نورنیوز-گروه سیاسی: نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در حالی آغاز به کار کرده است که بر اساس گزارشهای منتشرشده، آمریکا با همراهی برخی کشورهای اروپایی درصدد تصویب قطعنامهای علیه ایران است. این اقدام، هرچند بخشی از پازل واشنگتن برای تحریف حقایق و جابهجایی جایگاه قربانی و متهم به شمار میرود، اما نتیجهای جز تداوم بمباران استقلال آژانس و تعمیق بیاعتمادی جهانی نسبت به نهادهای بینالمللی نخواهد داشت؛ بهویژه آنکه ایران بارها نشان داده است که به هر تهدیدی با قاطعیت پاسخ خواهد داد. از اینرو، پیامدهای این رفتار مغرضانه بر عهده غرب و آژانسی خواهد بود که ماهیت فنی و حرفهای خود را قربانی سیاسیکاریهای غرب و جاهطلبیهای فردی گروسی کرده است.
مهندسی روایت و وارونهنمایی واقعیتها
کارنامه دو دهه اقدامات خصمانه غرب علیه ایران در آژانس و شورای حکام، بیانگر رویهای ثابت و تکرارشونده است؛ رویهای مبتنی بر تحریف حقایق، تاریخنویسی دروغین، تبرئه متهم، محکومسازی قربانی و در نهایت تبدیل این نهاد بینالمللی به ابزاری برای اعمال فشار علیه ایران.
در مقطع کنونی نیز آمریکاییها همان مسیر را در پیش گرفتهاند؛ بهویژه آنکه از جنگ رمضان تاکنون، افکار عمومی جهان آمریکا و متحدانش از جمله رژیم صهیونیستی را جنایتکارانی مستحق مجازات و ایران را الگویی از اقتدار و صاحب مواضعی برحق میدانند که قربانی توهمات و سلطهگریهای افسارگسیخته نظام سلطه شده است.
واقعیت میدان آن است که آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنایتی آشکار، ایران را آماج تجاوز نظامی قرار داده و فجایعی بزرگ از جمله شهادت ۱۶۸ دانشآموز مینابی و رهبر سیاسی ـ معنوی جهان اسلام را رقم زدهاند. مراکز هستهای ایران بارها هدف حمله قرار گرفته است، آمریکا مکرراً تهدید به ربایش اورانیوم غنیسازیشده ایران کرده و دهها اقدام خصمانه دیگر را در دستور کار قرار داده است. این رفتارها بر اساس قوانین آژانس و حقوق بینالملل، مصداق جنایت جنگی و تهدید علیه بشریت بوده و عاملان و آمران آن باید مورد مجازات قرار گیرند.
آمریکاییها اکنون با ژستی حقبهجانب در آژانس به دنبال تاریخنویسی و روایتسازی مطابق خواست خود هستند تا ضمن سفیدسازی و عادیسازی این جنایات، زمینه را برای تکرار آنها فراهم سازند؛ چنانکه سال گذشته نیز جنگ ۱۲ روزه در سایه رفتار غیرحرفهای آژانس و قطعنامه دروغین غربیها شکل گرفت.
این روایتسازی دروغین تا آنجا پیش رفته است که خشم بسیاری از اعضا، از جمله روسیه را برانگیخته است. اولیانوف، نماینده روسیه، با اشاره به محتوای این پیشنویس تأکید کرده است که واشنگتن در تلاش است با تغییر روایت موجود، مسئولیت تحولات اخیر را از «طرف متجاوز» به «قربانی» منتقل کرده و همزمان مجموعهای از مطالبات جدید را متوجه تهران سازد. این افشاگریها بار دیگر نگاه سلطهگرایانه و ابزاری غرب به نهادهای بینالمللی را آشکار میسازد؛ رویکردی که تهدیدی جدی برای امنیت بینالملل محسوب میشود.
شورای حکام؛ ابزاری برای جبران شکستهای میدانی و دیپلماتیک
اگرچه آمریکا با جنگافروزی در پی تحقق اهدافی همچون تجزیه و حذف ایران از نقشه منطقه، سلب حقوق هستهای، پایان دادن به توان موشکی و پهپادی و حذف ایران از معادلات منطقهای بود، اما ایستادگی ملت ایران در میدان، خیابان و عرصه دیپلماسی و نیز شگفتانههایی که جبهه مقاومت در چارچوب وحدت میادین رقم زد، در کنار مدیریت هوشمندانه و مقتدرانه ایران بر تنگه هرمز، تمامی این معادلات را بر هم زد.
در ادامه، آمریکا با بهرهگیری از ابزار دیپلماسی، راهبرد تسلیمسازی را دنبال کرد، اما ایستادگی ایران بر حقوق و شروط مشروع خود، این ابزار را نیز ناکارآمد ساخت. آمریکا و رژیم صهیونیستی همچنین نقضهای مکرر آتشبس را به ابزاری برای چانهزنی و باجخواهی تبدیل کردند، اما واکنشهای قاطع ایران در هدف قرار دادن متجاوزان آمریکایی در خلیج فارس و نیز حملات کوبنده به رژیم صهیونیستی در حمایت از لبنان، این سناریو را نیز با چالش جدی مواجه ساخت.
نکته قابل توجه آنکه جامعه جهانی نیز در جنگ روایتها شکست سنگینی را بر آمریکا و رژیم صهیونیستی تحمیل کرده است؛ چنانکه بنا بر گزارشها، ۷۰ درصد مردم آمریکا خواستار پایان جنگافروزی علیه ایران شدهاند.
