نورنیوز-گروه سیاسی: رفتار امنیتی ایران در چارچوبی تازه قابل فهم است؛ چارچوبی که در آن «انتظار برای ضربه» دیگر مبنای کنش محسوب نمیشود. در الگوی پیشین، منطق بازدارندگی بر این اصل استوار بود که تهدید ابتدا رخ دهد و سپس پاسخ در زمان و سطح انتخابی داده شود. این مدل، اگرچه کارکرد خود را در مقاطع مختلف نشان داد، اما همچنان ایران را در موقعیت واکنشی نگه میداشت.
آنچه در یکشنبه شب رخ داد، نشانهای از تغییر در همین نقطه کانونی است. به نظر میرسد تهران در حال فاصله گرفتن از منطق واکنش و حرکت به سمت «طراحی فعال صحنه درگیری» است؛ جایی که کنش نظامی نه صرفاً پاسخ، بلکه ابزار شکلدهی به رفتار طرف مقابل تلقی میشود.
نشانههای یک تغییر در سطح تصمیمسازی راهبردی
در سطح راهبردی، تغییر زمانی معنا پیدا میکند که «زمانبندی اقدام» از دست طرف مقابل خارج شود. در این چارچوب، اقدام نظامی دیگر در انتهای زنجیره تهدید قرار ندارد، بلکه میتواند در میانه یا حتی ابتدای چرخه محاسبه وارد شود.
در عملیات منسوب به یکشنبه شب، این منطق خود را در انتخاب و گستره اهداف نشان داد؛ از زیرساختهای هوایی تا مراکز شهری و نمادین در عمق سرزمینهای اشغالی. این الگو نشان میدهد که مسئله صرفاً پاسخ به یک رخداد مشخص نیست، بلکه بازتعریف رابطه میان «کنش» و «هزینه» در سطح منطقهای است.
در چنین وضعیتی، تصمیمگیری نظامی از حالت خطی خارج شده و به یک ابزار تنظیم رفتار در سطح کلان تبدیل میشود.
همزمانی جبههها و شکلگیری هندسه چندکانونی
در کنار این تغییر، آنچه اهمیت دارد نحوه همزمانی کنشها در چند جغرافیای متفاوت است. لبنان، یمن و سایر نقاط مرتبط با محور مقاومت، در یک بازه زمانی واحد وارد چرخه عملیاتی شدند؛ امری که تصویر سنتی از جنگهای منطقهای را دچار تغییر میکند.
حزبالله با حفظ فشار در جبهه شمالی، و انصارالله یمن با فعالسازی بُعد دریایی و حملات به عمق اهداف در یافا، نشان دادند که میدان دیگر یک نقطه متمرکز ندارد. این وضعیت الزاماً به معنای ساختار فرماندهی واحد نیست، بلکه بیانگر نوعی همترازی در فهم تهدید و همجهتی در پاسخ است.
نتیجه این همزمانی، شکلگیری یک هندسه چندکانونی از درگیری است که در آن هیچ جبههای مستقل از دیگری قابل مدیریت نیست.
بازتعریف مفهوم هزینه در معادلات امنیتی
در الگوی جدید، هزینه صرفاً به میزان خسارت فیزیکی محدود نمیشود. آنچه اهمیت پیدا میکند، سطح عدم قطعیت در تصمیمگیری طرف مقابل است. هرچه پیشبینیپذیری پاسخ کمتر شود، وزن بازدارندگی افزایش مییابد.
انتخاب اهداف حساس و چندلایه، از مراکز نظامی گرفته تا نقاط شهری و زیرساختی، نشاندهنده تلاش برای انتقال پیام در سطحی فراتر از تخریب مستقیم است. پیام اصلی این الگو آن است که دامنه پاسخ، قابل محدودسازی به یک نقطه یا یک جبهه نیست.
در چنین شرایطی، تصمیم برای اقدام نظامی به یک محاسبه پیچیده چندمتغیره تبدیل میشود که در آن ریسکها در چند سطح همزمان سنجیده میشوند.
گذار به بازدارندگی شبکهای و منطق اثرگذاری منطقهای
مجموعه این تحولات را میتوان در قالب گذار به «بازدارندگی شبکهای» توضیح داد؛ الگویی که در آن قدرت نه به صورت منفرد، بلکه در قالب پیوندهای منطقهای عمل میکند. در این ساختار، ایران بهعنوان هسته مرکزی یک شبکه عمل میکند که در نقاط مختلف توان اثرگذاری دارد.
این شبکه، از لبنان تا یمن، یک میدان واحد و پیوسته ایجاد میکند؛ میدانی که در آن تهدید و پاسخ در یک سطح خطی و ساده قابل تعریف نیستند. در نتیجه، معادله امنیتی منطقه وارد مرحلهای میشود که در آن هر اقدام، پیامدهایی فراتر از جغرافیای اولیه خود تولید میکند.
در این چارچوب، آنچه در یکشنبه شب رخ داد، نه صرفاً یک عملیات نظامی، بلکه نشانهای از تغییر در معماری فهم قدرت در منطقه است؛ تغییری که در آن کنش پیشدستانه و طراحی میدان، جایگزین انتظار برای وقوع بحران شده است.
نورنیوز