نورنیوز-گروه سیاسی: اما اکنون مورد شماتت گسترده قرار دارد که چرا دارای «هدف و ابزار و زمانبندی مشخص» درباره جنگ نیست و از سودای فتح ایران، به حضیض ماجراجویی ناکام در تنگه هرمز و ناسزاگویی و التماس برای بازگشایی تنگه افتاده است.
2) ترامپ دیروز گفت: «دو طرف در مذاکرات خیلی به هم نزدیک شدهاند. یادداشت تفاهم با ایران تا حد زیادی مورد توافق قرار گرفته و جزئیات نهائی در حال حاضر در دست نهائیسازی است و به زودی اعلام خواهد شد». این، البته روایت اوست. طبعاً با کسی که اذعان کرده درصدد نابودی موجودیتی و تمدنی ایران بوده و دو بار هم وسط مذاکرات مرتکب خیانت شده، نمیتوان مذاکره و توافق متعارف داشت. اما در عین حال، باید بررسی کرد که آن شرور یاغی، در چه شرایطی مذاکره میکند و چه توقعی دارد؟
3) چند ارزیابی را در اینباره مرور کنیم:
«- ایندیپندنت: جنگ ترامپ علیه ایران، در معرض تبدیل شدن به یک شکست راهبردی تحقیرآمیز است.
- جروزالم پست: ایران در جنگ نه تنها فرو نپاشید، بلکه کنترل تنگه هرمز را تثبیت کرد، اتحادهایش را از نو ساخت و نهادهایی را که آمریکا هدف گرفته بود، تقویت کرد.
- ژنرال گیورا ایلاند، رئیس سابق شورای امنیت اسرائیل: سناریوی خوب، بازگشت به روال پیش از جنگ در تنگه هرمز است. ایران آشکارا در جنگ پیروز شد. آمریکا در تنگنا گیر افتاده و اسرائیل نیز در مخصمه بزرگتری قرار گرفته است.
- فایننشال تایمز: ترامپ هیچ راه سادهای برای واداشتن ایران به عقب نشینی ندارد. گزینههای او محدود و پر ریسک هستند. ایران، 40 روز بمباران را بدون عقبنشینی تحمل کرد و سرسختتر شد. جنگ دوباره، خطرِ افتادن به باتلاق پرهزینه را در پی دارد.
- وال استریت ژورنال: استمرار درگیری و اختلال در تنگه هرمز، قیمت بنزین را به مرز بحران رسانده و تابآوری دولت ترامپ را به کمتر از چند هفته کاهش داده است. ایران با تکیه بر توان موشکی و موج بحران جهانی نفت، حاضر به عقبنشینی نیست. گزینههای ترامپ در بنبست راهبردی، به بد و بدتر تقسیم شده. پذیرش شروط ایران، پایان هژمونی آمریکاست؛ و ردّ آن، اقتصاد آمریکا را با خطر تورم مهارناپذیر و بنزین ۷ دلاری روبهرو میکند.
-سوزان مالونی کارشناس مؤسسه بروکینگز: مسیرهای پیش روی ترامپ به باخت ختم میشود، یا یک توافق ناقص که اتهامات ضعف را متوجه او میکند، یا تشدید تنش که جنگ را به بحرانی باز تبدیل کند، یا ماندن در منطقه خاکستری، که نه صلحی برای اعلام وجود دارد، نه پیروزی برای فروختن، و نه راهی برای خروج.
- روزنامه هیل: از هر ۱۰ آمریکایی، ۹ نفر نگران افزایش قیمت کالاها طی سه ماه آینده هستند که به دلیل شوک انرژی ناشی از جنگ، رو به افزایش است.
- فاکس نیوز: واشنگتن در وحشت است. تله استراتژیک و نبوغ آمیز ایران در افزایش قیمت نفت، ممکن است ترامپ را مجبور کند تا برای نجات، به شکل تحقیرآمیزی تسلیم شود.
- آلون میزراحی، تحلیلگر یهودی: آمریکا اگر در مذاکرات عقبنشینی کند، ایران بزرگترین جنگ خود را برده و به بازیگری مشروع با نقش حیاتی در نظم پساآمریکایی تبدیل خواهد شد. ایران با مهارتی شگفتانگیز، آمریکا را مجبور کرده بین نابودی اعتبار و کوچک شدن امپراتوری، یا نابودی نظامی و اقتصادی، انتخاب کند.