در چنین شرایطی به نظر میرسد آمریکا و برخی کشورهای اروپایی میکوشند با روایتسازیهای جعلی، ضمن سرپوش گذاشتن بر جنایات و شکستهای خود، اهداف محققنشده، بهویژه دسترسی به مراکز هستهای و اورانیوم غنیسازیشده ایران را از طریق فشارهای آژانسی دنبال کنند.
آژانس در سراشیبی سیاسیکاری و فروپاشی بیطرفی حرفهای
آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شخص گروسی، مدیرکل آن، بارها نشان دادهاند که از ماهیت فنی و حرفهای خود فاصله گرفته و عملاً به ابزاری در خدمت اهداف نظام سلطه و جاهطلبیهای فردی تبدیل شدهاند.
آژانس که طی سالهای ترور دانشمندان هستهای ایران سکوت اختیار کرده بود، در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان نیز به جای محکوم کردن تجاوز نظامی و بمباران مراکز و تأسیسات هستهای ایران، به انتشار گزارشهای بیاثر و حتی توجیه این حملات روی آورد. شخص گروسی نیز عملاً به بخشی از ماشین توجیهگر اقدامات آمریکا علیه ایران تبدیل شده است.
این سیاسیکاری در حالی صورت میگیرد که گزارش اخیر مؤسسه استکهلم درباره تسلیحات هستهای، از رویکرد گسترده قدرتهای هستهای به توسعه زرادخانههای اتمی حکایت دارد، اما آژانس در قبال این روند هیچ موضع یا اقدام مؤثری اتخاذ نکرده است.
اقدام اخیر آمریکا در ارائه قطعنامه علیه ایران و نیز گزارشهای مغرضانه و دوپهلو از سوی گروسی را میتوان مرحلهای تازه از خروج آژانس از مسیر فنی و حرفهای و ورود آشکار آن به عرصه سیاسیکاری دانست؛ روندی که بخشی از آن ناشی از سلطه غرب بر این نهادها و بخشی دیگر حاصل منافع و جاهطلبیهای شخصی افرادی چون گروسی است که چشم به دبیرکلی سازمان ملل متحد با حمایت غرب دوختهاند.
شکست پروژه اجماعسازی؛ از شورای امنیت تا شورای حکام
نکته مهم آن است که اگرچه غرب، بهویژه آمریکا، همچنان در پی سوءاستفاده از نهادهای بینالمللی برای پیشبرد اهداف سلطهجویانه خود است، اما ناکامی اخیر آنها در تصویب قطعنامه ضدایرانی در شورای امنیت به دلیل وتوی چین و روسیه و مخالفت برخی اعضا، مخالفت متحدان آمریکا در ناتو با ورود به جنگ علیه ایران بر سر تنگه هرمز و همچنین نگرانیهای موجود در آژانس نسبت به سیاسیکاری شورای حکام و تلاش آمریکا برای بیخاصیتسازی این نهاد از طریق داستانسراییهای دروغین علیه ایران، همگی نشانههای روشنی از افول توان اجماعسازی واشنگتن است.
این وضعیت، رسوایی بزرگی برای ترامپ محسوب میشود که مدعی ساختن «آمریکایی بزرگ» در جهان بود. ناتوانی آمریکا در ایجاد اجماع تا آنجا پیش رفته است که گزارشها از حذف برخی بندها، از جمله بند ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، از متن قطعنامه کنونی حکایت دارند تا از میزان مخالفتها با آن کاسته شود.
هزینههای سنگین دوگانگی آژانس و آینده مبهم اعتبار آن
اگرچه آمریکا با گروگان گرفتن و بمباران استقلال آژانس در پی بهرهبرداری ابزاری از این نهاد برای اعمال فشار بر تهران، سفیدسازی تجاوزگریها و کاهش قدرت چانهزنی ایران در مذاکرات است، اما تصویب چنین قطعنامهای ـ با هر میزان رأی در شورای حکام ـ نهتنها اهداف آمریکا را محقق نخواهد کرد، بلکه در گام نخست اعتبار آژانس را در سطح جهانی با چالشی جدی مواجه خواهد ساخت؛ چالشی که حتی میتواند زمینه خروج بسیاری از اعضا از این نهاد را فراهم آورد.
در گام دوم نیز تهران بارها نشان داده است که نه در میدان و نه در عرصه دیپلماسی حاضر به چشمپوشی از حقوق مسلم خود نیست و آمریکا با چنین اقداماتی نه قادر به بازگشایی تنگه خواهد بود و نه خواهد توانست به اورانیوم غنیسازیشده ایران دست یابد.
حاصل این رویکرد چیزی جز افزایش ابهام در پرونده هستهای و به حاشیه رفتن آژانس در معادلات ایران نخواهد بود. در عین حال، هرگونه تجاوزگری نیز با پاسخی قاطع مواجه خواهد شد؛ بهویژه آنکه از یک سو تهران خود را موظف به پیگیری انتقام خون شهدای جنگ ۱۲ روزه و رمضان میداند و آمریکا و صهیونیستها باید پاسخگوی خون پاک دانشآموزان مینابی باشند، و از سوی دیگر دیپلماسی برای ایران بخشی از نبرد در برابر متجاوزان محسوب میشود و در این مسیر نیز هیچگونه عقبنشینی از حقوق حقه خود را نخواهد پذیرفت.
نورنیوز