نورنیوز-گروه بینالملل: اروپاییها در حالی با بحرانی عمیق، بهویژه در حوزه اقتصاد و انرژی، دستوپنجه نرم میکنند که برای سرپوش گذاشتن بر ناکامیهای خود، به تداوم و تشدید جنگ اوکراین دامن میزنند. مجموعه رفتارهای عملی آنان در نقض آشکار حقوق بینالملل ـ از توقیف نفتکش روسی گرفته تا مواضع جانبدارانه در قبال دفاع مشروع ایران در برابر تجاوزات آمریکا و نیز حمایت از اشغالگری و جنایات رژیم صهیونیستی در لبنان و غزه ـ در کنار رسواییهای مکرر حقوق بشری در اروپا، گویای نقش مخرب این کشورها در مشروعیتبخشی به دزدی دریایی و همراهی با طراحی آمریکایی ـ صهیونیستی برای «لبنانیسازی» جنوب ایران است.
توقیف نفتکش روسی؛ قانونیسازی دزدی دریایی در پوشش تحریم
اروپاییها در حالی مدعی ضرورت باز بودن آبراههای بینالمللی برای تردد آزاد کشتیها هستند و با همین ادعا، حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را نادیده گرفته و خواستار بازگشت شرایط آن به وضعیت گذشته میشوند که در عمل، رفتاری کاملاً متناقض با این ادعاها در پیش گرفتهاند.
در تازهترین اقدام که مصداق آشکار دزدی دریایی است، امانوئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه، اعلام کرد نیروهای این کشور با همکاری انگلیس و شماری از متحدان خود، یک نفتکش روسی (تاگور) را که تحت تحریم قرار داشته و متهم به دور زدن تحریمها بوده است، در اقیانوس اطلس توقیف کردهاند.
مکرون در توجیه این اقدام مدعی شد: «غیرقابل قبول است که کشتیها با دور زدن تحریمهای بینالمللی، نقض قوانین دریاها و تأمین مالی جنگی که روسیه بیش از چهار سال است علیه اوکراین به راه انداخته، به فعالیت خود ادامه دهند.»
این ادعا در حالی از سوی فرانسه مطرح میشود که از یک سو، بنا بر اذعان نهادهای حقوق بشری و گزارشهای سازمان ملل، تحریمها نوعی تروریسم اقتصادی محسوب میشوند که فاقد هرگونه مشروعیت حقوقی هستند، بهویژه آنکه بسیاری از این تحریمها ماهیتی یکجانبه دارند. از سوی دیگر، ادعای «بینالمللی» بودن این تحریمها نیز فاقد وجاهت است، زیرا هیچ مجوزی از سوی شورای امنیت سازمان ملل برای چنین اقداماتی صادر نشده و اروپا نمیتواند آن را بهعنوان اقدامی مبتنی بر اجماع بینالمللی معرفی کند.
بر این اساس، اقدام اروپا چیزی جز دزدی دریایی نیست؛ اقدامی که در عمل به مشروعیتبخشی به چنین رفتارهایی منجر میشود؛ همان رویهای که آمریکا طی هفتههای اخیر با ادعای محاصره دریایی علیه ایران دنبال کرده است. اروپا نه ناجی صلح و قانون، بلکه بخشی از پازل سیاستهای غارتگرانه آمریکاست؛ رویکردی که نتیجه آن نه حاکمیت حقوق بینالملل، بلکه شکلگیری رویهای خطرناک و مخرب در مسیر فروپاشی نظم حقوقی بینالمللی خواهد بود.
همصدایی اروپا با سناریوی فشار و بیثباتسازی علیه ایران
رفتار اروپاییها نشان میدهد که آنان بیش از آنکه دغدغه آزادی تردد دریایی، تجارت جهانی و امنیت آبراههای بینالمللی ـ از جمله تنگه هرمز ـ را داشته باشند، با اقدامات غیرحقوقی و جانبدارانه خود عملاً در زمین آمریکا بازی میکنند؛ رویکردی که حتی با ادعاهای مکرر آنان مبنی بر عدم مشارکت در جنگهایی که در آن نقشی ندارند نیز در تضاد آشکار قرار دارد.
اتحادیه اروپا در بیانیهای، واکنش قاطع ایران به مبدأ تجاوز اخیر آمریکا در کویت را محکوم کرد و خواستار پایبندی کامل همه طرفها به حقوق بینالملل شد. در این بیانیه همچنین تأکید شده است که اتحادیه اروپا از همه تلاشها برای کاهش تنش حمایت میکند و خواهان دستیابی به راهحلی پایدار برای جنگ میان آمریکا، رژیم صهیونیستی و ایران است.
