نورنیوز-گروه بینالملل: مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در سفری رسمی راهی هند شده است؛ سفری که با دو هدف اصلی دنبال میشود: از یک سو احیا و توسعه روابط با هند و از سوی دیگر حضور در نشست گروه کواد؛ ائتلافی راهبردی متشکل از آمریکا، هند، ژاپن و استرالیا.
هرچند روبیو در این سفر با طرح ادعاهایی درباره تنگه هرمز، نقش آمریکا در تضمین آزادی حملونقل انرژی، ارائه وعدههای سیاسی و اقتصادی و نیز برجستهسازی اهمیت ائتلاف کواد، در پی نمایش قدرت واشنگتن و گسترش مناسبات با دهلینو بوده است، اما شواهد نشان میدهد که این تحرکات بیش از هر چیز بیانگر شتاب و اضطراب آمریکا برای دلجویی از هند پس از ناکامیهای راهبردی اخیر، چرخش تدریجی دهلینو به سوی ایران و روسیه و فاصله گرفتن از سیاستهای واشنگتن است. افزون بر این، تلاش آمریکا برای احیای کوادی که عملاً کارکرد خود را در معادلات منطقهای، بهویژه در پروژه مهار چین و فشار بر ایران، روسیه، بریکس و سازمان شانگهای از دست داده، نیز بخشی از اهداف این سفر به شمار میرود.
تغییر محاسبات دهلینو پس از تحولات اخیر
دولتمردان هند طی سالهای اخیر بر این تصور بودند که با اتخاذ سیاستی پاندولی و رویکرد همزمان به شرق و غرب، در حالی که عضو ائتلافهایی چون بریکس و سازمان شانگهای نیز هستند، میتوانند منافع بیشتری کسب کرده و نقشآفرینی جهانی خود را ارتقا دهند؛ حتی تا سطح عضویت دائم در شورای امنیت. در همین چارچوب، دهلینو با فاصله گرفتن تدریجی از برخی کشورهای اسلامی، روابط گستردهای با رژیم صهیونیستی برقرار کرد؛ چنانکه سفر چندی پیش نارندرا مودی به سرزمینهای اشغالی و توافق ۱۰ میلیارد دلاری میان دو طرف در همین مسیر قابل ارزیابی است.
اما این محاسبات با تحولات جدید جهانی، از جمله اعمال تعرفههای ۵۰ درصدی آمریکا علیه هند، پیامدهای جنگافروزی آمریکایی ـ صهیونیستی علیه ایران و تغییر معادلات انرژی و تجارت جهانی، با چالش جدی روبهرو شد. مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز و بحرانهای ناشی از اختلال در انرژی و مواد غذایی نیز بر این روند افزود؛ بهگونهای که هند از یک سو بر نادیده گرفتن تحریمهای ضدروسی و ادامه واردات نفت و گاز از مسکو اصرار ورزید و از سوی دیگر، با وجود چند سال توقف واردات انرژی از ایران، نهتنها به احیای این روند روی آورد، بلکه توسعه روابط با تهران و هماهنگی مستمر برای عبور کشتیهایش از تنگه هرمز را نیز در دستور کار قرار داد.
مواضع اخیر هند در نشست وزرای خارجه بریکس و تأکید بر گسترش روابط با ایران، روسیه و چین، نشانهای آشکار از این تغییر رویکرد و درسهایی است که دهلینو از تحولات گذشته آموخته است.
واشنگتن و بحران بازسازی اعتماد ازدسترفته
روبیو هرچند کوشیده است تصویری قابل اعتماد از آمریکا و دولت ترامپ ارائه دهد، اما کارنامه یکساله ترامپ، بهویژه جنگافروزی علیه ایران در حمایت از رژیم صهیونیستی، دیوار بیاعتمادی متحدان واشنگتن را بلندتر از گذشته کرده است.
امروز حتی متحدان اروپایی آمریکا، دریافتهاند که اولویت اصلی کاخ سفید نه امنیت و منافع شرکای خود، بلکه حفظ منافع اسرائیل است. در همین حال، بحران تنگه هرمز و تبعات اقتصادی و انرژی ناشی از آن نیز ناتوانی آمریکا در تضمین منافع متحدانش را آشکار ساخت؛ تا جایی که امروز حتی متحدان سنتی واشنگتن در اروپا و ناتو نیز تمایلی به همراهی با طرحهای آمریکا ندارند و بر ضرورت دیپلماسی و هماهنگی با ایران برای تأمین امنیت عبور از تنگه هرمز تأکید میکنند، نه اتکا به وعدههای واشنگتن.
