نورنیوز-گروه بین الملل: به گفته ناکامیتسو، در اوایل ماه مه، تیمی از سازمان منع سلاحهای شیمیایی (OPCW) به سوریه سفر کرده و پس از بازدید از چندین محل، اکنون آماده ارائه گزارشی است که نشان میدهد حجم قابل توجهی از تسلیحات شیمیایی اعلامنشده، مواد مرتبط و اسناد مربوطه ــ از جمله شواهدی از مهمات شیمیایی که پیشتر اعلام نشده بودند ــ کشف شده است. وی همچنین مدعی شد موشکهایی یافت شدهاند که از همان نوع موشکهای مورد استفاده در حمله شیمیایی ماه اوت ۲۰۱۳ به شهر غوطه سوریه بودهاند.
این گزارش بهاصطلاح امنیتساز، تنها مدت کوتاهی پس از بازدید از سوریه و در شرایطی منتشر شده است که سابقه رفتاری این نهاد بینالمللی در ارائه گزارشهای مغرضانه و سفارشی در چارچوب خواستههای غرب، بار دیگر ابهام در صداقت عملکرد نهادهای نظارتی جهانی را آشکار میسازد؛ بهویژه آنکه همزمانی انتشار این گزارش با تحولات شتابان غرب آسیا و تلاش آمریکا برای نجات رژیم صهیونیستی، خلع سلاح مقاومت و توجیه جنگافروزیهای جدید، بر دامنه این ابهامات افزوده است.
از کشف ادعایی تا تطهیر سیاسی؛ پروژه سفیدسازی تروریسم
گزارش سازمان ملل درباره تسلیحات شیمیایی سوریه در حالی با جزئیات فراوان و فضاسازی گسترده مطرح میشود که اصرار بر نسبت دادن این تسلیحات به نظام اسد، بدون تکمیل بررسیها و تحقیقات لازم، و نیز تأکید بر نقش دولت جولانی در کشفیات ادعایی، محل تأمل جدی است.
در همین چارچوب، واسیلی نبنزیا، نماینده روسیه در سازمان ملل، تصریح کرده است: «جای تعجب نیست که سازمان منع سلاحهای شیمیایی بدون انجام تحقیقات کافی، با شتاب در تلاش است تا درباره موادی که اخیراً کشف کرده، انگشت اتهام را به سوی طرفی خاص نشانه رود.»
با توجه به سوابق سازمان منع سلاحهای شیمیایی که بارها متهم به تهیه گزارشهای جهتدار و سفارشی بوده و نتایج چنین گزارشهایی در مواردی همچون اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ و دهها جنگافروزی آمریکا در جهان مشاهده شده است، گزارش اخیر نیز بیش از آنکه رنگ و بوی حقیقت داشته باشد، در راستای سیاستهای غرب برای سفیدسازی تروریسم یا همان حکومت تحریرالشام به ریاست جولانی ارزیابی میشود.
این برداشت زمانی تقویت میشود که اروپاییها از لغو تحریمهای سوریه سخن میگویند، آمریکا از گسترش روابط با دمشق خبر میدهد و تام باراک بهعنوان نماینده ویژه ترامپ در امور عراق و سوریه منصوب میشود. این روند تطهیر سیاسی در حالی دنبال میشود که گزارشها همچنان از وضعیت بحرانی امنیتی و اقتصادی در بخشهایی از سوریه، بهویژه مناطق علوینشین، حکایت دارد.
انحراف افکار عمومی از اشغالگری آمریکا و رژیم صهیونیستی
این گزارش ادعایی در شرایطی منتشر میشود که دو تحول مهم در سوریه در جریان است. از یک سو رژیم صهیونیستی همچنان به اشغال مناطقی از جولان تا ریف دمشق و نیز بمباران زیرساختهای امنیتی، نظامی و اقتصادی سوریه ادامه میدهد و از سوی دیگر آمریکا در پی افزایش حضور خود در سوریه با هدف سلطه بر منابع انرژی و تبدیل این کشور به پایگاه تحرکات منطقهای خویش است.
در چنین فضایی، گزارش مذکور میتواند به ابزاری برای توجیه اشغالگری و تجاوزات رژیم صهیونیستی در قالب ادعای نابودسازی تسلیحات نامتعارف سوریه تبدیل شود؛ روایتی که میکوشد چهره یک رژیم اشغالگر را به بازیگری مدعی تأمین امنیت جهانی بدل سازد. آمریکا نیز با تکیه بر چنین ادعاهایی و تحت پوشش همراهی با سازمان ملل، به تداوم اشغال و چپاول منابع سوریه مشروعیتبخشی میکند.
