نورنیوز-گروه بینالملل: دولتمردان کاخ سفید با شعار «اول آمریکا» و همزمان با زنجیرهای از بحرانسازیهای جهانی، در تلاشاند تا با نمایش احیای یکجانبهگرایی آمریکایی، قدرت خود را برای سالهای آینده تثبیت کرده و حتی زمینه تغییر ساختار سیاسی این کشور از جمهوری به پادشاهی ترامپ را فراهم سازند. با این حال، شواهد و قرائن موجود از تحرکات آشکار و پنهانی حکایت دارد که هدف نهایی آن، نابودی استقلال ایالات متحده و تثبیت سلطه رژیم صهیونیستی بر این کشور است. تحرکات اخیر کنگره و دولت آمریکا در تغییر شیوه همکاری و حمایت نظامی از این رژیم، گواهی روشن بر این واقعیت است؛ واقعیتی که هشداری جدی برای آن دسته از بازیگران منطقهای و بینالمللی به شمار میرود که همچنان در توهم برخورداری از حمایت آمریکا و مصون ماندن از تجاوزات رژیم صهیونیستی، به روند سازش دل بستهاند.
شتاب گرفتن خدمت به صهیونیسم در سایه آشوبآفرینی جهانی
در میان هیاهوی جنگافروزیها و رفتارهای غیرقانونی، سلطهجویانه و بحرانساز ترامپ در سراسر جهان، وضعیت مبهم و پرآشوبی بر نظام بینالملل حاکم شده است؛ وضعیتی که پیامدهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی آن روزبهروز ابعاد گستردهتری مییابد. در این میان، تلاش برای خوشخدمتی به رژیم صهیونیستی در ساختار قدرت آمریکا نیز شتاب بیشتری گرفته است.
در شرایطی که امروز پایان دادن به جنگافروزیها، هزینهتراشیهای منفعتطلبانه ترامپ، رسواییهایی نظیر پرونده اپستین و نیز بحران اقتصادی تحمیلشده بر مردم آمریکا، به مطالبه اصلی شهروندان این کشور تبدیل شده، کنگره و کاخ سفید با نادیده گرفتن خواست عمومی، در مسیر تأمین اهداف صهیونیستها گام برمیدارند.
در همین راستا، کنگره آمریکا بر اساس یک پیشنهاد قانونی جدید و جامع، در حال حرکت به سوی ادغامی بیسابقه میان نیروهای نظامی آمریکا و اسرائیل است. پلتفرم روزنامهنگاری آنلاین Responsible Statecraft که توسط مؤسسه کوینسی مستقر در واشنگتن منتشر میشود، در گزارشی اعلام کرد که طرح ادغام زرادخانههای نظامی آمریکا و اسرائیل در نسخه مجلس نمایندگان از قانون مجوز دفاع ملی ۲۰۲۷ که طی روزهای گذشته منتشر شده، گنجانده شده است.
بر اساس این گزارش، بخش ۲۲۴ قانون دفاع ملی به طرحی با عنوان «ابتکار همکاری فناوری دفاعی ایالات متحده و اسرائیل» اختصاص دارد که در آن تصریح شده است آمریکا از سال ۱۹۴۸ تاکنون، با احتساب تورم، حدود ۲۰۰ میلیارد دلار کمک نظامی به اسرائیل ارائه کرده است.
این پلتفرم همچنین گزارش داده است که «بخش ۲۲۴ قانون دفاع ملی آمریکا زمینه را برای تحقیق و توسعه دوجانبه، تولید مشترک سلاح، سرمایهگذاریهای مشترک، توافقنامههای صدور مجوز و عملاً هر نوع همکاری میان مجتمعهای نظامی ـ صنعتی آمریکا و اسرائیل فراهم میکند.»
این اقدام کنگره، در کنار امضاهای ترامپ پای قراردادهای پنتاگون برای ارسال تسلیحات به رژیم صهیونیستی، نشان میدهد که ساختار حاکم بر آمریکا ـ چه جمهوریخواه و چه دموکرات ـ چنان وابسته به لابی صهیونیستی است که در میان انبوه بحرانهای داخلی و خارجی، اولویت اصلی خود را تأمین منافع رژیم صهیونیستی قرار داده است.
تقارن این رویکرد با انتخابات میاندورهای کنگره، بار دیگر ماهیت مستقل و آزاد انتخابات در آمریکا و میزان تأثیرگذاری رأی مردم را زیر سؤال برده و نقش لابیها و فساد ساختاری گسترده در این کشور را آشکارتر ساخته است. بیاعتمادی فزاینده آمریکاییها به ترامپ و تأکید ۷۴ درصدی افکار عمومی بر وجود فساد گسترده در کنگره، گواهی روشن بر این وضعیت بحرانی است.
ترک برداشتن روایت صهیونیستی در افکار عمومی آمریکا
با وجود تلاشهای گسترده ساختار حاکمیتی آمریکا برای خدمت به صهیونیستها، نظرسنجیها و نیز عملکرد بخشی از نخبگان سیاسی این کشور از تغییراتی معنادار در این رویکرد حکایت دارد. بخش قابل توجهی از جامعه آمریکا به این جمعبندی رسیدهاند که کشورشان عملاً به گروگان رژیم صهیونیستی تبدیل شده؛ رژیمی که جز تحمیل هزینههای نظامی، اقتصادی و حیثیتی، دستاوردی برای آنان نداشته است.