در چنین شرایطی، سخنان روبیو در هند و طرح موضوعاتی نظیر افزایش همکاریهای اقتصادی و حتی بازنگری در تعرفهها، شاید در کوتاهمدت تصویری رسانهای از بهبود روابط دو کشور ایجاد کند، اما در عمل، ظرفیت اعتمادسازی آمریکا به مرحلهای رسیده که بیش از هر زمان دیگری رو به افول است؛ بهویژه آنکه ترامپ بارها نشان داده فاقد ثبات رفتاری و راهبردی است و نمیتوان بر تصمیمات او تکیه کرد. افزون بر این، تحولات جنگ رمضان نیز توخالی بودن هیمنه نظامی آمریکا در برابر مقاومت را آشکار و افسانه شکستناپذیری واشنگتن را با تردید جدی مواجه کرده است.
کواد؛ ائتلافی در سایه فرسایش راهبردی آمریکا
یکی از محورهای اصلی سفر روبیو به هند، حضور در نشست کواد است. او پیش از سفر به دهلینو تأکید کرده بود که واشنگتن بهطور عمیق به این ائتلاف راهبردی با هند، ژاپن و استرالیا متعهد است و همکاری با اعضای کواد را در سال آینده نیز ادامه خواهد داد.
این ائتلاف در سال ۲۰۰۷ به ابتکار شینزو آبه، نخستوزیر وقت ژاپن، و با حمایت دیک چنی، معاون رئیسجمهور آمریکا، جان هاوارد، نخستوزیر استرالیا و مانموهان سینگ، نخستوزیر هند، شکل گرفت و هدف اصلی آن نیز تأمین منافع آمریکا در منطقه آسیا ـ اقیانوسیه، بهویژه مهار چین بود. در واقع، اعضای این ائتلاف در چارچوب راهبرد کلان واشنگتن، به بخشی از پازل فشار علیه چین و حتی ایران، روسیه و ائتلافهایی نظیر بریکس و سازمان شانگهای تبدیل شده بودند.
هرچند آمریکا در مقاطعی توانست بخشی از اهداف این گروه را پیش ببرد، اما تحولات دوران ترامپ، بهویژه جنگ رمضان، ظرفیت واشنگتن برای استمرار این روند را زیر سؤال برده است؛ چنانکه سفرهای شتابزده و رویکردهای متناقض آمریکا در قبال چین، نشانهای از این وضعیت به شمار میرود. از سوی دیگر، اعضای کواد نیز بهتدریج دریافتهاند که آمریکا توان تضمین منافع آنان را ندارد؛ مسئلهای که در گرایش هند و ژاپن به واردات انرژی از روسیه و توسعه روابط با ایران برای تضمین امنیت مسیرهای انرژی بهوضوح قابل مشاهده است.
نظم نوین جهانی در مسیری حرکت میکند که دیگر مجالی برای یکجانبهگرایی آمریکا باقی نگذاشته است و بسیاری از ائتلافسازیهای واشنگتن نیز بیش از آنکه واقعیتی راهبردی باشند، به ساختارهایی نمادین تبدیل شدهاند. همانگونه که ناتو پس از دههها با نشانههای جدی واگرایی مواجه شده، در مجامع جهانی و اتحادیههای منطقهای نیز نفوذ و مقبولیت سیاستهای آمریکا رو به کاهش است.
کواد امروز بیش از آنکه یک ائتلاف مؤثر راهبردی باشد، به محفلی برای دیدارهای تشریفاتی و عکسهای یادگاری شباهت دارد؛ نشستهایی فاقد ضمانت اجرایی و انسجام عملیاتی. از این رو، تلاشهای تبلیغاتی روبیو برای نمایش کواد بهعنوان ائتلافی کارآمد و تعیینکننده نیز بعید است بتواند تغییری در این واقعیت ایجاد کند.
نورنیوز