این سناریو زمانی جدیتر به نظر میرسد که گزارشهایی از فعال شدن مجدد داعش با حمایت جولانی، آمریکا و رژیم صهیونیستی برای اقدام علیه امنیت منطقه منتشر شده است.
مهندسی ناامنی با نسخه خلع سلاح مقاومت
نکته مهم آن است که از طوفان الاقصی و بهویژه از زمان جنگ رمضان و ابعاد گسترده جنایات آمریکایی ـ صهیونیستی، از جمله به شهادت رساندن ۱۶۸ دانشآموز مینابی در کنار شهادت دهها هزار کودک در غزه و لبنان، موجی جهانی علیه آمریکا و صهیونیستها شکل گرفته است. در مقابل، ایستادگی جبهه مقاومت الگوی نوینی از جنگهای نامتقارن را به نمایش گذاشته که از حمایت گسترده افکار عمومی جهان برخوردار شده است.
آمریکا که نه از مسیر نظامی و نه از طریق دیپلماسی نتوانسته است علیه ارکان مقاومت دستاوردی به دست آورد، اکنون با واقعیتی روبهروست که در آن ایران به بازیگری تعیینکننده در معادلات منطقه تبدیل شده و مدیریت هوشمندانه آن بر تنگه هرمز، ساختاری جدید در مناسبات جهانی پدید آورده است. در کنار آن، گروههای مقاومت از عراق و لبنان تا یمن و فلسطین نیز به مؤلفههای اثرگذار تصمیمسازی در منطقه تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد آمریکا با پروندهسازی جدید علیه مقاومت و طرح ادعای وجود تسلیحات شیمیایی پنهان در نظام اسد ــ که از متحدان مقاومت محسوب میشد ــ در پی تخریب چهره مقاومت و افزایش فشارها برای خلع سلاح این گروههاست؛ رویکردی که هدف نهایی آن، بیدفاعسازی کشورهای منطقه در برابر رژیم صهیونیستی و همزمان افزایش فشار بر ایران در روند مذاکرات است.
ادعاهای زودهنگام «تمی بروس»، سفیر و معاون نمایندگی آمریکا در سازمان ملل، که پیش از تکمیل تحقیقات، نظام اسد را عامل پنهانکاری شیمیایی معرفی میکند، میتواند شاهدی بر این طراحی باشد؛ طراحیای که هدف نهایی آن خلع سلاح گروههای مقاومت و فراهمسازی زمینه اقدام علیه ایران است.
ادعای توافق سهجانبه آمریکا، لبنان و رژیم صهیونیستی برای خلع سلاح حزبالله، مأموریت تام باراک در عراق برای خلع سلاح گروههای مقاومت، گزارش مغرضانه گروسی درباره فعالیتهای هستهای ایران و نیز تکرار ادعاهای ترامپ درباره جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هستهای، همگی در کنار یکدیگر اجزای این سناریو را تکمیل میکنند؛ سناریویی که همزمان پرونده فعالیتهای پنهانی هستهای رژیم صهیونیستی و جنایات این رژیم در غزه و کرانه باختری را به حاشیه رانده و حتی قتلعام دانشآموزان مینابی را نیز در مسیر سفیدسازی و توجیه دور تازهای از اقدامات خصمانه علیه ایران قرار داده است.
تکرار یک الگوی آشنا در لباس گزارشهای بینالمللی
در مجموع، آنچه در گزارش ادعایی سازمان ملل درباره سلاحهای شیمیایی سوریه در دوران اسد مشاهده میشود، بیشباهت به ادعاهای کلاهسفیدها در سالهای گذشته و نیز گزارشهای جهتدار آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره ایران نیست؛ گزارشهایی که همواره صداقت حرفهای و بیطرفی این ساختارها را با پرسشهای جدی مواجه ساختهاند.
بهویژه آنکه انتشار چنین گزارشهایی دقیقاً در مقاطعی صورت میگیرد که آمریکا بیش از هر زمان دیگری در پی توجیه، سفیدسازی، عادیسازی و مشروعیتبخشی به اقدامات و جنایات خود و رژیم صهیونیستی است.
نورنیوز