گسترش اعتراضات ضدصهیونیستی در دانشگاهها و مراکز علمی آمریکا و همچنین مخالفت حدود ۷۰ درصدی جامعه این کشور با جنگافروزی علیه ایران، نشانههایی از همین تغییر نگرش است.
در عرصه سیاسی نیز مخالفت با هزینه شدن منابع آمریکا برای رژیم صهیونیستی رو به افزایش است؛ چنانکه جو کنت، مسئول مبارزه با تروریسم آمریکا، در متن استعفای خود صراحتاً اعلام میکند که ایران هیچ تهدیدی برای آمریکا نبوده و ترامپ صرفاً به خاطر اسرائیل وارد جنگ شده است.
مجموعه هزینههای سنگینی که رژیم صهیونیستی بر آمریکا تحمیل کرده، موجب شده است نفوذ و جایگاهی که این رژیم طی دهههای گذشته در ساختار سیاسی آمریکا داشته، به تدریج رو به افول گذارد؛ موضوعی که تهدیدی جدی برای رژیمی محسوب میشود که حیات نامشروع آن همچون انگلی وابسته به بدن میزبان، از طریق آمریکا استمرار یافته است.
با توجه به این واقعیات، میتوان گفت رژیم صهیونیستی با دور زدن قوانین و انتقال الگوی حمایتها از کمکهای سالانه ۳.۸ میلیارد دلاری به مشارکت در تولید تجهیزات و فناوریهای نظامی، در پی فریب افکار عمومی و استمرار استفاده از مالیات شهروندان آمریکایی برای تأمین هزینه کشتارها و اشغالگریهای آینده است؛ روندی که همزمان، سلطه این رژیم بر ساختار آمریکا را نیز تشدید میکند.
مهندسی وابستگی؛ راهبرد جدید صهیونیستها برای تسخیر ساختار آمریکا
هرچند در ظاهر، طرح کنگره صرفاً نوعی حمایت نظامی با سازوکاری جدید از رژیم صهیونیستی به نظر میرسد، اما فرایند اجرایی آن ـ از جمله ایجاد کارخانهها، مراکز فناوری و واحدهای تولیدی مشترک ـ علاوه بر حذف نظارت مؤثر بر همکاریهای نظامی آمریکا و اسرائیل و سپردن آن به خواست صهیونیستها، میتواند نفوذ لابی صهیونیستی در میان نمایندگان و سناتورهای ایالتهای مختلف را نیز افزایش دهد.
این طرح به دلیل برخورداری از کارکردهای اشتغالزایی، زمینه وابستگی بیشتر سیاستمداران آمریکایی به شبکههای نفوذ صهیونیستی را فراهم خواهد کرد.
نمونهای از این راهبرد وابستهسازی ساختاری را میتوان در پدیده مشکوک ترور دانشمندان آمریکایی مشاهده کرد؛ ترورهایی که در مدت کوتاهی شمار آنها به ۱۱ مورد رسیده است. ترورهایی که هم از حیث شیوه اجرا با الگوهای موساد همخوانی دارند و هم از منظر تخصص و حوزه فعالیت قربانیان، با مراکز و فناوریهایی مرتبط هستند که رژیم صهیونیستی در پی نفوذ بیشتر در آنهاست.
این واقعیت زمانی آشکارتر میشود که اخیراً فاش شده است ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، بهصورت روزانه به تلآویو گزارش عملکرد ارائه میکند؛ موضوعی که از نگاه منتقدان نشان میدهد این رژیم صهیونیستی است که برای کشوری با بیش از ۳۰۰ میلیون نفر جمعیت تصمیمسازی میکند.
پیام راهبردی برای دلبستگان سازش و توافقهای ابراهیمی
فرایند تشدید وابستهسازی ساختاری آمریکا به رژیم صهیونیستی را میتوان واقعیتی تلخ برای طرفداران سازش و همراهی با طرحهایی نظیر توافقهای ابراهیمی دانست؛ چراکه این روند نشان میدهد برای بخش مهمی از ساختار قدرت آمریکا، اصل «اول اسرائیل» جایگزین هر ملاحظه دیگری ـ حتی منافع ۳۰۰ میلیون شهروند آمریکایی ـ شده است و دلبستگان به سازش نیز در نهایت در مسیر پذیرش سلطه این رژیم قرار خواهند گرفت.
تحولات یادشده بار دیگر این حقیقت را اثبات میکند که تنها راه دستیابی به امنیت پایدار در غرب آسیا، پایان دادن به حضور نظامی آمریکا و شکلدهی به مقابلهای واحد با رژیم صهیونیستی است.
امروز جمهوری اسلامی ایران با ایستادگی در عرصه نظامی و دیپلماتیک، پیگیری حقوق مشروع خود، گسترش مفهوم امنیت به سراسر منطقه و مدیریت هوشمند تنگه هرمز، گامهای مهمی در مسیر تحقق این اهداف برداشته است. همراهی سایر کشورهای منطقه با این رویکرد نیز میتواند نقشآفرینی آنان را در تحقق امنیت بومیمحور و پایدار بیش از پیش تقویت کند.
نورنیوز