بر سه پایه استوار است:
1- شکستن حلقه یا گزاره دوگانه تسلیم یا جنگ که ترامپ میخواست در پرتو نظریه صلح از طریق قدرت برقرار کند. 2- عقب انداختن موضوعات مشکل و کشدار جهت بررسی بیشتر مانند هستهای 3- اولویت دادن به تعیین تکلیف مسائل مهم برای ایران مانند خاتمه جنگ در همه جبههها، خاتمه محاصره دریایی در مقابل تردد کشتیهای بیشتر از تنگه هرمز این سه بعد استراتژی را اگر در رئوس یک مثلث قرار دهیم ظرفیت و فضایی خلق میشود که در مذاکرات بین دوطرف با توجه به سختی مذاکره با ترامپ با همه ویژگیهای شخصیتی و اهدافش در مورد ایران و مخصوصا تاثیراتی که اسراییل و شخص نتانیاهو بر وی دارند و تلاش اسراییل برای جلوگیری از هرگونه تفاهم و نزدیکی ایران و امریکا، به یک نقشه راه هوشمندانه و دومرحلهای رسیدهایم:
1- در مرحله اول یک تفاهمنامهای بین دوطرف امضا خواهد شد که نقشه راه برای تهیه توافقنامه است و بیانگر قصد دوطرف برای خاتمه جنگ و رفع نیازها، انتظارات و دغدغههای ایران و امریکا باشد.
2-شروع مذاکرات فنی و کارشناسی در زمینههای مورد تفاهم و تهیه متن توافقنامه که بعید است در 60 روز تحقق یابد اما تفاهمنامه اجازه تمدید آن را داده است.
اما آنچه که شاید بیشترین سوال را ممکن است در افکار عمومی مطرح کند بحث تنگه هرمز و احتمال از دست دادن این قدرت بازدارندگی است که نیاز به توجه بیشتر و تبیین درست مساله دارد.
1-استفاده ایران از اهرم تنگه هرمز به عنوان عاملی بازدارنده، غولی است که امریکا در اثر تجاوز به ایران از بطری خارج کرده و دوباره به آن باز نمیگردد!
تنگه هرمز با اعمال حقوق ذاتی و حاکمیتی ایران بر این آبراه، به منظور دفع ضرر و حداکثرسازی امنیتش دیگر آن تنگه نخواهد شد! ولی نباید در ادامه فقط بر جنبه استفاده از ابزار نظامی تاکید کنیم، بلکه ابزارهای وجیه و افکار عمومی پسند سیاسی، حقوقی و دیپلماتیک هستند که باید بیشتر استفاده شوند.
چون کشتیها امنیت میخواهند و هرگونه ناامنی در تردد آنها خلل ایجاد میکند لذا استفاده هر لحظه از ابزار نظامی کار خیلی سختی نیست ولی استفاده دایمی هم درست نیست! نباید رویه شود تا بتوانیم از ترس و خاصیت بازدارندگی آن بیشتر استفاده کنیم و نه خود آن ابزار! مطالبه نخبگان از دولت باید باز بودن باشد و نه بسته نگه داشتن تنگه! سود ما با حفظ امنیت حداکثری برای کشور در باز بودن تنگه است و نه بسته بودن آن که میتواند علیه ایران اجماع جهانی به وجود آورد.
ایران مصمم است منبعد هزینه خدماتی که ارایه میدهد را دریافت کند و این خدماترسانی نظیر بازرسی کالا و کشتیها از نظر فنی، ناوبری، تامین امنیت، حفاظت زیست محیطی، سوخت رسانی، تعمیرنگهداری و خدمات حوضچهای، لایروبی، بیمه و... را محور تولید شغل و توسعه استانهای ساحلی با نگاه اقتصاد دریامحور که مثلا الان بندرعباس بالاترین درصد فقر را دارد، قرار دهد. ایران با هزینه سنگینی که پرداخت کرده الان به این ظرفیت به خوبی واقف شده و نباید آن را به مباحث جناحی و جنگ حیدری-نعمتی آلوده کرد بلکه بعد از اینکه اکنون جنبه ژئواستراتژیکی تنگه و نقش ایران برای تامین امنیتش برای دنیا تثبیت شده، دولت را باید برای ایفای وظیفه اصلیاش یعنی شکوفایی جنبه ژئواکونومیکی تنگه تشویق کرد! انشاءالله!
دیپلمات بازنشسته و استاندار پیشین هرمزگان
اعتماد