نور نیوز-گروه سیاسی: در حالی که روند رایزنیها میان تهران و واشنگتن با هدف دستیابی به یادداشت تفاهمی برای تعیین چارچوب مذاکراتی وارد مرحلهای تازه شده، سفر امروز هیات نمایندگی جمهوری اسلامی ایران به ریاست محمدباقر قالیباف به دوحه را میتوان بخشی از پازل دیپلماتیکی دانست که طی هفتههای اخیر با میانجیگری پاکستان برای پایان دادن به جنگ تحمیلی شکل گرفته و همچنان در حال تکمیل است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، گفتوگوهای دوحه تنها به مسائل دوجانبه محدود نخواهد بود و موضوعاتی چون تنگه هرمز سازوکارهای مرتبط با کاهش تنش و آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران نیز در دستور کار قرار دارد. همزمانی این تحرکات دیپلماتیک با تداوم آتش بس در جنگ ۴۰ روزه، نشان میدهد منطقه وارد مرحلهای جدید شده است؛ مرحلهای که در آن، نهتنها قواعد بازدارندگی، بلکه الگوی تعاملات امنیتی و سیاسی نیز در حال بازتعریف است.
جنگ ۴۰ روزه، صرفنظر از روایتهایی که درباره نتایج آن وجود دارد، یک واقعیت مهم را آشکار کرد: فرضیه وادارسازی ایران به تسلیم از طریق ابزار نظامی علی رغم استفاده آمریکا و رژیم صهیونیستی از حداکثر توان نظامی اشان، با شکست روبرو شد. حفظ توان پاسخگویی ایران در طول جنگ و استمرار ظرفیت عملیاتی آن، این پیام را به بازیگران منطقهای و فرامنطقهای منتقل کرد که هرگونه بیثباتسازی علیه تهران، الزاماً پیامدهایی محدود و قابل کنترل نخواهد داشت. همین مسئله سبب شده است که تلاش برای دستیابی به یک چارچوب مذاکراتی، دیگر صرفاً در قالب گفتوگویی درباره توقف تنش فهم نشود، بلکه بخشی از تلاش برای تعریف موازنهای جدید در منطقه تلقی شود؛ موازنهای که در آن هزینه و فایده رویارویی نظامی برای همه طرفها تغییر کرده است.
بیش از سه دهه است که ایران بر ضرورت شکلگیری امنیت جمعی در خلیج فارس با اتکا به ظرفیتهای بومی منطقه تأکید میکند. با این حال، نظم امنیتی منطقه در عمل بر الگویی متفاوت استوار شد؛ الگویی که در آن تهدید، تحریم و فشار عمدتاً متوجه ایران بود، در حالی که برخی دولتهای منطقه با اتکا به پایگاههای نظامی خارجی و پیوندهای امنیتی با قدرتهای فرامنطقهای، از ثبات اقتصادی و حاشیه امنیت کامل برخوردار بودند. نتیجه چنین وضعیتی، شکلگیری یک عدم توازن امنیتی بود که در آن، هزینههای بحران عمدتاً بر دوش تهران قرار میگرفت، اما منافع ثبات در سطح منطقه توزیع میشد. جنگ اخیر اما این فرض دیرپا را با پرسشهایی جدی مواجه کرده است.
یکی از سناریوهای محتمل در صورت عبور از مرحله تفاهم اولیه و ورود به مذاکرات، شکلگیری وضعیت «نه جنگ و نه صلح» است؛ شرایطی از تعلیق امنیتی که شاید نامطلوبترین وضعیت برای ایران و منطقه باشد. در چنین وضعیتی، نه افق روشنی برای توافق نهایی وجود خواهد داشت و نه امکان بازگشت به یک ثبات پایدار فراهم میشود. سرمایهگذاریهای اقتصادی، پروژههای منطقهای، بازار انرژی و حتی مسیرهای تجاری، همگی در فضایی از نااطمینانی قرار خواهند گرفت. تجربه سالهای گذشته نشان داده که اقتصادهای منطقه خلیج فارس، برخلاف تصور رایج، از ناامنیهای محدود و مقطعی نیز مصون نیستند و هرگونه اختلال در محاسبات امنیتی میتواند دامنهای فراتر از مرزهای یک کشور پیدا کند.
در همین نقطه است که مهمترین تحول راهبردی پس از جنگ اخیر خود را نشان میدهد. اگر در دهههای گذشته، ناامنی و فشار عمدتاً مسئلهای ایرانی تلقی میشد و بسیاری از بازیگران منطقهای تصور میکردند میتوانند همزمان با تداوم فشار بر تهران، از مزایای ثبات اقتصادی و امنیتی بهرهمند بمانند، اکنون ایران در این معادله را بازتعریف کرده است. اکنون این واقعیت غیر قابل اجتناب آشکار شده که امنیت در منطقه لاجرم یا باید ماهیتی جمعی داشته باشد یا بیثباتی نیز به مسئلهای جمعی بدل خواهد شد. این بدان معنا نیست که ایران لزوماً در پی گسترش تنش است؛ بلکه برعکس، هدف میتواند تغییر محاسبات امنیتی طرفهای منطقهای از طریق افزایش هزینه بیثباتی باشد. به بیان دیگر، ایران میکوشد این درک را تثبیت کند که همه بهره مندان از امنیت در منطقه باید سهم خود را در ایجاد امنیت پایدار بپردازند و در آن مشارکت داشته باشند. ثبات پایدار در منطقه تنها زمانی امکانپذیر است که منافع امنیتی همه بازیگران، از جمله تهران، در آن لحاظ شود.
از این منظر، سفر هیات ایرانی به دوحه و همزمانی آن با تلاشها برای تدوین چارچوب مذاکراتی، تنها یک تحرک دیپلماتیک معمولی نیست، بلکه بخشی از فرآیند شکلگیری یک نظم امنیتی تازه در خلیج فارس است؛ نظمی که موفقیت یا شکست آن تا حد زیادی به این پرسش وابسته خواهد بود که آیا بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، پیام ناشی از جنگ ۴۰ روزه را پذیرفتهاند یا همچنان بر محاسبات پیشین اصرار خواهند کرد. آنچه تاکنون روشن شده، این است که ایران نشان داده برای پیگیری این راهبرد، هم ابزارهای لازم را در اختیار دارد و هم اراده سیاسی و امنیتی لازم برای تثبیت آن را.