4) وزیر خارجه پاکستان دیروز اظهار کرد «مذاکرات صلح آمریکا با ایران، به پیشرفت معناداری رسیده است». و یک مقام وزارت خارجه پاکستان به العربی الجدید گفت: «توافق موقت، شامل گشایش تنگه هرمز و رفع محاصره بنادر ایران است؛ همچنین رفع محدودیت از داراییهای مسدود شده ایران». سخن از یک «یادداشت تفاهم» است که واجد کمترین ارزش حقوقی در میان توافقات دیپلماتیک محسوب میشود. روایت رسانهها از محتوای پیشنویس، فراوان و بسیار متناقض است. گفته میشود موضوع هستهای از تفاهمنامه حذف شده است. رسانههای اسرائیلی و آمریکایی (هاآرتص، فاکس نیوز و...) نوشتهاند: «ترامپ به نتانیاهو اطلاع داد که بدون خلع کامل هستهای ایران و خروج تمام اورانیوم غنی شده، توافق نهائی را امضا نخواهد کرد». برخی منابع ایرانی هم میگویند همچنان موضوعات اختلافی پابرجاست و اگر حل نشود، توافق نخواهد شد؛ از جمله، موضوع هستهای که ایران درباره آن مذاکره نمیکند؛ و اجازه تردد کشتیها از تنگه هرمز صرفاً تحت مدیریت ایران.
5) گفته شده که «پس از اجرای تفاهمنامه، مذاکره برای توافق درباره مسائل نهائی انجام میشود و حدود ۵۰ درصد از داراییهای بلوکه شده ایران در قطر، عراق و ترکیه (۱۲ میلیارد دلار) در دسترس قرار میگیرد». الجزیره میگوید «پیش نویس، شامل پایان جنگ در همه جبهه ها از جمله لبنان، آزاد شدن میلیاردها دلار از داراییهای ایران، لغو محاصره دریایی و گشایش تنگه هرمز و خروج نیروهای آمریکایی از مجاورت ایران خواهد بود و پس از آن، طرفین ۳۰ روز فرصت خواهند داشت تا درباره مسئله هستهای به توافق برسند. ایران با وجود خوشبینی ترامپ، تأکید دارد هیچ اقدام هستهای جدیدی را نپذیرفته است. مسئله حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و آزادی تردد نیز، همچنان گره اصلی مذاکرات به شمار میرود». همچنین به گزارش المیادین، «متن موجود، یادداشت تفاهم برای مذاکره درباره چارچوب توافق نهائی است که فعلاً شامل پایان دادن به جنگ، تسهیل ناوبری در تنگه هرمز، خروج ناوگان آمریکا از مجاورت ایران و پایان محاصره دریایی میشود».
6) در مذاکرات غیرمستقیم فعلی، طبعاً اگر روی متنی توافق شده باشد، آن متن باید در دسترس عموم قرار بگیرد. آمریکا، اسرائیل و برخی دولتهای متخاصم منطقه را در جریان گذاشته و بنابراین موضوع محرمانهای باقی نمیماند. اگر هم کارشکنی میکند، باید اطلاعرسانی شود تا روایت مصاف دیپلماتیک، به دست دشمن نیفتد و دچار تحریف در جنگ روایتها نشود. باید توجه داشت در مذاکرات گذشته نیز، واسطههای قطری و عمانی، از توافق خبر میدادند و ترامپ، توافق را نزدیک میدانست! حتی برخی مقامات دولتی خودمان هم توافق را قریبالوقوع میدانستند، اما با خیانت و جنایت آمریکا و اسرائیل در وسط مذاکرات غافلگیر شدند.
7) روایتسازی اخیر بیگانگان درباره توافق، در حالی است که آقای قالیباف رئیس تیم مذاکرهکننده، در دیدار فرمانده ارتش پاکستان به درستی گفت: «ما در حال مذاکره بودیم که آمریکا جنگ به راه انداخت و حالا میگوید برای پایان آن مذاکره کنیم. در آتشبسی بودیم که شما واسطه بودید و آمریکا با نقض عهد، محاصره دریایی کرد و حالا به دنبال برداشتن آن است!». آیا در این واقعیتها تغییری رخ داده که بتوان خوشبین بود؟ از یاد نمیبریم که آقای پزشکیان و شهید لاریجانی، متولیان مذاکرات بودند و هر دو مورد حملات تروریستی قرار گرفتند. طرفی که به مذاکره باور دارد، متولیان مذاکره را هدف میگیرد و ترور میکند؟!