این مواضع، افزون بر آنکه اصل بنیادین «دفاع مشروع» در حقوق بینالملل را نادیده میگیرد، در عمل نوعی مشروعیتبخشی به سیاست فشار و باجخواهی آمریکا علیه ایران است؛ سیاستی که این روزها در قالب محاصره دریایی و تلاش برای «لبنانیسازی» جنوب ایران نمود یافته است.
تجاوزات تقریباً روزانه آمریکا علیه بنادر و شهرهای جنوبی ایران، در شرایطی که غرب و سازمان ملل در برابر آن سکوت اختیار کردهاند، نمونهای آشکار از عادیسازی تجاوزگری است؛ همان الگویی که رژیم صهیونیستی در غزه و جنوب لبنان دنبال میکند. این رژیم با تکرار مستمر جنایت و کشتار، میکوشد حساسیت افکار عمومی جهانی را کاهش داده و نوعی بیتفاوتی فراگیر نسبت به این اقدامات ایجاد کند.
در این میان، رسانههای غربی نیز با توجیه این اقدامات تحت عنوان مقابله با مراکز حزبالله، به سفیدسازی جنایات رژیم صهیونیستی پرداختهاند؛ چنانکه امروز نیز در برابر دستور حملات گسترده به ضاحیه و احتمال ترور رهبران و فرماندهان مقاومت، عملاً سکوت اختیار کرده و به چند بیانیه تشریفاتی بسنده کردهاند.
به نظر میرسد آمریکاییها در پی آن هستند که همین سناریو را در بنادر و شهرهای جنوبی ایران نیز تکرار کنند تا در کنار اعمال محاصره، از آن بهعنوان اهرمی برای چانهزنی و تحمیل خواستههای خود درباره تنگه هرمز، بدون ارائه هیچگونه امتیازی به ایران، بهره ببرند.
اروپاییها نیز با سکوت در برابر این تجاوزات و صدور بیانیههای غیرمسئولانهای که عملاً تجاوز را توجیه و دفاع مشروع ایران را محکوم میکند، بهنوعی در اجرای این سناریو مشارکت دارند.
اروپا در مسیر سرابی که به کابوس بدل خواهد شد
رفتار اروپاییها در توقیف نفتکش روسی، افزایش حمایتهای نظامی از اوکراین و اتخاذ مواضع غیرمسئولانه علیه ایران، با هر انگیزه و هدفی که صورت گرفته باشد، در نهایت نهتنها به احیای اعتبار ازدسترفته سیاسی غرب در جهان منجر نخواهد شد، بلکه روند افول و حاشیهنشینی آن را شتاب خواهد بخشید.
از سوی دیگر، هزینههای این سیاستها در قالب تشدید بحرانهای اقتصادی و سیاسی، مستقیماً متوجه خود اروپا خواهد شد. در یک سوی معادله، روسیه با اتکا به ظرفیتهای داخلی و خارجی خود نشان داده است که حاضر به عقبنشینی نیست و پیامدهای این وضعیت در میدان اوکراین و بازار انرژی اروپا آشکار خواهد شد. در سوی دیگر نیز ایران بارها ثابت کرده که در برابر فشار و تهدید تسلیم نخواهد شد و بر اساس حقوق مسلم خود، هم به دفاع مشروع در برابر متجاوزان ادامه خواهد داد و هم مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز را دنبال خواهد کرد.
در این میان، نقض مکرر آتشبسها از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه مناطق جنوبی ایران و لبنان، نیازمند پاسخی متناسب، بازدارنده و پرهزینه است. اعلام بسته بودن تنگه هرمز تا زمان توقف این تجاوزات و نیز هدف قرار دادن منافع و اهداف آمریکا در منطقه، میتواند از جمله ابزارهای ایران برای پایان دادن به این روند باشد.
رفتار آمریکا و رژیم صهیونیستی نشان میدهد که آنان همچنان در مسیر خیانت به دیپلماسی و توافقات آتشبس حرکت میکنند. از اینرو، وارد کردن هزینههای سنگین برای برهم زدن معادله طراحیشده موسوم به «لبنانیسازی جنوب ایران»، از طریق هدف قرار دادن منافع نفتی، گازی و تجاری آمریکا در منطقه، میتواند بخشی از پاسخ بازدارنده ایران باشد؛ اقدامی که نهتنها آمریکا و رژیم صهیونیستی، بلکه حامیان آشکار و پنهان اروپایی آنان را نیز با تبعات سیاستهایشان مواجه خواهد ساخت؛ کشورهایی که امروز در طراحی و اجرای این سناریوی خطرناک آمریکایی ـ صهیونیستی نقشآفرینی میکنند.
نورنیوز