نورنیوز-گروه بین الملل: «جرارد بیکر» نویسنده آمریکایی در مقالهای در روزنامه وال استریت ژورنال استدلال میکند که «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا علیرغم آگاهی قبلی خود از عواقب جنگهای طولانی، اشتباهات اسلاف خود را در خاورمیانه تکرار کرده است. او توافق پیشبینیشده با ایران را نه یک «پیروزی» برای واشنگتن، بلکه بیشتر تلاشی از سوی آمریکا برای رهایی از یک مخمصه استراتژیک پرهزینه میداند.
بیکر اظهار میکند که دولت ترامپ از آغاز جنگ متجاوزانه علیه ایران با همراهی رژیم صهیونیستی، گزینههای خوب کمی داشته است و توضیح میدهد که بیشترین چیزی که این توافق پیشبینیشده میتواند به آن دست یابد، بازگشت به وضعیت قبل از جنگ است: «بازگشایی تنگه هرمز و از سرگیری مذاکرات در مورد برنامه هستهای ایران، اما با نظام ایرانی که از نظر استراتژیک قویتر است.»
نویسنده خاطرنشان میکند که دولت ترامپ با این باور وارد این رویارویی شد که فشار نظامی و تحریمها ظرف چند هفته به «تسلیم بیقید و شرط» تهران منجر خواهد شد. با این حال، طبق این مقاله، ارزیابیهای آمریکاییها در درک آنها از قابلیتهای دفاعی ایران و تمایل آن به مقابله و مقاومت، ناقص بوده است.
اشتباهات مکرر
بیکر استدلال میکند که این الگو در سیاست آمریکا چیز جدیدی نیست، بلکه دهههاست که در جنگهای خاورمیانه تکرار میشود، جایی که واشنگتن قدرت نظامی و توانایی خود را برای حل سریع مناقشات بیش از حد ارزیابی میکند، در حالی که ظرفیت دشمنان خود را برای انعطافپذیری و مقاومت دست کم میگیرد.
طبق این مقاله، بازگشت به تشدید نظامی یک گزینه واقعبینانه نبود، زیرا هرگونه تلاش برای حل این درگیری از طریق زور، مستلزم یک جنگ در مقیاس بزرگ شامل عملیات دریایی گسترده در خلیج فارس، حمله زمینی و استقرار گسترده نیروهای آمریکایی برای نابودی و ایمنسازی زیرساختهای هستهای ایران بود.
نویسنده میافزاید که چنین جنگی به معنای مقابله با کشوری با جمعیتی بیش از مجموع عراق و افغانستان، با رهبری سیاسی و نظامی آماده برای «جنگیدن تا پایان» بود که منجر به تلفات انسانی و مادی غیر قابل قبول برای افکار عمومی آمریکا میشد.
بیکر همچنین از آنچه که او اهریمنسازی هر صدایی که امکان جنگ علیه ایران را زیر سوال میبرد، انتقاد و تأکید میکند که انتقاد از استراتژی آمریکا به معنای حمایت از ایران نیست.
مرور اشتباهات
نویسنده مقاله وال استریت ژورنال استدلال میکند که یکی از مهمترین عناصر قدرت آمریکا، توانایی آن در بررسی عمومی اشتباهات و بحث در مورد سیاستها بدون اتهام خیانت است و نسبت به تکرار روایتهای «خنجر از پشت» که با شکستهای تاریخی قدرتهای بزرگ همراه بود، هشدار میدهد.
در یک زمینه وسیعتر، این مقاله آنچه را که به عنوان چرخههای نوسان در سیاست خارجی آمریکا از زمان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ توصیف میکند، بررسی میکند، نوسانی بین «غرور نظامی» و «احتیاط بیش از حد».
به گفته نویسنده، «بیل کلینتون» رئیسجمهور اسبق ایالات متحده، با حملات القاعده ضعیف برخورد کرد، در حالی که «جورج دبلیو بوش» از روسای جمهور سابق آمریکا، با اعتماد به نفس بیش از حد، با عجله به حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ پرداخت. سپس «باراک اوباما» سیاستی مردد را در سوریه دنبال کرد، قبل از اینکه ریاست جمهوری «جو بایدن» با خروج آشفته از افغانستان پایان یابد.
جرالد بیکر معتقد است که در ابتدا به نظر میرسید ترامپ با اجتناب از جنگهای آشکار از تجربههای اسلاف خود درس گرفته باشد، اما در نهایت همان اشتباهات را تکرار کرد و میپرسد: «چگونه رهبری که تاریخ را شاهد بوده چیزی نیاموخته و میتواند آنها را تکرار کند؟»