8) هیچ یک از اهدافی که ترامپ درباره پیروزی سه روزه، براندازی نظام و نابودی توانمندیهای نظامی، هستهای و منطقهای ایران عنوان کرده بود، عملی نشد. فراتر از این، ایران، دست برتر را پیدا کرد و تبدیل به قدرتی منطقهای شد که بر تنگه راهبردی هرمز حکمرانی میکند و میتواند به کمک متحدان، باب المندب را هم به روی طرفهای متخاصم ببندد. آمریکا میخواهد در مذاکرهای که میزش را دوبار بمباران کرده، همین شکست فاحش را تبدیل به پیروزی کند! ترامپ بارها با ادبیات مخلف لو داده که جنگ را علیه موجودیت و تمدن ایران به راه انداخت. در برابر جنگ موجودیتی و تمدنی، مذاکره و توافقات متعارف معنا ندارد. شکست دشمن در میدان، باید در فرآیند مذاکره و دیپلماسی تثبیت شود و البته این دیپلماسی، صرفاً به واسطه مذاکره با آمریکا تأمین نمیشود. ملت ما داغدار شهادت رهبر والامقام، شماری از مدیران ارشد و سرداران و دانشمندان، و بیش از 3 هزار هموطن خود است وگریبان متجاوزان را رها نخواهد کرد. اگر این شهادتهای مظلومانه (و از جمله به خاک و خون کشیده شدن بیش از 200 دختر دانشآموز) برای ما موضوعی ناموسی است -که قطعاً هست- نمیتوانیم با این جنایت بزرگ کنار بیاییم و مذاکراتی متعارف (بده بستانی) را پیش ببریم، آن هم در حالی که تهدید سر جای خود باقی است. بدون تعیین تکلیف جنگ، تنگه گشودنی نیست.
9) ملت ما از مطالبه غرامت و خسارت و تاوان و تنبیه متجاوز و رفع شرّ او کوتاه نخواهد آمد و از حکمرانی بر تنگه هرمز به عنوان حاکمیت سرزمینی خود عقب نخواهد نشست. سلاح بازدارنده کشور در مقابل جنگ موجودیتی، قابل مذاکره و معامله نیست. وقتی متجاوز تعیین تکلیف و شرّ او برطرف شد، آنگاه میتوان درباره استفاده کشورها از محدوده آبهای سرزمینی ایران (به شرط عبور بیضرر) مذاکره و معامله کرد. پیروزیهای بزرگ ما در این دفاع مظلومانه، باید بر مذاکرات حاکم باشد. مذاکرات، فقط در صورت تثبیت پیروزیها، ادامه میدان و درست است. دست آمریکا در موضوع تنگه هرمز و بحران جهانی تأمین نفت و انرژی، زیر ساطور است و نباید اجازه داد که با توافقی نیم بند، از مخمصه فرار کند، آرامشی را که از بازارها دریغ کرده برگرداند، و برای تعرض دوباره جسور شود. بازگشایی تنگه بدون تأمین مطالبات مشروع ایران، خلاف مصالح راهبردی و ناممکن است. آمریکا با وعده نسیه دسترسی به 12 میلیارد دلار اموال مسدود، نمیتواند به وضعیت ماقبل جنایت جنگی فرار کند. ما یادمان نرفته که ترامپ یک ماه قبل، چگونه به توافق خیانت کرد و پس از توئیت دو خطی آقای عراقچی درباره بازگشایی تنگه (و کاهش قیمت نفت) مدعی شد به محاصره دریایی ادامه میدهد. خباثت بعدی، حمله جنایتکارانه اسرائیل به لبنان، خلاف تعهد آمریکا بود.
10) «خاتمه جنگ»، بدون تعیین تکلیف جنایات جنگی دشمن، محال عقلی است. منطقاً «تضمین عدم تعرض مجدد»، از دل «یادداشت تفاهم» بیرون نمیآید، اما توافق نیم بند، نیاز حیاتی ترامپ برای مهار بحران اقتصادی ناشی از جنگ را تأمین میکند. توقع توافق خوب با شرور عهدشکنی که حتی به توافقات با متحدانش هم پایبندی نشان نداده، دور از ذهن است، مگر اینکه حفظ و تداوم فشار فرسایشی ایران در تنگه هرمز و فرا منطقه (و نه برداشتن این فشار)، او را مجبور به عقبنشینی کند. توافق با عنصر غدّاری که تعهد دولت آمریکا در برجام را زیر پا گذاشت و دوبار به مذاکره خیانت کرد، مانند نقش زدن بر روی قالب یخ، در زیر آفتاب است.
11) یک احتمال جدی که نباید مغفول بماند، این است که دشمن آمریکایی- صهیونیستی، از رصد ملاقات واسطههای مذاکرات با شخصیتهای نظام، برای ردزنی استفاده میکند. شرایط برخلاف تظاهر مذاکراتی دشمن، جنگی است. سعدی در بوستان میگوید: «سکندر که با شرقیان حَرب داشت- درِ خیمه گویند در غرب داشت/ چو بهمن به زاولستان خواست شد- چپ آوازه افکند و از راست شد». در برابر دشمن زخمخورده و مترصد، نمیتوان جانب احتیاط را فرو گذاشت و از آرایش دفاعی و تهاجمی غفلت کرد.
کیهان